• تقی زاده
  • سمیرا مرتضوی

کانادا

۴-اسفند-۱۳۹۷, ۰۱:۴۶ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۴-اسفند-۱۳۹۷ ۰۱:۵۶ عصر توسط Black Velvet.)
ارسال: #291
   
RE: کانادا
سلام سلام بچه ها
حالتون چطوره ! کلی دلم برای خانواده ام تنگ شده !! ولی حقیقتا اگر اونها اینجا بودن واقعا به برگشت فکر نمی کردم ! الان تنها دلیل برگشتنم خانواده ام هستن !
شاید همتون در مورد غربت و تنهایی شنیده باشید و خیلی جاها هم در موردش مطلب خونده باشید !
الان خیلی از دوستام از من سوال میکنن واقعا چطوری با دلتنگی کنار میایی ؟! عادت کردی ؟ همه چی اکیه ؟ همش تو عشق و حالی ؟؟؟

منم گفتم بیام و اینجا یک توضیح کلی بهتون بدم
اول اینکه مهاجرت کردن یک نسخه ای نیست که بشه برای همه پیچید حتی با شرایط اقتصادی بدی که داریم برای خیلی ها بهتر که ایران بمونن و مهاجرت نکنن !!
اینکه فکر کنید اینور همه چیز اکیه و ما همش تو عشق و حالیم هم اشتباهه !!

خیلی از شب ها اینقدر گریه میکردم که از خستگی گریه ، خوابم میبرد .. می خوام بگم حالم چقدر بد بود !! حتی دلم نمی خواست از در خونه برم بیرون !! ولی کم کم بعد از دو سه ماه خودم پیدا کردم !! یعنی می دونید چیه عقل فرمان میده که باید به زندگیت ادامه بدی و قوی باشی !! کلاس های مالتی کالچرم شروع شد ( یک روز میام میگم این چیه ) تونستم دوست پیدا کنم ! ارتباط برقرار کنم !!
می دونید ؟ به ندیدن عزیزانم عادت کردم !! خود این فکر خیلی روزا منو به گریه مینداخت و میندازه !! ولی خب زندگی همینه ! می دونستم که عزیزانم دلشون می خواد من شاد و موفق باشم پس سعی میکردم که شاد و موفق باشم

اینجا انگیزه ادم میره بالا به چند دلیل
یکیش اینکه خونه ات ، شهرت ، ادم ها .... همه چی تغییر کرده و توام ته دلت می خوای تغییر کنی و یه ادم جدید بشی
یک دلیل دیگه داشتن انگیزه اینجا اینکه اینجا دور برت پر از آدم های انرژی مثبت !! اینجا کسی نمی گه نمیشه و نمیتونی !! حتی اگر واقعا نشه !! بازم همه تشویق ات میکنن ( حداقل در ظاهر )
دلیل دیگه ای که من اینجا انگیزه ام بالا رفت نبود عوامل افسردگی مثل تغییرات ناگهانی همه چی !! مثل دلار ، مثل تحریم های جهانی و خیلی چیزهای دیگه ...
نقل قول
 سپاس شده توسط جوجه خوشگله ، parmin.ab ، زندگی سالم ، *ناهید* ، مرجان جووون ، hadis sh ، رهگذر@ ، Adonis1357
۴-اسفند-۱۳۹۷, ۰۱:۵۷ عصر
ارسال: #292
     
RE: کانادا
چرا هر روز گریه میکردی خب، یعنی اینقدر تطابق با فرهنگ اونجا سخته یا از تنهایی گریه میکردی?
 
نقل قول
 سپاس شده توسط Black Velvet ، *ناهید*
۴-اسفند-۱۳۹۷, ۰۲:۰۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۴-اسفند-۱۳۹۷ ۰۲:۲۱ عصر توسط Black Velvet.)
ارسال: #293
   
RE: کانادا
حتی شروع کردم به یاد گرفتن یک زبان دیگه (زبان فرانسه )
توی فعالیت های داوطلبانه شرکت کردم و از کمک کردن به بقیه ادم ها لذت بردم !! ( چیزی که یک روز ارزو میکنم بتونم تو مملکت خودم انجام بدم ) ( حالا خیلی از شماها شاید خیلی عشق ایران نباشید ولی من خیلی مملکتم رو دوست دارم و اگر بپرسید چا مهاجرت کردم بچه هایی که از قدیم هستن می دونن به خاطر همسرم بوده ولی الان اگر اون بخواد برگرده شاید من دیگه برنگردم Smile خخخ ) ( جو گیرممم نه ؟؟! )
ولی جدی ! احترامی که اینجا به من میزارن و نگاهی که به زن دارن واقعا واقعا خیلی خوبه ! نمی خوام بگم اینجا گل و بلبل ولی یک سری چیزا واقعیت !! توی کانادا برای کودکان و زنان احترام زیادی قائلن

مردم این شهر فردیکتون ادم های خیلی مهربونی هستن ! ولی به قول خود معلم مون که یک کانادایی هست : مردم اینجا سطحی باهات دوستن ! یعنی نمی خوان وارد جزییات زندگی ات بشن !! در صورتی که خودش تعریف میکرد مردم ایالت بریتیش کلمبیا عیق ترن دوست میشن !! ( معلم مون چندین سال توی یکی از شهرهای ایالت بریتیش کلمبیا زندگی میکرده و بعد به ایالت نیوبرانزویک اومده ! )

من تو این شهر ادم بد دیدم آدم خوب هم دیدم ولی باید بگم درصد آدم های خوبش خیلی بیشتره !!

بعضی وقت ها تو خیابون یک سری آدم میبینی که با هیچان تمام و با لبخند بهت سلام میکنن و بعضی وقت ها میبینی یک سری هاشون به نفر قبلی سلام میکنن ولی تا به تو میرسن روشون رو اونور میکنن یا یه جوری وانمود میکنن که انگار تورو ندیدن Smile
در کل کانادایی ها خیلی آدم های مودبی هستن و خیلی محترمانه حرف میزنن
و اگر از تو ناراحت باشن به طور مستقیم بهت نمی گن

(۴-اسفند-۱۳۹۷ ۰۱:۵۷ عصر)'جوجه خوشگله' نوشته است:  چرا هر روز گریه میکردی خب، یعنی اینقدر تطابق با فرهنگ اونجا سخته یا از تنهایی گریه میکردی?
 

 


شاید بگم هر دو ! ولی من ادمی هستم که خیلی راحت با بقیه ادم ها ارتباط برقرار میکنم ولی اینکه بخوای به یک زبون دیگه با ادم های دیگه ارتباط برقرار کنی سخته ! ولی مشکل این بود که من اصلا از در خونه بیرون نمی رفتم تصویر: images/smilies/undecided.gif
به خاطر همون تنهایی !! به شدت به همسرم وابسته شده بودم !!
فکر کنید یک عمری سر کار میرفتید دستتون تو جیب خودتون بوده بعد یهو تصویر: images/smilies/confused.gif میبینید که برای کرایه تاکسی هم باید از شوهرتون پول بگیرید 

 

مهاجرت خیلی ابعاد داره ! حتی همسر من که به شدت عشق اینور آب هستش هم گاهی میگه دلم برای ایران تنگ شده !!!

اینجا خبری از هر شب بیرون رفتن و رستوران رفتن نیست ! ( البته که اگر وقت داشته باشید تعداد برنامه های رایگان اینقدر زیاد هست که میتونید برید و حالشو ببرید )
ولی اینکه فکر کنید مثل ایران تا 2 نصف شب همه جا شلوغه نه ! اصلا اینطوری نیست !! مخصوصا زمستون ها

تو طول هفته همه مشغول کار کردن هستن ولی تعطلات و اخر هفته هام همشون برنامه دارن ! شاید باور نکنید ولی حتی من دیدم برای تابستون سال بعدشون هم برنامه ریزی میکنن !
و اینکه تو زمان حال زندگی میکنن و دنبال پول پس انداز کردن اصلا نیستن ! دنبال خرید خونه هم نیستن

کلا دغدغه های اینا با ما خیلی فرق داره !
نقل قول
 سپاس شده توسط parmin.ab ، Sani Meh ، زندگی سالم ، *ناهید* ، marcopolo ، hadis sh ، رهگذر@ ، Adonis1357
  • گروه ژ
  • تشریفات وندا
۱۲-اسفند-۱۳۹۷, ۰۹:۴۰ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۲-اسفند-۱۳۹۷ ۰۹:۴۱ صبح توسط مرجان جووون.)
ارسال: #294
RE: کانادا
(۴-اسفند-۱۳۹۷ ۰۲:۰۲ عصر)'Black Velvet' نوشته است:  حتی شروع کردم به یاد گرفتن یک زبان دیگه (زبان فرانسه )
توی فعالیت های داوطلبانه شرکت کردم و از کمک کردن به بقیه ادم ها لذت بردم !! ( چیزی که یک روز ارزو میکنم بتونم تو مملکت خودم انجام بدم ) ( حالا خیلی از شماها شاید خیلی عشق ایران نباشید ولی من خیلی مملکتم رو دوست دارم و اگر بپرسید چا مهاجرت کردم بچه هایی که از قدیم هستن می دونن به خاطر همسرم بوده ولی الان اگر اون بخواد برگرده شاید من دیگه برنگردم Smile خخخ ) ( جو گیرممم نه ؟؟! )
ولی جدی ! احترامی که اینجا به من میزارن و نگاهی که به زن دارن واقعا واقعا خیلی خوبه ! نمی خوام بگم اینجا گل و بلبل ولی یک سری چیزا واقعیت !! توی کانادا برای کودکان و زنان احترام زیادی قائلن

مردم این شهر فردیکتون ادم های خیلی مهربونی هستن ! ولی به قول خود معلم مون که یک کانادایی هست : مردم اینجا سطحی باهات دوستن ! یعنی نمی خوان وارد جزییات زندگی ات بشن !! در صورتی که خودش تعریف میکرد مردم ایالت بریتیش کلمبیا عیق ترن دوست میشن !! ( معلم مون چندین سال توی یکی از شهرهای ایالت بریتیش کلمبیا زندگی میکرده و بعد به ایالت نیوبرانزویک اومده ! )

نقل قول: 


شاید بگم هر دو ! ولی من ادمی هستم که خیلی راحت با بقیه ادم ها ارتباط برقرار میکنم ولی اینکه بخوای به یک زبون دیگه با ادم های دیگه ارتباط برقرار کنی سخته ! ولی مشکل این بود که من اصلا از در خونه بیرون نمی رفتم تصویر: images/smilies/undecided.gif
به خاطر همون تنهایی !! به شدت به همسرم وابسته شده بودم !!
فکر کنید یک عمری سر کار میرفتید دستتون تو جیب خودتون بوده بعد یهو تصویر: images/smilies/confused.gif میبینید که برای کرایه تاکسی هم باید از شوهرتون پول بگیرید 

 

مهاجرت خیلی ابعاد داره ! حتی همسر من که به شدت عشق اینور آب هستش هم گاهی میگه دلم برای ایران تنگ شده !!!

اینجا خبری از هر شب بیرون رفتن و رستوران رفتن نیست ! ( البته که اگر وقت داشته باشید تعداد برنامه های رایگان اینقدر زیاد هست که میتونید برید و حالشو ببرید )
ولی اینکه فکر کنید مثل ایران تا 2 نصف شب همه جا شلوغه نه ! اصلا اینطوری نیست !! مخصوصا زمستون ها

تو طول هفته همه مشغول کار کردن هستن ولی تعطلات و اخر هفته هام همشون برنامه دارن ! شاید باور نکنید ولی حتی من دیدم برای تابستون سال بعدشون هم برنامه ریزی میکنن !
و اینکه تو زمان حال زندگی میکنن و دنبال پول پس انداز کردن اصلا نیستن ! دنبال خرید خونه هم نیستن

کلا دغدغه های اینا با ما خیلی فرق داره !


 


مررررسی عزیزم از توضیحات عالی ات
بازم برامون از شرایط زندگی تو کانادا بگو از کار پیدا کردن و فرهنگ کارفرما نسبت به ایرانی ها و اینکه کارشون رو قبول دارن یا نه؟

من فوق لیسانس شهرسازی ام و تخصص رو نرم افزارهای خاصی هم دارم و همسرم مهندس عمران سابقه کار خوبی با بیمه داریم و الان داریم زبان میخونیم (سنمون هم امتیاز آوره 27 سالمه)

چطوری میتونیم قبل اومدن به کانادا کار پیدا کنیم؟؟؟  تا خیالمون برای حداقل های زندگی که گفتی مثل اجاره خونه و خورد و خوراک راحت باشه

من دغدغه اصلی ام کار پیدا کردنه 

و ی سوال دیگه خونه های اونجا چند متریه؟ په وسایل اولیه ای توش داره؟ بخایم وسایل اولیه مثل مبلو تخت و اینا بخریم چقدر میشه؟

 

به قانون جذب اعتقاد دارم
زندگی یک بازیه و خداوند سراسر همه خوبی تصویر: images/smilies/heart.gif
 
نقل قول
 سپاس شده توسط زندگی سالم ، hadis sh ، Black Velvet
۱۳-اسفند-۱۳۹۷, ۱۲:۳۷ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۳-اسفند-۱۳۹۷ ۱۲:۵۸ عصر توسط Black Velvet.)
ارسال: #295
   
RE: کانادا
سلام دخترا چطورین ؟ امیدوارم حال همتون خوب باشه ! من تقریبا یک دو هفته ای میشه که اومدم ایران ! که برای تعطیلات عید کنار خانواده ام باشم
در مورد سوال هایی که کرده مرجان جون باید بگم بله دغدغه ی به جایی داری در مورد کار! اما نکته ای که هست من شاید اطلاعاتم در این زمینه خیلی کامل و دقیق نباشه !! اما سعی میکنم همین اطلاعات کمم رو هم در اختیارتون قرار بدم !
طی تجربه من اینکه از ایران کار پیدا کنید و یک کار فرما به شما کار بده خیلی سخته !
ولی به نظر من بهترین گزینه برای شما Entry express هست چون زیر سی هم هستی ! در این مورد تحقیق کن یک کانال تلگرام خیلی خوب که من خودم خیلی از اطلاعاتم رو از اونجا گرفتم :
i2canada immigration services هست ! که اطلاعات خیلی خوبی میزاری و تخصص شون در زمینه کارهای مهاجرتی هست !

نکته ی دوم سعی کن نمره بالایی توی آیلتس بیاری که خودش امتیازه یا اگه می خوای بری ایالت کبک که باید فرانسه بخونی !

در مورد کار باید بگم اینجا هم مثل ایران رقابت و اینجور حرفا هست و خیلی سخت هم باید کار کنی ! اما خب یک کارمند ساده اینجا میتونه یک زندگی عادی و بدون دغدغه داشته باشه ! و نیازی نیست اینجا هی پول سیو کنی ! گرچه ما به خاطر فرهنگ مون هر جای دنیا که باشیم بازم به فکر پول جمع کردنیم

پیدا کردن کارهای جنرال اینجا خیلی راحته و شاید به راحتی بتونی پیدا کنی ! اما پیدا کردن کارهای تخصصی خب آسون نیست ! نکته ی بعدی اینکه در کانادا معرف نقش تعیین کننده ای در پیدا کردن کار داره ! البته یک فرق بزرگ با ایران داره که بزار با یک مثال توضیح بدم :
فرض کن شما و دختر خاله رییس یک شرکت از نظر سواد ! و تحصیلات توی یک سطح هستید ! و هیچ کدومتون به اون یکی برتری نداره !
مسلما دختر خاله ی رییس شرکت اون شغل رو میگیره و نه شما !! به خاطر همین توی کانادا همه ی مردم سعی میکنن لینک داشته باشن

چون لینک ها نقش تعیین کننده ای داره و به خاطر همین لینکدین اینور دنیا اینقدر طرفدار داره ! به خاطر اینکه اسمش روشه ! یک لینک محسوب میشه ! که البته ایرانی ها طرز استفاده ازش رو بلد نیستن ! ( البته خیلی از ایرانی ها هم می دونن چطوری ازش استفاده کنن )

در مورد سوال اخرت در مورد متراژ خونه باید بگم همه جور خونه و همه جور متراژی هست ! بستگی داره شما چه سبک خونه ای بخوای !
در مود وسایل هم همین طور شما میتونی یک خونه مبلمه با همه چیز بگیر یا خونه ای بگیری که هیچی نداشته باشه !
اما
90 درصد خونه ها گاز و یخچال رو داره !!!

در مورد هزینه برای خرید تخت و وسایل خونه باید بگم هم میتونی کلی هزینه کنی و چیزهای خیلی خفن می خری و هم می تونی به صرفه و اقتصادی خرید کنی ! مثلا سایت هایی مثل kijiji هستن که وسایل نو یا در حد نو یا قدیمی تر رو برای فروش میزارن و تو میتونی مثلا یک میز نهار خوری 400 دلاری رو 100 دلار و حتی کمتر بخری

نکته ی بعدی حراجی های محلی هست که اگهی هاشون توی فیس بوک میاد و شما میتونید باهاشون تماس بگیرید و ازشون خرید کنید

مثلا شهر ما ایکیا نداره ولی شهرهای دیگه میتونی بری از ایکیا خرید کنی که اونم به نسبت ارزون ! می خوام بگم اینجا اپشن زیاد داری و اینجوری نیست که اگه از نظر اقتصادی در تنگنا باشی نتونی هیچ وسیله ای بخری ! تو با حداقل ها میتونی یه خونه رو تجهیز کنی !

و در اخر بگم اینجا 80 درصد مردمش اهل تجمل و وسایل خونه ی خفن و لاکچری نیستن و خیلی ساده و معمولی زندگی میکنن و شمارو با ظاهر یا وسایل خونه ات قضاوت نمی کنن !

اینقدر ساده و معمولی لباس میپوشن که بعضی موقع ها شاید تو ذوق ما ایرانی ها بخوره ! ولی من فکر میکنم فرهنگ ما اینجا غلطه و اینا دارن کار درست میکنن
از اون طرف اینا پولشون رو خرج خوش گذرونی و تفریح میکنن !!

امیدوارم اطلاعاتم به دردتون خورده باشهه
نقل قول
 سپاس شده توسط ساحلی ، hadis sh ، marcopolo ، Adonis1357 ، آرامشه خیال
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام