خیلی تنهام

۲۹-تير-۱۳۹۳, ۰۹:۳۲ عصر
ارسال: #21
 
RE: خیلی تنهام 7
ایسا جون تا حالا دراین مورد با شوهرت حرف زدی؟خب بهش بگو نیاز داری به محبتاش و حرفای قشنگش

دعام كنید همین
نقل قول
۲۹-تير-۱۳۹۳, ۰۹:۴۰ عصر
ارسال: #22
RE: خیلی تنهام 7
سلام آیسا جون عزیزم شوهرت خیلی از خودت بزرگتره؟ مردا معمولا احساساتشون رو ابراز نمیکنن باید ازش بخوای خودتم سعی کن بیشتر بهش ابراز احساسات کنی
نقل قول
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۱:۰۹ صبح
ارسال: #23
RE: خیلی تنهام 7
سلام عزیزم
اره یعنی از اول اول نه اخه اون اول منم بهش کشش داشتم اول رابطه هم میدونین همه که بالاخره داغه ادم همه رفتارارو جوری که خودش دوس داره تعبیر میکنه منم خوش بودم اونم خوب بیشتر توجه میکرد ولی الن بعد 2 سالو اندی نزدیک 3 سال با خانوادش مشکل دارم هم با خودش تو این دوسال حتی یه بارم ابراز احساسات نکرده الان یه ساله طوری شده که نه سالگرد تولد نه روز زن و نه حتی تولدم حتی یه تبریکم بهم نمیگه حتی هدیم بهم نمیده خیلی دلم شکسته احساس میکنم دوسم نداره...
پرفتارشم چک کردم که ببینم شاید پای کس دیگخ درمیون باشه ولی به یقین رسیدم که نیست
وقتیم بهش میگم تو بهم محبت نمیکنی میگه من به زبون نمیارم عمل میکنم اما عملیم در کار نیست حتی تو هیچ کاری هم کمکم نمیکنه که بزرام به حساب دوس داشتنش و حتی باور کنین بااهاش حرف میزنم باید صدا کنم تیا 5 6 بار بزنم به شونش یا اسمشو بگبم چند بار تا بروش بیاره و گوش کنه تازه بعدشم گاهی اصلا یه چیز دیگه که خوش تو دهنش بوده میگه و ....
دیگه احساس میکنم سرد شده منم همینطور
نقل قول
 سپاس شده توسط عروس 65
  • گروه ژ
  • کتی دیلمی
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۲:۱۷ صبح
ارسال: #24
RE: خیلی تنهام 7
نگفتی عزیزم چقدر با هم اختلاف سنی دارید؟
خودت هنوز شوهرتو واقعا دوست داری؟
آیسا جون یه چیزی بهت بگم عزیزم مردا هرچقدرم زنشون رو دوست داشته باشن بازم خانوادشونو دوست دارن واسه همین همیشه باید سعی کنی با خانواده شوهرت محترمانه برخورد کنی و این رو فقط به عنوان یه وظیفه در زندگی مشترک ببین و لازم نیست خیلی باهاشون صمیمی باشی یا خیلی ازشون دوری کنی یه حد و حدودی رو در روابطت مشخص کن و همیشه بهش پایبند باش پس اول سعی کن مشکلت رو با خانواده شوهرت حل کنی و از مادرشوهرت پیش همسرت بد نگی یا بی احترامی نکنی
سعی کن مشکلاتتون رو با حرف زدن و منطقی حل کنی و البته با محبت
بعدشم بشین قشنگ فکر کن به رابطتون و اینکه اگه همسرت سرد برخورد میکنه آیا انعکاس رفتار خودت نیست؟ ببین اگر بیشتر بهش محبت کنی رفتارش تغییر نمیکنه؟ اصلا ببین مشکلتون از کجا شروع شده؟
مشاور هم میتونه بهت خیلی کمک کنه ایشالا که مشکلت حل بشه عزیزم
نقل قول
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۱۰:۰۹ صبح
ارسال: #25
RE: خیلی تنهام 7
سلام عزیزم
عروس 65 اختلاف سنیمون 12 سال هست ینی اون بزرک تر از منه ولی از نظر روحی و انرزیو شادابی اون مث یه بچه اس مث یه پسر 24 5 ساله اصلا مث سنش نیس ولی من خیلی افسرده و سنگین تر از سنم هستم ینی بخاطر مشکلاتم اینطور شدم انگیزمو از دست دادم مرگ عزیزامو و اختلافات خودمو شوهرو خانوادش واقعا داغونم کرده
عزیزم ببیین تا همین الان که 3 سال از عقدم میگره من حتی کوچکترین بی احترامی به خانوادش نکردم حتی اونا به خاننواده من فحش دادن و بد و بیراه گفتن ولیمن فقط نگاه کردمو اشک ریختم حتی سرمو بلند نکردم یه کلمه حرف بزنم اون ها هم هیچوقت از من دلجویی نکردن شوهرمم حق و میده به خانوادش ینی با برخوردی که با من کردن و میکنن اصلا واکنش نشون نمیده و یه جورایی اجازه ممیده اونا هرطور میخوان رفتار کنن.دیگه واقعا خسته شدم نمیگم دوسش ندارم اصلا ولی واقعا ازش ناامید شدم .
من بهش خیلی محبت کردم خیلی اصلا نزاشتم احساس کمبود کنه همه جوره بهش رسیدم منتها انقد به خانوادش وابستس و انقد روس تاثیر میییزارن که خدا یدونه
نقل قول
 سپاس شده توسط فروغ بنی ، مامی یکتا و تینا
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۱۲:۴۱ عصر
ارسال: #26
RE: خیلی تنهام 7
پیش مشاور رفتی؟نگفتی چرا بهم بی احترامی میکنی وقتی حرف میزنم گوش نمیکنی؟؟

وقتی یکیو داری که واسه خوشحالیت همه کار میکنه ینی خوشبختی
1396/02/08نامزدی مون
خدایاشکرت
 
نقل قول
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۱:۰۸ عصر
ارسال: #27
RE: خیلی تنهام 7
آیسا جون حتما باید پیش مشاور بری این طوری دووم نمیارید تازه شما که هنوز عقدید و با هم همخونه نشدید و هنوز به مشکلات زندگی مشترک نرسیدید.
من نمیدونم وضعیت خانواده شوهرت چه طوریه تو خانواده شوهرت پدر یا خواهر یا برادر شوهرت نمیتونن کمکت کنن؟ (کسی هست که طرف تو باشه یا حرفاش منطقی تر از بقیه باشه؟) که باهاشون صحبت کنی تا به همسرت بگن بیشتر بهت توجه کنه؟ اصلا مشکل اصلی چی بوده که کار به دعوا کشیده؟ سعی کن یکم با سیاست تر برخورد کنی باور کن بهترین شوهرا هم اگه خانوادشون و زنشون همش با هم درگیر باشن بعد یه مدت از زندگی سرد میشن
نقل قول
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۲:۵۲ عصر
ارسال: #28
RE: خیلی تنهام 7
مهدیه جون- عروس 65 عزیزم پیش مشاور نرفتم چون شوهرمم نمیاد با خودم گفتم تنهایی برم بگم چی؟
همین که توعقدمو این رفتارا باهام میشه بیشتر نا امیدم کرده اخه بالاخره همه دوران عقدشون باهم بهترن ینی هنو اوایل ازدواج و ما اینظوریم بعد ازین تو خونه خودمون که اصلا انکار نه انگار ...
به هیچی توجه نمیکنه از صب که میره سر کار یه بار گاهی دوبار زنگ میزنه و بعدش تا ظهر ساعت 3 که میره خونشون دیگه هیچ خبری ازش نمیشه تا شب ساعتای 7 8 از خواب بیدار بشه و بره خونه خواهرش یا بره بیرون برا خودش دور دور انگار نه انگار منم ادمم .
خواهر شوهرم زیاد دارم اما انکار نه انگار همین ماه چند بار افطاری دعوت گرفته مادرو برادرشو و دامادشونو ولی یه زنگ به من نزدن شوهرمم با کله رفت و انکار نه انگار که زنشو دعوت نکردن براش مهم نیس برا همه چی اینطوریه تولد عید هرجی باشه خودش تنها دعوته منو نه میبره نه دعوت میکنه و نه به خواهرش میگه زن منم دعوت کن در صورتی که برادر بزرگ هستو خیلیم به همشون کمک کرده و میکنه.
حتی خونه پدر شوهرو مادر شوهرمم منو نمیبره و نمیگه بیا بریم یا اونا دعوت کنن.هنوز یادم نمیاد بعد 3 سال یه 5 جمعه مث بقیه مردم مث دختر پسرا ذست منو بگیره ببره بیرون شهری پارکی جایی خودش تنها میره یا اگه هم پیش همیم تو خونه ایم.
این رفتارا یه دفعه ای نشدا از اول ازدواجمون اینظوری بود با اینکه خیلی سخت با هم ازدواج کردیم کلی اومد و رفت تا خانوادم رضایت دادن چقد اون اوایل قبل عقد ابراز علاقه کرد با مامانم بابام رفت اومد تا راضیشون کرد الان دلم خیلی میسوزه برا خودم که چظو حسرت میخورم وقتی یه دختر پسرو میبینم چقد همو دوس دارن وقتی یه مردو میبینم که با احترام با خانومش صحبت میکنه با عشق بهم نگاه میکنن ...
....نه عزیزم پدر شوهر و مادر شوهرم چش دیدن منو ندارن بارها جلو خودم ارزو مرگ پدر و مادرمو کردن بقدری از خانواده من بدشون میاد که سر خاک خانوادم که اومدن پوز خند میزدن و خوشحال بودن که مردن ...
خواهر شوهرام هم مث پدر و مادرشونن عینا
دای و عمه و عمو هم ندارم ینی دارم ولی نمیتونم بهشون بگم چون انها هم با متا مشکل دارن و کمکی به من نمیکنن جز اینکه ابروم تو فاکیل بره . گفتم خیلی تنام خیلی تنها
نقل قول
 سپاس شده توسط نجوا26 ، عروس 65
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۴:۴۹ عصر
ارسال: #29
RE: خیلی تنهام 7
آیسا جان این شرایط ک خیلی بده ب نظرم حتما قبل ازاینکه برید خونه خودتون این مشکلو حل کنید اینا از بی احترامیم گذشته مگه تو زنش نیستی مگه تورو انتخاب نکرده همیشه باهم باشی؟؟؟؟این رفتارش چیه؟با ی بزرگتر از خانواده خودت درمیون بذار

وقتی یکیو داری که واسه خوشحالیت همه کار میکنه ینی خوشبختی
1396/02/08نامزدی مون
خدایاشکرت
 
نقل قول
۳۰-تير-۱۳۹۳, ۰۴:۵۱ عصر
ارسال: #30
RE: خیلی تنهام 7
عزیزم شما برو پیش مشاور فعلا تنها برو اشکال نداره حتما بلد نیست احساساتشو ابراز کنه نمیدونم ولی یه مشکلی هست که اینطوری رفتار میکنه تو برو پیش مشاور حتما یه راهی بهت پیشنهاد میده این طوری زندگی کردن که فایده ای نداره یه حرکتی بکن از اول دیدی این رفتارارو هیچکاری نکردی؟!!!
از خانوادت کی فوت شده؟ تهران هستی؟
نقل قول
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام