جدایی 4

۲۲-آذر-۱۳۹۷, ۰۱:۳۳ عصر
ارسال: #1031
RE: جدایی 4
(۱۸-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۵۵ عصر)'Ellieeeeee' نوشته است:  سلام من دو سال پیش عروسی کردم و همیشه ازین تاپیک میترسیدم و باورم نمیشه الان سر و کله م اینجا پیدا شده.امروز وسایلمو جمع کردم و اومدم خونه ی مامانم.شوهرم به شدت آدم دروغ گوییه.به همه بدهکاره.به هرکسی که میبینمش بدهکاره.درست و حسابی ام کار نمیکنه.کلی پدر و مادرم جورشو کشیدن به امید درست شدنش.حالا میخوام درخواست طلاق بدم و نمیدونم حتی چجوری باید اقدام کنم.خیلی حالم بده.میتونم از الان عکس العمل تک تک فامیل و خانواده مو ببینم و این خیلی عذابم میده.دلم میخواست حداقل یه دوست همدرد خودم داشتم و باهاش حرف میزدم و بهم میگفت که جدایی اونقدرام ترسناک نیست

 

 

عزیزم سختی یا اسونی جدایی بستگی به خودت داره اگر بشینی بگی وای فلانی اینو گف وای اینا الان پشت سرم چی میگن بله سخته ولی اگر محل ندی بری پی زندگیت و بگی گور بابای مردم و برا خودت خوش باشی سخت نیس نمیگم اسونه هاااا ولی صد در صد سخت نیست
واینک باید بدونی اگر مشکلت موضوعی هست ک بشه حل کرد خوب بشین حلش کن نه نشد برو سراغ گزینه بعدی ... اگر مشکلت بدهیه الان وضع اقتصادی همه نابوده شمام سعی کن کار کنی شاغل شی ی خورده سفت و سخت بگیر ببین حل میشه یا نه اگر دروغ گفتنش هست ببین من شوهرم دروغگو بود ولی این یکی از هزاران مشکلش بود درستم نمی شد شما بشین ویژگی خوب و بد شوهرت رو بنویس ببین کدوم بر کدوم دیگ غالب تره اینکه دوستشم داری ی موضوع دیگه هست درهر صورت امید دارم بتونی موفق بشی بهترین انتخاب رو بکنیتصویر: images/smilies/heart.gif

 

دوستان خواهش می کنم برای حل مشکلات زندگیم برام صلوات بفرستید
نقل قول
 سپاس شده توسط نسترن 2016 ، عرووس946 ، Kishmish
۲۳-آذر-۱۳۹۷, ۰۹:۵۶ عصر
ارسال: #1032
 
RE: جدایی 4
(۱۶-آذر-۱۳۹۷ ۰۸:۵۱ عصر)'poon3h' نوشته است:  
نقل قول: 


که شوهرم خیلی راحت گفت نه من همینم که هستم...دیوونه هم نیستم که بیام دکتر...خیییلی هم خوبم مشکلی هم ندارم این تویی که منو عصبی می کنی وگرنه من که مریض نیستم بیخودی بزنمت و...


پونه جان کاش حداقل خودت بری پیش مشاور ، تمام شهرها مراکری هست که زیر نظر بهزیستی هست و کارشناس ارشد و دکتر روانشناس هستند 
یک موردی مشابه رفتار همسرشما و این جملات رو مشاور به طرف گفت نامزد شما اختلال رفتاری داره ، و این تنها موردی هست که اگر قبل ازدواج می اومدید مداخله میکردم برای ازدواج نکردن و...
علم روانشناسی و مشاوره ندارم و شاید هم قیاس ام اصلا درست نیست ، اما تا جایی که میدونم این رفتار و برخوردها و اصرار به اینکه نیاز به مشاوره ندارم ، زیاد نمیشه به درمان هم امیدوار بود 

*و خدایی که در این نزدیکی هاست....
میشه برا سلامتی همه مامان ها دعا کنید... برای سلامتی مامان منم دعا کنید..
نقل قول
 سپاس شده توسط poon3h
۲۰-دي-۱۳۹۷, ۰۳:۴۹ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۰-دي-۱۳۹۷ ۰۳:۵۷ عصر توسط poon3h.)
ارسال: #1033
RE: جدایی 4
سلام
دوستان برای مشخص شدن نفقه چقدر طول میکشه رای دادگاه مشخص شه؟
حدود پنج شش ماه گذشته ولی نه نفقه چند سال قبل رو تونستم بگیرم نه نفقه ماهانه رو مشخص کردن...وکیلمم هر وقت ازش می پرسم میگه هنوز رای نهایی دادگاه نیومده...
جالبه اصلا هم برای دادگاه مهم نبوده که شوهرم 5 ساااال بیشتره نتونسته خونه بگیره و اصلا شوهرمو محکوم نکرده فقط شوهرم رفته یه خونه داغون با وسایل داغون و خیلی کمممم فراهم کرده و به دادگاه گفته توانم در همین حده...البته من ندیدم شاید هم وسایلو نخریده باشه یا دست دوم باشه یا وسایل اضافه خونه مادرش یا خواهراشو برده باشه... خلاصه دادگاه هم قبول کرده و نامه فرستاده که باید برگردم سر خونه زندگیم...وکیل شوهرمم گفته دختره دو ساله شوهرشو ول کرده رفته بعد حالا نفقه هم میخوااااد...خلاصه طوری نشون دادن که دختره اهل زندگی نیست و ول کرده رفته و...
بعد شوهرم بیکار هم هست و هیچ درآمدی نداره و اینم برای دادگاه مهم نیست...

کس تجربه ای در این زمینه داره؟؟؟

شوهرم هم میگه برگرد سر خونه زندگیت...من که طلاقت نمیدم و تو بالاخره مجبوری برگردی...پس تو که چند سال دیگه مجبور شی برگردی همین الان برگرد...
نقل قول
  • بهرام بابایی
  • گروه ژ
۲۱-دي-۱۳۹۷, ۱۰:۳۸ عصر
ارسال: #1034
RE: جدایی 4
(۲۱-دي-۱۳۹۷ ۰۶:۴۷ عصر)'نسترن ۲۰۱۸' نوشته است:  
نقل قول: 




نمی دونم واقعا.... من همیشه فکر میکردم دختر رو موقع عقد نمیشه مجبور کرد به زندگی با شوهر (اینکه میگی وکیل شوهرت گفته دو سال ولش کردی...) تازه تو که تو مراسم پدرشوهرت و بعدشم پیش اونا رفته بودی.... 
وکیلت چی میگه ؟؟؟

 

آره تو مراسم بودم و یه مدت اونجا موندم اما بعد اومدم و دیگه نرفتم...البته خونه ای هم نبود که برم...بارها التماسش کردم خونه بگیره بریم سر زندگیمون اما نگرفت...اونقدری که خریدن وسایل کوه و عوض کردن مدل گوشیش که نو بود و خریدن تبلت و لپ تاپ واسش مهم بود اصلا خونه زندگی واسش مهم نبود...حالا کلا یه کارگر ساده بود و اصلا خریدن همچین چیزهایی لازم نبود ولی اصرار داشت که خیلی از دخترا اینجا به من چشم دارن و...کلا تو دنیای خودش بود حالا اینکه الان چی شده که زندگیش واسش مهم شده نمیدونم والا...با اینکه به احتمال نود درصد بیکار هم هست...

وکیلم میگه بگو میام خونه بگیر ولی نرو...خب منم خیلی وقته همینو به شوهرم گفتم اون میگه خونه گرفته و اگه نرم خب دیگه نفقه هم ازش نمی گیرن...تازه کلی هم طلبکارن و گفتن ما کلی هزینه کردیم خونه و وسایل گرفتیم بعد دختره نمیاد و دنبال زندگی نیست...یعنی راستش من خودم هم هیچوقت فکر نمی کردم شوهرم واقعا خونه و وسایل بگیره...فکر می کردم طلاقم میده...



 
نقل قول
۲۲-دي-۱۳۹۷, ۰۶:۱۸ عصر
ارسال: #1035
RE: جدایی 4
پونه سیر نفقه ی حقوقی برای من اینجور بود، من سال پیش نزدیکای عید بهمن-اسفند اقدام کردم تابستون محکوم شد از ترس جلسه طلاق رفت پولو ریخت بعد رفت اعتراض داد(مرداد ماه) و پول موند تو حساب دادگااه تاااا سه روز پیش تازه رای تجدید نظر اومد و تازه قراره بره شورا شورا بررسی کنه فیش بده بره قاضی تایید کنه و بعد بدن پولو بهم (یعنی کم کمش 1 یا 2ماه بعد) پس سیرش رو بزار یک سال حالا جالبه بری تو نت بزنی نفقه حقوقی چنان نوشتن زودی حساب میشه و حق زن رو میدن فک میکنی امروز میری یک ماه بعد تمومه تصویر: /images/smilies/new/huh.png
اما در مورد شما خب تو بگو برمیگردم تا نفقه ات نره مهریه اتم پیگیر باش دو روز برو دوباره برگرد بره تمکین بده بعد برو بگو میام سه روز برو دوباره برگردتصویر: images/smilies/biggrin.gif ی خانمی موکل وکیل من بود گفت من دو سال خونشو تو شیشه کردم با این کارا تا طلاقم داد هم نفقه اش رو میگرفته هم مهریه و یا اینک بری سراغ وکیلش برای توافق


 

دوستان خواهش می کنم برای حل مشکلات زندگیم برام صلوات بفرستید
نقل قول
 سپاس شده توسط poon3h
۲۳-دي-۱۳۹۷, ۱۰:۲۴ صبح
ارسال: #1036
RE: جدایی 4
آیدا بنده خدا شوهر اون موکل قاگول بوده یا واقعا زن و زندگیشو دوس داشته 
میتونسته بعد اینکه خانمش دو روز میاومد میرفت نفقه نده تازه برا تمکین هم اقدام نکنه
تا دختره بره بیافته دنبال نفقه و سیر متر کردن سالن دادگاه و همینطور بلاتکلیفی 
اون مرده بدبخت مظلوم بودهخ 
یکم با شوهرای ماا میچرخید دوزاریش میافتاد چی به چیه
والا این چیزایی ک تو نت میگن 
به نظر من همش چرنده 
در عمل یا دادگاه به نفع مرده یا نهایتش خیلی اوکی باشه هیچ به هیچ میشه 
من میخوام از بندای عقد نامه استفاده کنم ک |آقا 10 ماهه بی دلیل زن و زندگیشو ول کرده رفته 
آقایون وکیل میفرماین ی تیر تو تاریکیه میندازیم ببینیم چ میشه تصویر: /images/smilies/new/new3.gif
 
آیدا تو داری از حق حبس استفاده میکنی اگه پیش قسط مهریه اتو بده تو مجبور به تمکینی؟
 

خدایا خودت پشت و پناهم باش
منتظر اتفاقات خوبم تصویر: images/smilies/heart.gif
وزن اولیه 75.3
وزن 20 روزه:71.3
وزن 60روزه:69
وزن 100 روز:67
نقل قول
 سپاس شده توسط ایدا ...
۲۹-دي-۱۳۹۷, ۰۵:۴۷ عصر
ارسال: #1037
RE: جدایی 4
سلام من یکسال پیش با آقایی اشنا شدم که از هر نظر با چیزی که توی چندماه اخیر بوده فرق داشت
خیلی سعی کردم با راه های مختلف بهبودی ایجاد کنم اما مدام همه چیز بدتر شد تا جایی که فهمیدم واقعا ایشون مشکلی دارند از نظر شخصیتی و روانی، و اینکه جز شخصیت های خودخواه هستند
نمیدونم باید چجوری جدا شم؟!! به شدت بهش وابسته شدم و مسائل دیگه ای هم هست که باعث میشه جدایی خیلی واسم زجرآور بشه
عشق جلوی منطقم رو گرفته از طرفی هم نمیخوام باور کنم واقعا واسش هیچ ارزشی ندارم هیچ احساسی نداره و اینکه بره با کسی باشه و خیلی چیزهای دیگه که باعث میشه با وجود همه چیز از این رابطه خارج نشم!!
انقدر داغون شدم که حتی خودکشی کردم... از زندگی سیر شدم از بس که بی مسئولیت و زورگوئه
 
نقل قول
۲۹-دي-۱۳۹۷, ۰۹:۱۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۹-دي-۱۳۹۷ ۰۹:۱۶ عصر توسط ایدا ....)
ارسال: #1038
RE: جدایی 4
(۲۹-دي-۱۳۹۷ ۰۵:۴۷ عصر)'73690-نوعروس' نوشته است:  سلام من یکسال پیش با آقایی اشنا شدم که از هر نظر با چیزی که توی چندماه اخیر بوده فرق داشت
خیلی سعی کردم با راه های مختلف بهبودی ایجاد کنم اما مدام همه چیز بدتر شد تا جایی که فهمیدم واقعا ایشون مشکلی دارند از نظر شخصیتی و روانی، و اینکه جز شخصیت های خودخواه هستند
نمیدونم باید چجوری جدا شم؟!! به شدت بهش وابسته شدم و مسائل دیگه ای هم هست که باعث میشه جدایی خیلی واسم زجرآور بشه
عشق جلوی منطقم رو گرفته از طرفی هم نمیخوام باور کنم واقعا واسش هیچ ارزشی ندارم هیچ احساسی نداره و اینکه بره با کسی باشه و خیلی چیزهای دیگه که باعث میشه با وجود همه چیز از این رابطه خارج نشم!!
انقدر داغون شدم که حتی خودکشی کردم... از زندگی سیر شدم از بس که بی مسئولیت و زورگوئه
 

 

ی راه اینه بشین از اول تا اخر مصیبت تمام کسایی ک میخوان جداشن رو بخون ببین می ارزه ادامه دادن یا نه
مسلما شما نیاز به یک متحصص حرفه ای و مشاور دارید ک توصیه میکنم حتما با مشاور خوبی مشورت کنید
بعدم عزیزم کم کم و اروم می تونی روابطتت رو کمتر کنی و خودت و ذهنت رو به مشغولیت های جدید وارد کنی


 

(۲۳-دي-۱۳۹۷ ۱۰:۲۴ صبح)'سانی69' نوشته است:  آیدا بنده خدا شوهر اون موکل قاگول بوده یا واقعا زن و زندگیشو دوس داشته 
میتونسته بعد اینکه خانمش دو روز میاومد میرفت نفقه نده تازه برا تمکین هم اقدام نکنه
تا دختره بره بیافته دنبال نفقه و سیر متر کردن سالن دادگاه و همینطور بلاتکلیفی 
اون مرده بدبخت مظلوم بودهخ 
یکم با شوهرای ماا میچرخید دوزاریش میافتاد چی به چیه
والا این چیزایی ک تو نت میگن 
به نظر من همش چرنده 
در عمل یا دادگاه به نفع مرده یا نهایتش خیلی اوکی باشه هیچ به هیچ میشه 
من میخوام از بندای عقد نامه استفاده کنم ک |آقا 10 ماهه بی دلیل زن و زندگیشو ول کرده رفته 
آقایون وکیل میفرماین ی تیر تو تاریکیه میندازیم ببینیم چ میشه تصویر: /images/smilies/new/new3.gif
 
آیدا تو داری از حق حبس استفاده میکنی اگه پیش قسط مهریه اتو بده تو مجبور به تمکینی؟
 

 



​نمیدونم پونه قانون میگ تا اخرین سکه ی  مهریه رو نده میتونه زن تمکین نکنه ولی گویا نظرات قاضی هم مهمه اگر ی بخشی بده و بره تمکین بده شاید محکومم کنن
حالا هر راهی می تونی امتحان کن خسته شه بیاد توافق کن تموم شه بره پی کارش

 

دوستان خواهش می کنم برای حل مشکلات زندگیم برام صلوات بفرستید
نقل قول
۹-بهمن-۱۳۹۷, ۱۱:۲۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۹-بهمن-۱۳۹۷ ۱۱:۳۴ عصر توسط fazi jooon.)
ارسال: #1039
RE: جدایی 4
سلام دوستان خوبین؟
نمیدونم کسی منو یادشه ییا نه خیلی وقته نیومدم
بچه ها پرونده های من انقدر بهم پیچیده که نمیدونم چیکار بکنم اصلا
 


بچه ها من مختصر میگم
شما نظرتونو بدید که چیکار کنم
من سال۹۳عقد کردم
مهر۹۴ ازدواج کردم
تیر ۹۶ از خونش اومدم
چون تو این مدت اعتیاد و دروغ گویی و کتک هاش خستم کرد.
درخواست طلاق برای اعتیاد دادم منفی شد.
برای مهریه محکوم به پرداخت ۷ماه یکبار شده
اسفند ماه اولیشه
جهیزیه ام رو قایم کرد و نتونستم پس بگیرم برگه جعل کرد که پس گرفتم ثابت کردم برگه جعلیه محکوم شده۳۴تومن پرداخت کنه
برای جعل هم ۲ سال حبس داره که اعتراض زده فعلا
با اینکه خونه و وسایلی نبود عدم تمکین زد و ناشزه محسوب شدم و اجازه ی ازدواج مجدد گرفت
یک سال تمام فحاشی کرد با پیام که شکایت کردم و ۹ ماه حبس دراومد و زندانه
در کنارش ماشین پدرمو شبونه آتیش زد که یک سال حبس دراومد و اعتراض نزد و رفت اجرا
ماشین برادرامم یک هفته بعد ماشین بابام آتیش زد که حکم اون نیومده...
درخواست طلاق توافقی هم دادیم به شرطی که رضایت بدیم مشاوره هارم رفتیم اما بعدش نیومد و رفت زندان
میترسم تو نظرش باشه این محکومیتارو بکشه اما طلاق نده...
نمیدونم چیکار کنم...تصویر: images/smilies/undecided.gif

این نیزبگذرد...
نقل قول
۱۳-بهمن-۱۳۹۷, ۱۰:۳۱ صبح
ارسال: #1040
   
RE: جدایی 4
دکتر هلاکویی : من بعد از این همه سال کاری که کرده ام ، هنوز یک پدر یا مادری را ندیده ام که بخاطر بچه ها در زندگی زناشویی بد مانده باشد. اگه کسی هست خوشحال میشم بیاد رو خط بگه تا بهش ثابت کنم اشتباه میکنه ... چیزی که دیده ام نادانی , ناتوانی , نیازمندی و نگرانی بوده است. شما ثابت کنید این چهار تا نبوده و حالا بخاطر بچه ها مونده اید ... من تابحال همچین چیزی ندیده ام ...

instagram : hadiis_sweet_home     
اشتراک تجربه های خرید جهیزیه 
نقل قول
 سپاس شده توسط مامان جون آینده ، Sahraa71 ، سراب ، faam
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام