چهارشنبه سوری

۲۷-بهمن-۱۳۸۹, ۱۱:۱۱ صبح
ارسال: #1
چهارشنبه سوری
کسی راجع به این رسم چیزی میدونه یا میدونه چرا الان اینقدر تغییر کرده !!!

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۷-بهمن-۱۳۸۹, ۰۱:۵۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۷-بهمن-۱۳۸۹ ۰۲:۰۸ عصر توسط nilaa.)
ارسال: #2
RE: چهارشنبه سوری
فلسفه چهارشنبه سوری به روایت شاهنامه فردوسی





سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟ براساس سروده هاى پیروز پارسى، حکیم فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود:

یکى روز کاووس کى با پسر/ نشسته که سودابه آمد ز در
زنـاگـاه روى سیاوش بدید/ پراندیشه گشت و دلش بردمید
زعشق رخ او قرارش نماند/ همه مهر اندر دل آتش نشاند

سودابه در اندیشه بود تا به گونه اى سیاوش را به کاخ خویش بکشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور سیاوش کرده و او را فرا خواند:

که باید که رنجه کنى پاى خویش/ نمائى مرا سرو بالاى خویش
بیاراسته خویش چون نوبهار / بگردش هم از ماهرویان هزار

آنگاه که سودابه سیاوش را در کاخ خویش یافت به او گفت:

هر آنکس که از دور بیند ترا / شود بیهش و برگزیند ترا
زمن هر چه خواهى، همه کام تو / بر آرم ، نپیچم سر از دام تو
من اینک به پیش تو افتاده ام / تن و جان شیرین ترا داده ام

سودابه پس از این که از مهر و عشق خود به سیاوش مى گوید و همزمان به او نزدیک مى شود. ناگاه او را در آغوش کشیده و مى بوسد

سرش تنگ بگرفت و یک بوسه داد / همانا که از شرم ناورد یاد
رخان سیاوش چو خون شد ز شرم / بیاراست مژگان به خوناب گرم
چنین گفت با دل که از کار دیو / مرا دور داراد کیوان خدیو
نه من با پدر بى وفائى کنم / نه با اهرمن آشنائى کنم

سیاوش با خشم و اضطراب و دلهره به نامادرى خود گفت:

سر بانوانى و هم مهترى / من ایدون گمانم که تو مادرى

سیاوش خشمناک از جاى برخاسته و عزم خروج از کاخ سودابه را کرد. سودابه که از برملا شدن واقعه بیم داشت داد و فریاد کرد و درست بسان افسانه یوسف و زلیخا دامن پاره کرده و گناه را به سیاوش متوجه کرد ... بارى سیاوش به سودابه مى گوید که پدر را آگاه خواهد کرد:

از آن تخت برخاست با خشم و جنگ / بدو اندر آویخت سودابه چنگ
بدو گفت من راز دل پیش تو / بگفتم نهانى بد اندیش تو
مرا خیره خواهى که رسوا کنى؟ / به پیش خردمند رعنا کنى؟
بزد دست و جامه بدرید پاک / به ناخن دو رخ را همى کرد چاک
برآمد خروش از شبستان اوى / فغانش زایوان برآمد بکوى

در پى جار و جنجال سودابه، کیکاووس پادشاه ایران از جریان آگاه شده و از سیاوش توضیح خواست سیاوش به پدر گفت که پاکدامن است و براى اثبات آن آماده است تا از تونل و راهرو آتش عبور کند. سیاوش گفت اگر من گناهکار باشم در آتش خواهم سوخت و اگر پاکدامن باشم از آتش عبور خواهم کرد

سیاوش بیامد به پیش پدر / یکى خود و زرین نهاده به سر
سیاوش بدو گفت انده مدار / کزین سان بود گردش روزگار
سیاوش سپه را بدا نسان بتاخت / تو گفتى که اسبش بر آتش بساخت
زآتش برون آمد آزاد مرد / لبان پر ز خنده برخ همچو ورد
چو بخشایش پاک یزدان بود / دم آتش و باد یکسان بود
سواران لشکر برانگیختند / همه دشت پیشش درم ریختند

سیاوش به تندرستى و چاپکى و چالاکى به همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرد و تندرست بیرون آمد.

یکى شادمانى شد اندر جهان / میان کهان و میان مهان
سیاوش به پیش جهاندار پاک / بیامد بمالید رخ را به خاک
که از نفت آن کوه آتش پَِـرَست / همه کامه دشمنان کرد پست
بدو گفت شاه، اى دلیر جهان / که پاکیزه تخمى و روشن روان
چنانى که از مادر پارسا / بزاید شود بر جهان پادشا
سیاوخش را تنگ در برگرفت / زکردار بد پوزش اندر گرفت
مى آورد و رامشگران را بخواند / همه کام ها با سیاوش براند
سه روز اندر آن سور مى در کشید / نبد بر در گنج بند و کلید!

این اتفاق و آزمایش عبور از آتش در بهرام شید (سه شنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد و در سراسر کشور پهناور ایران به فرمان کیکاووس سورچرانى و شادمانى برقرار شد و از آن پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش همواره ایرانیان واپسین شبانه بهرام شید (سه شنبه شب) را به یاد سیاوش و پاکى او با پریدن از روى آتش جشن مى گیرند.




چهارشنبه‌ پایان سال، که به آن چهارشنبه‌ سوری یا چهارشنبه‌ آتش گفته می‌شود.

روزی ا‌ست که ایرانیان، با پریدن از روی آتش، درد و رنج خود را به آن‌ چه افزون بر اشویی‌اش، پاک‌کننده است؛ می‌سپارند و به‌ جای آن سرخی (شادابی و تن ‌درستی) را از اخگرهای سرکش و سوزنده‌ آتش می‌گیرند. ولی چرا چهارشنبه! اگر آتش پاک‌ کننده‌ پلیدی ‌هاست پس چرا روزهای دیگر از روی آن نمی‌پرند و شادابی از او نمی‌گیرند؟!
بر پایه‌ گواه ‌هایی که در گنجینه‌ تاریخ و سینه‌ مردمان برجای مانده است، سیاوش در روز چهارشنبه‌ پایان سال، کشته شده است. روزی که ما از آن با نام چهارشنبه ‌سوری یاد می‌کنیم و هرساله آن را گرامی‌ می‌داریم.
از بهر ناسازگاری دین زردشت با سوگواری در مرگ کسان و خویشان، ایرانیان برای زنده‌ نگاه ‌داشتن یاد سیاوش، در روز چهارشنبه‌ پایان سال آتش برمی‌افروختند و به شیوه‌ سیاوش از میان اخگرهای سرکش آن می‌گذشتند. آیینی که تا امروز در فرهنگ ما بر جای مانده و زمینه ‌چینی‌ های ایران ‌ستیزان و نیروهای انیرانی در راه پیش‌گیری از انجام بزرگ ‌داشت آن به جایی نرسیده است.
در روز شمار ایرانیان باستان هریک از سی ‌روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه که نام روز با نام ماه برهم منطبق و یکی می‌شدند آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن می‌گرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی که فراموش شده‌اند ریشه در آئین کهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در کتیبه‌ های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی ))اهورایی ((است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پر پایه جهل و ترس از آنان بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌ پرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایکوبی (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه وشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش ایزدان می ‌پرداختند.
در گذشته‌های دور آریاییان به گرد آتش جمع می‌ شدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم (هَئومَه haoma) و با پایکوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) می‌ پرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش می‌ افکندند. زرتشت غریوهای مستانه و افکندن گوشت قرابانی در آتش و الوده کردن آن را نفی کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایکوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیکوکارانه شمرد. مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه حسابهای علمی تقویمی به شمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد، شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی، شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری (شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است.

آخر نفهمیدیم سیاووش مرد یا زنده موند!!!!

فلسفه چهارشنبه سوری در ایران باستان
نژاد هند و اروپایی بر اثر حوادثی چون کمبود
غذا،مسکن، نامساعد بودن زمین و سرمای بیش از حد، مسکن اولیه خود را در جنوب روسیه ترک گفتند و جانب آسیای مرکزی روان شدند و از هند تا اروپا پراکنده شدند.دسته هایی را که در هند و ایران مستقر شدندهند و ایرانی می نامیم و بطور کلی از لحاظ نژادی آرین (آریایی) خوانده می شوند.این دسته به پرستش مظاهر طبیعت چون آفتاب، ماه،ستارگان و آب می پرداختند که در هند آئین(بودائی) ودر ایران کیش (میترائیسم)را پدید آوردند. این روند ادامه داشت تا زمانی که زرتشت پیام آور ایرانی مردمان را به نیک گفتاری، نیک پنداری و نیک کرداری دعوت کرد. او در واقع اصلاح گر و برپادارنده اندیشه جدیدی بود که ریشه در عقاید پیشینیانخود داشت. با ظهور اَشو زرتشت دیگر پرستش مظاهر طبیعت ممنوع و نکوهیده شمارده شد و او مردم را به پرستش خدای یگانه اهورا مزدا دعوت کرد و از آن پس آتش بعنوان با ارزشترین مظهر طبیعی، تنها مورد احترام اقوام ایرانی قرار گرفت و امروزه نیز آتش مقامی چون مُهر را در دین ما مسلمانان داراست. پس بدین ترتیب در می یابیم که آتش در اندیشه ایرانیان از دیر باز دارای ارزش و احترام فراوان بوده است. در کیش زرتشت انسان دارای پنج نیروی باطنی است که یکی از آنها فروهر است. فروهر، به معنای پرتو خداوندی همه چیز و فرشته نگهبان نیکان می باشد. در فلسفه آئین زرتشت هر کس در وجود درونی خود جزئی از فروهران که در عدد و شمارش برابر با همه آفریده های اهورایی هستند را دارد و هر کس می بایست با پارسایی و زندگانی نیکو و ایمان به راست کرداری آن فروهر را بدون آلودگی به زشتی حفظ کند، تا زمانیکه زندگی مادی وی پایان یابد و او به مبداء اصلی تمام فروهر ها که همان اهورا مزدا (خرد کل)است بپیوندد.
ایرانیان عهد باستان معتقد بودند پنج روز انتهایی سال فروهرهای مردگان برای سر کشی بازماندگان خود به زمین فرود می آیند.(اعتقادی که با کمی تغییر و تحریف هنوز میان ایرانیان و حتی مسلمانان رواج دارد)پس در پنج روز آخر سال به خانه تکانی و آب و جارو کردن و زدودن آلودگیها از سرتاسر خانه می پرداختند.در ششب آخر سال چراغی به لبه بامخود می گذاشتند که تا بامداد روشن بود و سحرگاهان بر روی پشت بامها آتش افروزی میکردند.(شایان ذکر است که این مراسم در بسیاری از نواحی ایران هنوز به طور کامل انجام می پذیرد)پس بوی خوش عود و گذاردن سبزه هایی از عدس، گندم، جو و ماش در ظرفهای کوچکی این جشن شبانگاهی را تا سپیده دم همراهی می کردند. پس در هنگام دمیدن اولین شعله خورشید این مراسم پایان می یافت.پس آب و سبزه ها را از پشت بام به پایین فکنده و مراسم اصلی جشن نوروز را آغاز می کردند. اکنون نیز تمامی این اعمال و مراسم را ما ایرانیان برپا می داریم، تنها با این تفاوت که در شب چهار شنبه آخر سال به این امر می پردازیم.برای انتخاب چنین روزی اطلاعات وسیعی در دست نیست یا حداقل اینکه بنده به ان دسترسی نداشتم. مراسم شب چهار شنبه سوری امروزین اقتباسی است از ان مراسم عهد کهن که اگر پیشینیان ما از اموری چون نانجک، اکلیل سرنج، دینامیت، گاز کپسولی و صذاهای وحشتناک امروزین اطلاع می یافتند قطعاً چاره ای در این خصوص می اندیشیدند.
این مراسم به همراه جشن های نوروزی پس از ورود اعراب به ایران با مخالفت شدیدی روبرو گشت و از ان پس در دوره های مختلفی تا به امروز با فراز و نشیبهای فراوانی روبرو گشته است، اما همواره پا برجای باقی مانده است.

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
 سپاس شده توسط افروز ، عروس خوش قدم ، yekta_r ، sad1000
۲۲-اسفند-۱۳۸۹, ۱۲:۵۷ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۲-اسفند-۱۳۸۹ ۰۱:۰۹ عصر توسط alis.)
ارسال: #3
     
چهارشنبه سوری
چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.[۱]

در گاه‌شماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه‌ها به‌حساب می‌آمده و «پنجه» نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود. در این گاه‌شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود.[۲] ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.[۳


جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.[۱۰][منبع دقیق نیست]

جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا می‌گشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته‌ها تقسیم نمی‌کردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته‌است که به‌نام یکی از فرشتگان خوانده می‌شد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.





[سال نو - کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.




آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوریدر گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.



در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.



شما برای چهارشنبه سوری چیکار میکنید جای خاصی میرید؟
نقل قول
 سپاس شده توسط عروس خوش قدم ، sad1000
۲۲-اسفند-۱۳۸۹, ۰۳:۳۳ عصر
ارسال: #4
   
RE: چهارشنبه سوری
من از ترس ترقه واینکه خدای ناکرده اتفاق بدی برامون بیفته بیرون نمیرم واجازه نمیدم کسی هم بیرون بره!!!!!
نقل قول
۲۲-اسفند-۱۳۸۹, ۰۶:۵۲ عصر
ارسال: #5
RE: چهارشنبه سوری
ولی من باید برم سر کار اونم ونک فک کنم تکه هام به خونه برسه

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۲-اسفند-۱۳۸۹, ۰۷:۲۰ عصر
ارسال: #6
RE: چهارشنبه سوری
من کلی اکلیل سرنج خریدم ، امشب میخوام قاطیشون کنم. دعا کنید تو دستم نترکه ! User و Password سایت رو تو یه ایمیل نوشتم. اگه من امشب ترکیدم ، ایمیل رو باز کنید و سایت رو بعد از من ادامه بدید. موفق باشید. برام دعا کنید. Big Grin
نقل قول
 سپاس شده توسط عروس خوش قدم ، آ.ر.ا.م ، mohadeseh71 ، Solinaa ، albaloo ، mah.ta ، parastooyeamin ، wish ، masiiiii
۲۳-اسفند-۱۳۸۹, ۰۸:۰۸ صبح
ارسال: #7
     
RE: چهارشنبه سوری
جدی میگین میخواین این کارو بکنید یا شوخیه اگه جدیه فکر کنم یکم برای سن شما مناسب نیست دیگه از این کارا بکنید همین شماها این رسمه به این خوبی رو خراب کردین چهارشنبه سوری با ترقه بازی فرق می کنه
نقل قول
 سپاس شده توسط wish
۲۳-اسفند-۱۳۸۹, ۰۹:۲۹ صبح
ارسال: #8
RE: چهارشنبه سوری
واقعا" کههههههههههه این چه حرفیه بیچاره سیندرلا چه گناهی کرده؟!!!! اگه یه بلایی سر شما بیاد اونوقت باید پول خرج کرد و برای خرید این آتاشغالا پول هست ولی برا عروسی.....
ما هی میگیم از خودمون شروع کنیم فرهنگمون رو درست کنیم آخه کو گوش شنوا!!!!!

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۳-اسفند-۱۳۸۹, ۰۸:۲۸ عصر
ارسال: #9
RE: چهارشنبه سوری
خوب بچه ها. دیشب منو تو ویژه برنامه چهارشنبه سوری دیدین؟ البته صورتمو شطرنجی کرده بودنا ، نشون به اون نشون که ده کیلو اکلیل سرنج موقع قاطی کردن تو دستم ترکیده بود ، رفته بودم هوا ، دوتا خونه اون ورتر اومده بودم پایین. به جون سعید ... ! Huh
نقل قول
 سپاس شده توسط آ.ر.ا.م ، masiiiii
۲۴-اسفند-۱۳۸۹, ۱۰:۰۱ صبح
ارسال: #10
RE: چهارشنبه سوری
به سلامتی مبارکتون باشه!!!!!!!!

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
 سپاس شده توسط آ.ر.ا.م
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام