• تقی زاده
  • لی لی رضایی

روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...

۲۹-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۲:۰۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۹-ارديبهشت-۱۳۹۸ ۰۲:۰۶ عصر توسط آرامشه خیال.)
ارسال: #1401
 
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
مورنینگ این برخورد خیلی خوبه ولی من بشخصه نمیتونم اینقدر سریع جواب بدم هنگ‌میکنم
ولی یه بار یکی از فامیلامون‌که عین شما هربار منو‌میدید میگفت حامله ای ؟شدی؟ نشدی ؟ گفت ععه حامله ای ؟جلو‌پنجاه نفر که دور تا دور نشسته بودن کوچیک و بزرگ !!!
منم گفتم نه چطور ؟
گفت اخه چاق شدی !!!!
گفتم یعنی الان هر کی که اینجا چاقه حامله است ؟!؟ نگام کرد و جوابی نداشت بده زنیکه
تنها باری که جواب دادم اونبار بود ولی جالبه دیگه هیچ کدام از اون‌جمع ازم نپرسیدن خخخخخ


تقریبا نصف شون‌چاق بودن و زنای سن بالا خخخخخخ هاهاها

دخترم مرسی که بدنیای من آمدی عااااااشقتم تصویر: images/smilies/heart.gif
وزن فعلی ۸۰ اول مهر ۹۷
هدف اول ۷۵ 
نقل قول
 سپاس شده توسط آیسان96 ، morning glory ، artatam ، pichak2014 ، shirin joon ، mari90
۲۹-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۴:۰۰ عصر
ارسال: #1402
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
(امروز ۰۳:۰۵ عصر)'آرامشه خیال' نوشته است:  مورنینگ این برخورد خیلی خوبه ولی من بشخصه نمیتونم اینقدر سریع جواب بدم هنگ‌میکنم
 


آقا منم نمیتوووووووووونم.... یعنی فکرشم واسم سخته ها! ولی خب این یه مشکله و مشکل رو باید حل کرد
به قول مشاورم فرهنگ غالب جامعه ما و چیزی که بهمون یاد ندادن اینه که ناراحتیمون رو بدون پرخاش بروز بدیم. باید یاد بگیریم اعتراض کنیم
معلومه وقتی 30 سال یه جور دیگه بودیم الان خیلی سخته اینجوری جواب دادن!
اما من میخوام تغییر کنم والا! تلاشمو هم میکنم. حالا میام بهتون میگم چی شد و چی گفتم. برام آرزوی موفقیت کنین تصویر: images/smilies/cool.gifتصویر: /images/smilies/new/3 (12).gif
 
نقل قول
 سپاس شده توسط آرامشه خیال ، آیسان96 ، artatam ، pichak2014
۲۹-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۵:۲۰ عصر
ارسال: #1403
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
من خانواده شوهرم مثلا مادرشوهرم یا مادرش یا اقوام درجه یکشون معمولا سوال نمی‌پرسن فقط یه عمه شوهرم بعضی وقتا سوسه میاد اونم نه مستقیم که جوابشو بدم کاملا غیرمستقیم خانواده خودمم پرسیدن گفتم واسه شما چه فرقی میکنه که من حامله ام یا نیستم بچه میخوام یا نه جلوگیری میکنم یا نه که دیگه خیلی وقته نمی‌پرسن فقط مادرشوهر خواهرم که فامیلمون هم هست هربار منو میبینه میپرسه که چون مسنه روم نمیشه جوابی بهش بدم به نه اکتفا میکنم ولی بشدت ناراحت میشم وسعی میکنم جایی که میدونم هست نرم
یه بار هم تو تلگرام دوستم بعد از هردفعه که میپرسید پرسید که سؤالش
بی جواب گذاشتم از تلگرام خارج شدم

خدایا.... از تو معجزه می خواهم! معجزه ای در حد خدا بودنت! تو بهتر می دانی! معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند...
نقل قول
 سپاس شده توسط morning glory ، artatam ، pichak2014 ، shirin joon
  • تشریفات وندا
  • گروه ژ
۲۹-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۵:۳۰ عصر
ارسال: #1404
 
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
مطمنم همتون بزودی مادر میشید فقط و فقط بسپارید به خدا
و دکتر خوب انتخاب کنید
دکتری که پولکی نباشه و الکی وقتتونو نکشه و بهترین راه را پیشنهاد بده

دخترم مرسی که بدنیای من آمدی عااااااشقتم تصویر: images/smilies/heart.gif
وزن فعلی ۸۰ اول مهر ۹۷
هدف اول ۷۵ 
نقل قول
 سپاس شده توسط morning glory ، soudeh312 ، artatam ، pichak2014 ، shirin joon ، mari90 ، آیسان96
۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۱:۲۳ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۸ ۰۳:۲۵ صبح توسط soudeh312.)
ارسال: #1405
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
نمیدونم این فکر من درسته یا نه اما ادمایی که میپرسن به سه دسته تقسیم میشن 
اونایی که واقعا دلسوز ادمن و میدونم صرفا از رو محبته و نگرانیه
اونایی که ی مرضی دارن و از اذیت کردن خوششون میاد
اونایی که کلا غریبه ان همیشه ی سوالی میپرسن قصد خاصیم ندارن فقط فرهنگمونه دانشگاه تموم شد شوهر کردی بچه داری و الا ماشالا ادامه داره
گروه اول و من جوری رفتار کردم که نهایتا نگرانیشونو بروز ندن 
گروه دوم جوری رفتار کزدم ذره ای حس نکنن تونستن منو ناراحت کنن و فکر کنن این موضوع نقطه ضعف منه و هر دفعه ازش استفاده کنن
گروه سوم نمیشه دهنشونو بست چون بی نهایتن Smile))) که کلا مهم هم نیستن سالی یبارم نمیبینیشون

برام دعا کنید بقیه ش هم به خوبی پیش بره ممنون Heart
تاریخ نامزدی: ۱۳ اسفند ۹۴
تاریخ عروسی: ۱۸ آذر ۹۵
تاریخ مادر شدن: ؟!!! 
نقل قول
 سپاس شده توسط artatam ، pichak2014 ، shirin joon ، آیسان96
۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۱۰:۳۷ صبح
ارسال: #1406
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
چه بحث قشنگی باز شد. گلوری جون و سوده جون و آرامش جون مرسی از اینکه ایده هاتونو گفتید
ببینید من قضیه ام از دید خودم فرق میکنه. میدونید که من مادر پدرم خیلی وقته ازهم جدا شدند. به عنوان یکی از کوچکترین نوه های خاندان پدری، عمه هام که بابام هم باهاشون رابطه ای نداره خیلی ساله که عادت کردن به من یعنی برادرزاده اشون زنگ بزنند و حال پدر و مادرمو از من بپرسند، از مسائل درون خانواده ازم بپرسند. مامانت حالش چطوره، آرومتر شده؟ هزینه زندگیش با کیه؟ بابات چیکار میکنه؟ به بابا سر میزنی دنیا جان؟ غذاشو چیکار میکنی؟ شنیدیم مریض بود، بهتر شده؟ دکتر بردی؟ قضیه آپارتمانش چی شد خلاصه ریز به ریز نگران داداش شون و خانوادش هستند یا فضولی، من گذاشتم به پای قوم و خویشی خلاصه که سرشون تو زندگی ما بوده و راحت از من پرسیدن و من با این سیستم چندساله بزرگ شدم.
حالا از اون سمت خانواه مادریم قضیه شدیدتر هم هست. چون مامانم از پدربزرگم مراقبت میکرد و تقریبا این سالهای آخر مداوم خانه مادربزرگم ساکن بود دیگه شوهر خاله هام راجع به همه مسائل من اظهار نظر میکردند وباهام صحبت می کردند. چه برسه به خاله ها و بچه هاشون. وقتی شوهرخاله من پا به پام برای خرید جهیزیه و تدارکات نامزدی اومده و تو راه کلی با هام از احساسم حرف زده از پسری که میخوامش از سلیقه ام از اینکه چقدر تو جیبم پول دارم و برنامه ریزیم برای بقیه خرج ها چیه.. حالا من نمیتونم یهو بهشون بگم که راجع به مسائل من نپرسید نظر ندید.. یعنی من یه جورایی یه مساله بین المللی شدم Big Grin
تا جایی که مسائل منو تا خواهرشوهر های خاله هام و بچه ها و نوه هاشون میدونند. انگار همه بگن دنیا آه دنیا اون دختر بخت برگشته چطوره؟ بخصوص با فوت نابهنگام برادرم سر ازدواج من این مساله خیلی قوی تر شد. یعنی هرکسی هم که اصلا تو فامیل حضور من براش کمرنگ بود، یک مرتبه براش جالب شد که بدونه حالا من چیکار میکنم، چه حالی دارم، چطوری دارم از پدرم و مادرم مراقبت میکنم.. وارد شدن به هوای مراسمات به حریم ما و براشون تازه جلب نظر کرد. پدری که فراموشی و افسردگی حاد داره، سن بالایی داره و دختر یک مترو نیمی لاغرمردنی که بهش میخوره زیر بیست سال داشته باشه چطورمیخواد از پسش بربیاد. با غم خودش چطور کنار میاد و مادر پژمرده شو که پشتیبان مالی خودش یعنی پسرشو از دست داده چطور میخواد اداره کنه؟! همه کسانی که دورتر هم بودند به ما علاقه مند شدند.
هر بار که برای دعوت مراسم هفت و چهلم و سالگرد داداشم تلفن دست گرفتم به هرکی زنگ زدم گفت یه نی نی بیار مامان و ازین حال و هوا خارج کن...
میدونید دوستهام چی دارم میگم؟ مساله من یه مساله بین المللی شده که دیگران تا حد زیادی جیگر شون برای من کبابه.
گاهی با خودم میگم میتونم از این حجم از انرژی و دلسوزی برای خودم استفاده کنم و موضوعو به دیگران بگم تا بسوزند بیشتر و برام به درگاه خدای متعال دعا کنند. شاید خدا بلاخره این صدای واحدو شنید. حتی صدای یک نفر که دلش پاکه و دعاش مستجابه رو شنید اما...
دلم نمیاد. من که دیدم یکی از خانم های فامیل انقدر صادقانه بحال مامان من گریه کرد به حال بخت و اقبالش که شاید باورتون نشه ولی چندبار چشم هاشو عمل کرد! یعنی خود من یا مامانم انقدر به حال بخت سیاه خودمون غصه نخوردیم. یکبار باهاش جدی صحبت کردم و گفتم عزیزمن، خداروشکر که پسرهای سالم داری شوهر خوب داری، گفت عاره هر زمان زندگی خودمو می بینم برای مادرت دلم کباب میشه اون از شوهر دیوانه اش اینم از پسرش که گل سرسبد فامیل بود. ایشالله خدا تورو بهش ببخشه. تو رو ببینه زندگیتو ببینه کیف کنه.
دلیل اصلی نگفتنم هم همینه. میگم این فامیل مدام برای زندگی ما خون دل خوردن. مدام نقل ما نقل هر مجلس بوده. قضیه قهر و آشتی مادر پدرم تموم شد، قضیه مشکلاتی که بابا درست میکرد تموم نشده، قضیه مرگ دانیال پیش اومد... من هم که هربار تو مراسم داداشم دیدند گفتند پس کو شوهرت؟ گفتم سفر! ماموریت.. کار نیست.. حالا بگم من هم نازا هزار بار دوا درمان کردم بی نتیجه تا آی وی اف که ته تهشه رفتم ولی هیج!
بس شونه به قرعان. کی تو فامیل انقدر ماجرا ساخته مثل من..
نیت هم این نیست که جلودیگران ادای خوشبخت ها رو در بیارم. بخدا دلم نمیاد دوباره همه را پریشان کنم. تا فامیل دور دورها بخوان بگن دیدی دنیا رو؟ دختر نازاست! مث که دوا درمون هم کردند این چند سال هیچ نتیجه نداشته. چقدر بدبخته اینهم! فکر میکنید نمیگن؟ یه بار داشتم چندسال قبل تو یه مهمونی با خاله ام ظرف میشستیم و از هر در تعریف می کردیم. یهو برگشت به من گفت وای خدا تو هم که چقدر بدبختی. الان مشکل دختر من اینه که چرا دوربین جدید براش نمیخریم. تو ببین چقدر داری اذیت میشی. بمیرم برات. میدونید دوباره نمیخوام همه با همین دید با هام رفتار کنند.
از یه طرف نمیتونم به کسی بگم از یه طرف هم نمیتونم با دیگرانی که بلاخره تنها پشتیبان من بوده اند. حسودی کردند ولی وقتی هیچ کسو نداشتم بالاخره بودند. با طعنه کنایه ولی بودند. وقتی که حتی پدرم نبود. نمیتونم حالا وایسم تو روشون داد داد راجع به مساله خصوصی من اظهار نظر نکنید.

من و امیر بهم انرژی می دیم

قد: 160؛
وزن از 57.500 به 56.100 
------- به 55.000
------- به 54.500
------- به 53.900
------- به 53.100 تصویر: images/smilies/biggrin.gif
درصد امید : 93 درصد
 
نقل قول
 سپاس شده توسط Elham 67 ، آرامشه خیال ، soudeh312 ، shirin joon ، ستی‌لیته ، آیسان96
۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۰۵:۲۹ عصر
ارسال: #1407
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
مرسی دنیا جان که وقت گذاشتی نظرتو گفتی.
میدونی... شاید من نتونم شرایطت رو کامل درک کنم. اینکه میگی همیشه اطرافیان دغدغه تو رو داشتن و خیلی جاها کمکت کردن یا دلسوزی کردن برات
اما چیزی که به ذهنم میاد اینه که توام الان داری همینکارو میکنی. داری دلسوزی میکنی. نگرانی که بیشتر از این غصه تو بخورن، و احتمالا قبلا هم همینطور بوده و بخاطر اینکه بخاطر شرایط پیش اومده نقطه عطفی بین همه بودی و هواتو داشتن و ... ناراحت بودی. الان هر دو طرف دارن واسه هم غصه میخورن!
یه مسئله اینکه راجع به این حرف میزدیم که بگیم دخالت هاشون ناراحتمون میکنه، قرار نیست حرفی از مشکل ناباروری زده بشه که به قول شما دوباره آه از نهادشون بلند شه و بخوان غصتو بخورن و دلسوزی کنن. دوم اینکه قراره با زبان خیلی آروم و مودبانه بگیم، نه با داد داد که دخالت نکنین تو مسائلم!
و آخر هم به نظر من این ناشی از همون فرهنگ اشتباه میشه که ما اکثرا نگران دیگرانیم، اینکه چطور فکر میکنن، یه وقت ناراحت نشن! و اولویت رو به اونا میدیم نه خودمون. همین به مرور باعث ایجاد یه خشم نهفته میشه در ما که یه جایی سر باز میکنه
ما خیلی جوونیم و حالا حالاها فرصت زندگی داریم و من شخصا فکر میکنم هر زمان فهمیدیم یه جای کار میلنگه باید سعی کنیم درستش کنیم. نه اینکه بگیم خب تا حالا به دلایلی این شرایط بوده، الان دیگه نمیشه جور دیگه حرف زد و شرایط رو عوض کرد. 
برداشت من از ارسالهای قبلت که گفتی هربار عمه ام میپرسه بچه چی شد انگار نونشو بریدم!!!! این بود که تو عمیقا ناراحت و عصبانی هستی. گذشته از اینکه بگیم ایشون نیتش خیره و از روی محبت هی سوال میکنه. ولی دیگه هممون میدونیم چقدر اینجور سوالا خصوصا برای ماها که تو دوره درمان هستیم رو اعصابه! 
تغییر کردن خیلی سخته . خیلی زیاد. آدم با مقاومت اطرافیان روبرو میشه. اما اگه نهایتا اوضاع درست بشه، اگه روان ما آروم بشه، چرا که نه؟ 

 
نقل قول
 سپاس شده توسط shirin joon ، pichak2014 ، آیسان96
۳۱-ارديبهشت-۱۳۹۸, ۱۱:۱۴ صبح
ارسال: #1408
RE: روش های بارداری غیر طبیعی مثل آی وی اف...
مرسی گلوری جان. حالا دیروز یه مطلب جالب دیگری هم خوندم که علاوه بر نظرات شما خوبه روی اونهم بتونم کار کنم.
ببین می گفت دعا داریم تا دعا.
گاهی همین که تصمیم می گیریم، نیت می کنیم و دعا می کنیم. پس ذهن مون اینو داریم که به این راحتی به چیزی میخواهیم نمیرسیم. انگار تو دنیا اون چیز فراوان نیست و قحطیه. کمه به ما نرسیده. ایکاش به ما هم برسه.
درصورتی که میشه روی ذهن خیلی کار کرد. گفت فراوانی نعمت خدا زیاده، خدا به هرکس که نخواسته هم داده. انشالله من هم بهش میرسم.
اینطوری نشه که آدم با ذهنش تو کائنات انکار کنه و پس بزنه نه نرسیدم تا حالا نشده. نمیشه. ایکاش بشه.
من خودمو میگم ها.
همیشه با لب و لوچه آویزان دعا میکنم. قبلا اشتیاق داشتم. الان میگم همینه که هست شرایط ما اینطوری شده.
حالا هم روی مطالب بالا کار میکنم هم روی حرف های شما مهربونم.

من و امیر بهم انرژی می دیم

قد: 160؛
وزن از 57.500 به 56.100 
------- به 55.000
------- به 54.500
------- به 53.900
------- به 53.100 تصویر: images/smilies/biggrin.gif
درصد امید : 93 درصد
 
نقل قول
 سپاس شده توسط Ladyjooon
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام