• مرضیه محمدی
  • تقی زاده

زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)

۱۳-آذر-۱۳۹۵, ۱۰:۱۵ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۳-آذر-۱۳۹۵ ۱۰:۱۸ صبح توسط ssepideh.)
ارسال: #531
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
(۳۰-آبان-۱۳۹۵ ۰۸:۴۴ عصر)mahsa.76 نوشته است:  قیمت پکیجاتونم میگین چقد شد؟ فک کنم خیلی گرون باشه

عرزیزم من تو تخفیف ماه رمضون رزرو کردم شد 1500Smiling



(۱۳-آذر-۱۳۹۵ ۱۰:۱۵ صبح)ssepideh نوشته است:  
(۳۰-آبان-۱۳۹۵ ۰۸:۴۴ عصر)mahsa.76 نوشته است:  قیمت پکیجاتونم میگین چقد شد؟ فک کنم خیلی گرون باشه

عرزیزم من تو تخفیف ماه رمضون رزرو کردم شد 1500Smiling

راستی پکیج من شامل همه چی به جز رنگ بود(تست ارایش-رفرش-تاج وی ای پی-...)
نقل قول
۱۳-دي-۱۳۹۵, ۰۳:۱۵ عصر
ارسال: #532
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
سلام جیگرا
من نیز عروس گشتم با همه سختی اش Smile
روز عروسی ساعت 4:30 صبح با دلدرد شدییییدی بیدار شدم و مسیر تخت سرویس بهداشتی رو هی خط زدم ، در این حین از نوشیدن عرق نعناع و امثالهم غافل نشدم و تا خالی شدن کامل معده ی بیچاره ام این روند ادامه یافت ! و حتی اندکی از درد دلم کم نشد ک نشد ! ساعت حدود 5:30 ، 6 بود ک با چهره ای ملول و زرد رنگ و خمیده و نا امید تصمیم ب رفتن ب درمانگاه و استفاده از سرم گرفتم و با آقای یاررفتیم کلی در زدیم اومدن ب دادمون رسیدن ... حالا من مثلا باید 6 آرایشگاه میبودم ! Sad ... دو سه تا آمپول و سرم و رفتیم خونه ، دریغ از کوچکترین تغییر ! ساعت 7:30 نونا جون تماس گرفت ببینه بیدارم عایا ؟؟ منم قصه ی پر غصه مو براش گفتمو اونم بسی مهربان گفت باشه دخترم هر وقت حالت خوب شد بیا اصلا استرس نداشته باش من اینجا هستم .. Heart
خلاصه هر چی تلاش کردم بدنم از حالت گلوله در بیاد و کمر راست کنم نمیشد ک ! هی قرص میدادن منم میخوردم ب امید بهبودی .... در پایان با خودم ب مذاکره نشستم ک چاره ای جز عروس شدن نداری ، متاسفانه نمیتونی این مراسم رو ب روز دیگه ای موکول کنی !!! باید عروس شی حالا زنده یا مرده ! Undecided
با هر بدبختی بود رفتیم آرایشگاه ، و عجب استقبال صمیمانه و مهرورزانه ای ... دم همه ی نونینایی ها گرم ... کلی بغل و انرژی و رسیدگی و چای نبات و قرص و ... . نونا جون گفت تا خوب نشی آرایشت نمیکنم اینجوری بی فایده س .Sad .. دیگه با خنده و شوخی و انرژیاشون دست ب شکم با شلوار راحتی دراز کشیدم تا نونا جون کارشو شروع کنه ... خیلی ریلکس شده بودم .. خوشبختانه عروس نونا وی آی پی ب معنای واقعی کلمه س ! نهایتا 3 تا عروس بیشتر نمیگیره و محیط کاملا دور از استرس و شلوغیه ... ساعت 9 تازه رسیده بودم و اون عروس دیگه کاملا آماده و زیبا شده بود Lub .. بهم گفت کارشون خیلی سریع و روان هست و اصلا اذیت نمیشی ... راست میگفت اینجوری نبود پدر صورتت رو دربیاره یا بیس بار خط بکشه تیکه تیکه و پاک کنه کم کنه زیاد کنه ... عین یه نقاش حرفه ای خیلی ریلکس و با حس خوب کارشو انجام میداد ... من اصلا اذیت نشدم با اینکه بشدددت پوست لوس و حساسی دارم و چشمامم فرتی اشکریزان و سرخ میشه .. کارها رو با مشورت و نظر خودم پیش برد (البته دو سه روز قبلش واسه تست آرایش و شنیون رفته بودم و همه چیزو یادش بود ) .. بعد شنیونم شروع شد ، شنیون کار هم دقیقا میدونست قراره چ اتفاقی بیفته و سوال نمیکرد و با قر و پر انرژی و لبخند کارشو ب خوبی انجام میداد ... کلی آهنگ شاد پخش میشد ک دوس داشتم اونا رو بگیرم بدم شب ب دی جی ! Big Grin... خلاصه با رقص و ساز و آواز عروس ضعیف و نحیف ما (خودمو میگم) آماده شد .. تاجم هم ک از قبل انتخاب کرده بودم وی آی پی و فوق العاده شیک و با پرستیژ بود برام گذاشتن و نونای مهربون جلوی موهامو برام درست کرد و من ب طرز شگفت انگیزی چهره م متحول و چشمگیر شد علی رغم آرایش بسیار لایت و اروپاییم ...دیگه دیدن چشمهام و قیافه ی قشنگ و شاد و دخترونه م بهم باز تزریق روحیه داد Wink ... از آنسو هم آتلیه و داماد و ماشین و دسته گل مدت مدیدی مشتاقانه در انتظار من بودن !Smile ... لباسمو کمک کردن پوشیدم و وسایلمو برام جمع و جور کردن و بردن دادن ب داماد ... در تمام مراحل اونجا کلی مامان مهربون داشتم مراقبم بودن خم نشم حالم خوب باشه غمگین نباشم راحت باشم ... شنیونیه میگفت هر وقت خواستی میتونی وسط کار بری دستشویی نگران نباش Embarrased .. چیزی هم ک نمیتونستم بخورم حالت تهوع شدید داشتم در کنار سایر مشکلات گوارشی Mad
خلاصه ک از همه چیز این سالن حرفه ای کاملا راضی بودم ، کار و رفتارشون حتی خیلی خوبتر از تصورم بود .. و ب عروس هایی ک میخوان یه حس خوب و زیبا رو تجربه کنن اینجا رو پیشنهاد میدم ... بعد از آتلیه هم برای رفرش رفتم ، اما نه شنیون و نه آرایشم کوچکترین تغییری نکرده بود و فقط میخواستم باز ببینمشون قبل تالار ، و اینکه از شب قبل چیزی نخورده بودم خواستم یه فنجون نسکافه بهم بدن و با کیک و نسکافه و لبخند پذیرایی شدم و با روحیه عاااالی ب مراسمم رفتم و اونقدر سرحال بودم ک هیچکس نفهمید چ بر من گذشته و از شادی من همه شاد بودن ...Angel
گفتن خیلی عروس باکلاسی شدم بابام مخصوصا خیلی خوشش اومده بود Tounge .. هر کی منو میدید واکنش مثبتش از چهره ش مشخص بود New2

در آخر دوستای گلم ، روز عروسیتون سعی کنید بهتون خوش بگذره و اجازه ندین هیچ چیزی حالتون رو بد کنه .. یه عروس هر چقدر هم زیبا ولی عبوس و عصبی باشه هیچ جذابیتی نداره اما برعکس هر ایراد مسخره ای با حال خوش قابل محو شدنه ... من با اینکه خیلی دوست داشتم مزرعه برم برای عکس و فیلمم ، چون دیر شد و خیلی سرد و شلوغ بود نشد بریم اما اینو ب فال نیک گرفتم ک خسته نشدم از رفت و آمد با اون حال و روزم ، و تونستم از مراسمم لذت ببرم و لحظات شادی رو تجربه کنم ... و ب داماد نگران هم امید و انرژی بدم تا هر دو با لبخند از مراسممون یاد کنیم Angel

مرا عهدیست با جانان ک جانان جان من باشد
نقل قول
 سپاس شده توسط Barman ، نعیما منفرد ، مرجان جووون ، عروس خوشگل1394 ، *mahshid* ، دختر اسفند. ، marjantt ، mahya .kh
۱۵-دي-۱۳۹۵, ۱۱:۰۹ صبح
ارسال: #533
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
(۱۳-دي-۱۳۹۵ ۰۳:۱۵ عصر)گیسوی جانان نوشته است:  سلام جیگرا
من نیز عروس گشتم با همه سختی اش Smile
روز عروسی ساعت 4:30 صبح با دلدرد شدییییدی بیدار شدم و مسیر تخت سرویس بهداشتی رو هی خط زدم ، در این حین از نوشیدن عرق نعناع و امثالهم غافل نشدم و تا خالی شدن کامل معده ی بیچاره ام این روند ادامه یافت ! و حتی اندکی از درد دلم کم نشد ک نشد ! ساعت حدود 5:30 ، 6 بود ک با چهره ای ملول و زرد رنگ و خمیده و نا امید تصمیم ب رفتن ب درمانگاه و استفاده از سرم گرفتم و با آقای یاررفتیم کلی در زدیم اومدن ب دادمون رسیدن ... حالا من مثلا باید 6 آرایشگاه میبودم ! Sad ... دو سه تا آمپول و سرم و رفتیم خونه ، دریغ از کوچکترین تغییر ! ساعت 7:30 نونا جون تماس گرفت ببینه بیدارم عایا ؟؟ منم قصه ی پر غصه مو براش گفتمو اونم بسی مهربان گفت باشه دخترم هر وقت حالت خوب شد بیا اصلا استرس نداشته باش من اینجا هستم .. Heart
خلاصه هر چی تلاش کردم بدنم از حالت گلوله در بیاد و کمر راست کنم نمیشد ک ! هی قرص میدادن منم میخوردم ب امید بهبودی .... در پایان با خودم ب مذاکره نشستم ک چاره ای جز عروس شدن نداری ، متاسفانه نمیتونی این مراسم رو ب روز دیگه ای موکول کنی !!! باید عروس شی حالا زنده یا مرده ! Undecided
با هر بدبختی بود رفتیم آرایشگاه ، و عجب استقبال صمیمانه و مهرورزانه ای ... دم همه ی نونینایی ها گرم ... کلی بغل و انرژی و رسیدگی و چای نبات و قرص و ... . نونا جون گفت تا خوب نشی آرایشت نمیکنم اینجوری بی فایده س .Sad .. دیگه با خنده و شوخی و انرژیاشون دست ب شکم با شلوار راحتی دراز کشیدم تا نونا جون کارشو شروع کنه ... خیلی ریلکس شده بودم .. خوشبختانه عروس نونا وی آی پی ب معنای واقعی کلمه س ! نهایتا 3 تا عروس بیشتر نمیگیره و محیط کاملا دور از استرس و شلوغیه ... ساعت 9 تازه رسیده بودم و اون عروس دیگه کاملا آماده و زیبا شده بود Lub .. بهم گفت کارشون خیلی سریع و روان هست و اصلا اذیت نمیشی ... راست میگفت اینجوری نبود پدر صورتت رو دربیاره یا بیس بار خط بکشه تیکه تیکه و پاک کنه کم کنه زیاد کنه ... عین یه نقاش حرفه ای خیلی ریلکس و با حس خوب کارشو انجام میداد ... من اصلا اذیت نشدم با اینکه بشدددت پوست لوس و حساسی دارم و چشمامم فرتی اشکریزان و سرخ میشه .. کارها رو با مشورت و نظر خودم پیش برد (البته دو سه روز قبلش واسه تست آرایش و شنیون رفته بودم و همه چیزو یادش بود ) .. بعد شنیونم شروع شد ، شنیون کار هم دقیقا میدونست قراره چ اتفاقی بیفته و سوال نمیکرد و با قر و پر انرژی و لبخند کارشو ب خوبی انجام میداد ... کلی آهنگ شاد پخش میشد ک دوس داشتم اونا رو بگیرم بدم شب ب دی جی ! Big Grin... خلاصه با رقص و ساز و آواز عروس ضعیف و نحیف ما (خودمو میگم) آماده شد .. تاجم هم ک از قبل انتخاب کرده بودم وی آی پی و فوق العاده شیک و با پرستیژ بود برام گذاشتن و نونای مهربون جلوی موهامو برام درست کرد و من ب طرز شگفت انگیزی چهره م متحول و چشمگیر شد علی رغم آرایش بسیار لایت و اروپاییم ...دیگه دیدن چشمهام و قیافه ی قشنگ و شاد و دخترونه م بهم باز تزریق روحیه داد Wink ... از آنسو هم آتلیه و داماد و ماشین و دسته گل مدت مدیدی مشتاقانه در انتظار من بودن !Smile ... لباسمو کمک کردن پوشیدم و وسایلمو برام جمع و جور کردن و بردن دادن ب داماد ... در تمام مراحل اونجا کلی مامان مهربون داشتم مراقبم بودن خم نشم حالم خوب باشه غمگین نباشم راحت باشم ... شنیونیه میگفت هر وقت خواستی میتونی وسط کار بری دستشویی نگران نباش Embarrased .. چیزی هم ک نمیتونستم بخورم حالت تهوع شدید داشتم در کنار سایر مشکلات گوارشی Mad
خلاصه ک از همه چیز این سالن حرفه ای کاملا راضی بودم ، کار و رفتارشون حتی خیلی خوبتر از تصورم بود .. و ب عروس هایی ک میخوان یه حس خوب و زیبا رو تجربه کنن اینجا رو پیشنهاد میدم ... بعد از آتلیه هم برای رفرش رفتم ، اما نه شنیون و نه آرایشم کوچکترین تغییری نکرده بود و فقط میخواستم باز ببینمشون قبل تالار ، و اینکه از شب قبل چیزی نخورده بودم خواستم یه فنجون نسکافه بهم بدن و با کیک و نسکافه و لبخند پذیرایی شدم و با روحیه عاااالی ب مراسمم رفتم و اونقدر سرحال بودم ک هیچکس نفهمید چ بر من گذشته و از شادی من همه شاد بودن ...Angel
گفتن خیلی عروس باکلاسی شدم بابام مخصوصا خیلی خوشش اومده بود Tounge .. هر کی منو میدید واکنش مثبتش از چهره ش مشخص بود New2

در آخر دوستای گلم ، روز عروسیتون سعی کنید بهتون خوش بگذره و اجازه ندین هیچ چیزی حالتون رو بد کنه .. یه عروس هر چقدر هم زیبا ولی عبوس و عصبی باشه هیچ جذابیتی نداره اما برعکس هر ایراد مسخره ای با حال خوش قابل محو شدنه ... من با اینکه خیلی دوست داشتم مزرعه برم برای عکس و فیلمم ، چون دیر شد و خیلی سرد و شلوغ بود نشد بریم اما اینو ب فال نیک گرفتم ک خسته نشدم از رفت و آمد با اون حال و روزم ، و تونستم از مراسمم لذت ببرم و لحظات شادی رو تجربه کنم ... و ب داماد نگران هم امید و انرژی بدم تا هر دو با لبخند از مراسممون یاد کنیم Angel

عزیییییییییییییییییزم.....خدا رو شکر که همه چی خوب پیش رفت و بهت خوش گذشت
از حق نگذریم انرژی و محبت سالن نونا جون فوق العادسHeartHeartHeartHeartHeartHeartانقدر خوبن که با کلی انرژی مثبت میری به سمت مراسمت.منم انرژی بودم همش بخاطر اخلاق و رفتار خوب این سالن بود
راستی تالار و اتلیه ات کجا بود؟از اون هم یه گزارشی بدهAngel
نقل قول
 سپاس شده توسط دختر اسفند.
  • تشریفات وندا
  • اساطیر
۲۵-دي-۱۳۹۵, ۰۷:۵۷ عصر
ارسال: #534
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
خانومای گلم کسی از کار کوتاهی نونینا اطلاعی داره ؟؟ قیمت و خوب بودن کارش چطوره ؟

صبر کردن ، گاهی معجزه میکند ...
نقل قول
۲۰-بهمن-۱۳۹۵, ۰۸:۱۲ عصر
ارسال: #535
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
منم با جاریم رفتیم این سالن نمونه کارهاشون رو دیدیم ؛ انصافا برخوردشون از هر جایی که تا الان رفتیم بهتر بود !
اینکه خود مدیریت مستقیم اومدن برای صحبت با ما و پذیرایی خیلی خوبی کردن،فضای بیرون سالن هم خیلی قشنگ بود و برخورد خیلی خیلی محترمانه و صمیمانه ای داشتن
اینقدر برخوردشون خوب بود که من هوس کردم یه سر و صورت پیششون برم ! خخخخ

هدیه کوچک خدا به زندگی ما خوش اومدی....!
من و پسرکم؛هفته33
نقل قول
۲۳-ارديبهشت-۱۳۹۶, ۱۰:۲۴ صبح
ارسال: #536
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
من ناخنام در حدی بلند‌نمیشن که بخوام بدون کاشت ناخن برم مراسمم.
امممم کاشت ناخن،اپیللاسیون کل بدن+میکاپ عروس چقد ؟؟؟

اینایی که گفتم خانمایی که رفتن راضی بودن؟

صبر داشته باش !
باز میشه این در...
صبح میشه این شبتصویر: /images/smilies/new/sad.png
نقل قول
۲۶-ارديبهشت-۱۳۹۶, ۰۸:۲۱ صبح
ارسال: #537
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
 کوتاهی نونا جون حرف نداره قیمت حدود 150 فکر میکنم باشه

در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترين بهشت ها گذشته ام
من به بهترين بهارها رسيده ام. ..
نقل قول
۱۶-آبان-۱۳۹۶, ۰۶:۵۹ عصر
ارسال: #538
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
سلام
من امروز قراردادمو با سالن نونیا بستم ,پکیج کامل عرویشون الان ۲۵۰۰بود که شامل۵۰درصد تخفیف میشد
یکم استرس دارم
البته پیاما رو که خوندم دلگرم شدم
نقل قول
۱۵-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۴:۳۰ عصر
ارسال: #539
RE: زیبایی نونینا ( نونا حافظیان)
(۱۳-مرداد-۱۳۹۳ ۰۲:۵۸ عصر)نونینا فقط پول رو میشناسه و هیچ ارزشی برای مشتریش قائل نیست این رو خودتون متوجه میشید هر کس که دوست داره بره و این حس رو تجربه کنه. به هیچ کس نباید اعتماد کرد. یک درصد احتمال بدین که براتون یک مشکلی پیش بیاد اونجاست که هیچ حمایتی از مشتری نیست که هیچ، تهدید و بی احترامی هم میشنوین اونم از کی از مدیریت سالن که باید خودش با آرامش مشکل رو رفع کنه ولی کو آرامش. چیزی که از وجود خانم نونا حس کردم وجودی پر از استرس و مشکلات درونی بود که در رفتارش با مشتری بروز داد و فهمیدم که بعد از اتمام کار دیگه هیچ ارزشی برات قائل نیستن تا زمانی که شما راضی باشین همه چی خوبه ولی کافیه یک انتقاد کنید یا یک مشکلی رو بگید اونجاست که حرف منو میفهمین'missmi70' نوشته است:  نام مدیریت:خانم نونا حافظیان


خدمات:
عروس
رنگ و لایت
کوتاهی
بافت
اپیلاسیون
پوست
مانیکور



خدمات vip عروس

1- تست آرایش، ناخن، طراحی ناخن، اکستشن مو و مژه

2- مشاوره رایگان پوست، رنگ، ابرو، لوازم آرایش پوست همراه با گریم

3- تاج و تور، صبحانه و میان وعده و هدیه (عکس)

 




 
نقل قول
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام