جدایی 4

۱۶-آذر-۱۳۹۷, ۱۰:۲۳ عصر
ارسال: #1021
RE: جدایی 4
(۱۶-آذر-۱۳۹۷ ۰۸:۵۱ عصر)'poon3h' نوشته است:  
(۱۶-آذر-۱۳۹۷ ۰۶:۱۵ عصر)'tara 1987' نوشته است:  
(۱۲-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۰۹ صبح)'poon3h نوشته است:  
نقل قول: 



 

پونه جان با سابقه عصبی بدن و خشونت و پرخاشگری اش ، واقعیت من نمی تونم احتمالا آسیب زدن بهت رو نادیده بگیرم در این قرار با این همه اصرار/
درباره پرخاشگری اش به وکیل گفتی ؟
 


 


تارا جان
وکیلم گفت کلا لازم نیس بری ببینیش...بهش بگو خونه بگیر وسایلمو بخر و نفقه منو بریز بعد میام می بینمت...
وکیلم می گفت تو دادگاه هم شوهرم از جلسه اول اومده گفته من زنمو دوست دارم و باهاش مشکلی ندارم و میخوام زنمو ببینم و نمیخوام طلاقش بدم...من با خانوادش فقط مشکل دارم...
در مورد پرخاشگری هم گفت تو شاهد نداری...فقط در مورد نفقه این چند سال گذشته گفت شاهد بیار که بهت پولی نداده که شاهد بردم و البته اونم شاهد آورده بود که خرج منو تو این سالها همه رو خودش داده و...
الان که چند ماه گذشته اصرار عجیبی داره که بیرون همدیگه رو ببینیم...میگه خونه و وسایلتو گرفتم و نفقه تورو هم میدم مهریه رو هم میدم اما برگرد سر خونه زندگیت و...
منم نرفتم ببینمش...اونم گفت میرم به وکیلم میگم بره حکم تمکین بگیره...دیگه نفقه هم ازم نمی گیرن...طلاقت هم نمیدم بعد تو و مامان و بابات برید تا چهل سالگیت حساب کتاب کنید که از من چقدر می تونید پول بگیرید ...

البته از حق نگذریم به جز این دفعه...تو این چند ماه ها بارهااااو بارها بهم گفت من تو و زندگیمونو دوست دارم و برگرد سر خونه زندگیت و ...منم بهش گفتم باشه برمی گردم اما قبلش قدم اول اینه که بریم مشاوره یا روانشناس چون تو عصبی هستی و اول از همه اینکه من از تنها شدن با تو و عصبی شدن تو می ترسم...این اولین قدمه حالا برای بقیه ش هم میریم مشاوره ببینیم چطوری می تونیم حل کنیم...

که شوهرم خیلی راحت گفت نه من همینم که هستم...دیوونه هم نیستم که بیام دکتر...خیییلی هم خوبم مشکلی هم ندارم این تویی که منو عصبی می کنی وگرنه من که مریض نیستم بیخودی بزنمت و...کوه و مهمونی مختلط هم که چیزی نیست خووووش میاد اگه زن و دختر هم باشه دور هم میگیم می خندیم; نرم سلامتیم به خطر میفته و سرطان می گیرم چون ورزش برای سلامتی مفیده ( البته منظور از کوه یک سری تورهای بیرون شهره نه صرفا از کوه بالا بره)...چشم چرونی و خیره شدن به دخترا و زنا هم که کار بدی نیست چون مهم دله که پاااکه پس کار اشتباهی نیست که ترک کنم...که اگه من نیت بدی داشتم اینهمه دختر دارن به من پا میدن و...خیلی از مردا هستن که میرن با دخترا می خوابن اما من فقط نگاه می کنم تو همینو هم نمی ذاری و گله داری و غر می زنی (پس ببین پونه من چقدر خوبم و تو ناشکری) ...چت کردن با زنا و دخترا تو تلگرام هم که مهم نیست چون نیت بدی ندارم...بیکاری هم که تو سن 35 سالگی مهم نیس چون همه بیکارن... من با این تیپ و قیافه و بهترین ماشین زیرپام هرکی منو می بینه فکر می کنه رئیس شرکتی جایی هستم...تصویر: /images/smilies/new/mad.pngتصویر: /images/smilies/new/mad.pngتصویر: /images/smilies/new/mad.png

خلاصه اینکه حتی یک ذرررره حاضر نیست تغییر کنه و از موضع خودش هیچ کوتاه نمیاد و اصلا یک درصد هم قبول نداره که اشتباه می کنه و میگه همینه که هست اما تورو دوست دارم و نرو...
من نه می فهممش نه می تونم بفهممش...نه دیگه دوست داشتن های پی در پی و ابراز عشقش برام مهمه نه اصلا می تونم کسی رو با این طرز تفکر و عقاید تحمل کنم.
به وکیلم گفتم پول واسم زیاد مهم نیست فقط میخوام طلاق بگیرم...اما اونم گفت طلاق طول می کشه.
 

 

پونه جان ایناراتوی پیام واست فرستادیاتلفنی بهت گفت؟


 

اوست نشسته در نظر/من به کجا نظر کنم؟
نقل قول
۱۶-آذر-۱۳۹۷, ۱۱:۲۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۶-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۴۷ عصر توسط poon3h.)
ارسال: #1022
RE: جدایی 4
(۱۶-آذر-۱۳۹۷ ۱۰:۲۳ عصر)'رنگی رنگی' نوشته است:  پونه جان ایناراتوی پیام واست فرستادیاتلفنی بهت گفت؟


 

 

چند تا پیام داد که بیا ببینمت...من دوستت دارمو میخوام تو برگردی بریم سر خونه زندگیمون...منتظرتم و...هدف من اینه که برگردی و خونم حاضره و فلان و...

ولی بقیه حرفا برای این چند ماه هست که زنگ میزد و...


 
نقل قول
۱۷-آذر-۱۳۹۷, ۰۲:۲۷ صبح
ارسال: #1023
RE: جدایی 4
سلام پونه جان
ببین من الان متوجه سوالت نشدم دقیقا... اینکه شوهرت تغییر رفتار داده کاملا واضحه که یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست. چون مورد مشابهشو دیدم دارم میگم اصلا اعتماد نکن بهش تا حسن نیتش رو واقعی ثابت نکرده بهت. یعنی اصلا دیگه باهاش تماس برقرار نکن و جوابشو نده اگه قصدت جداییه و مطمئنی. اما اگه هنوز ته دلت تردید داری و فکر میکنی عوض شده فقط زمان میتونه اینو بهت نشون بده که قصدش واقعا چیه‌
باتوجه به اینکه ما اینجا درجریان جزییات زندگیت نیستیم پس نمیتونیم نظر دقیقی بدیم من پیشنهاد میکنم حتما با یه مشاور خوب مشکلت رو مطرح کن چون اگه همسرت خدای نکرده مشکل روحی داشته باشه فقط مشاور میتونه بهت یاد بده چطوری باهاش برخورد کنی ک هم آسیب نبینی و هم به مقصودت برسی
 

برای من، آغوش تو امن ترین جای دنیاست... Heart
نقل قول
 سپاس شده توسط poon3h
  • گروه ژ
  • بهرام بابایی
۱۸-آذر-۱۳۹۷, ۱۱:۵۵ عصر
ارسال: #1024
RE: جدایی 4
سلام من دو سال پیش عروسی کردم و همیشه ازین تاپیک میترسیدم و باورم نمیشه الان سر و کله م اینجا پیدا شده.امروز وسایلمو جمع کردم و اومدم خونه ی مامانم.شوهرم به شدت آدم دروغ گوییه.به همه بدهکاره.به هرکسی که میبینمش بدهکاره.درست و حسابی ام کار نمیکنه.کلی پدر و مادرم جورشو کشیدن به امید درست شدنش.حالا میخوام درخواست طلاق بدم و نمیدونم حتی چجوری باید اقدام کنم.خیلی حالم بده.میتونم از الان عکس العمل تک تک فامیل و خانواده مو ببینم و این خیلی عذابم میده.دلم میخواست حداقل یه دوست همدرد خودم داشتم و باهاش حرف میزدم و بهم میگفت که جدایی اونقدرام ترسناک نیست

 

خدایا منو ببخش که چشم امیدمو به جز تو به همه دوختمHeart
نقل قول
۱۹-آذر-۱۳۹۷, ۰۷:۵۱ صبح
ارسال: #1025
RE: جدایی 4
(۱۸-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۵۵ عصر)Ellieeeeee نوشته است:  سلام من دو سال پیش عروسی کردم و همیشه ازین تاپیک میترسیدم و باورم نمیشه الان سر و کله م اینجا پیدا شده.امروز وسایلمو جمع کردم و اومدم خونه ی م


من جدا شدم. 10 سال قبل. بسیااااارررر هم خوشحالم از تصمیمم. اگه منطقی و درست تصمیم گرفته باشی میشه بهترین تصمیم زندگیت برای نجات خودت از عوارض بعدی یک ازدواج اشتباه

 
نقل قول
 سپاس شده توسط tara 1987 ، 73125-نوعروس
۲۱-آذر-۱۳۹۷, ۱۲:۳۵ صبح
ارسال: #1026
RE: جدایی 4
(۱۹-آذر-۱۳۹۷ ۰۷:۵۱ صبح)'soodeh' نوشته است:  
(۱۸-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۵۵ عصر)'Ellieeeeee' نوشته است:  سلام من دو سال پیش عروسی کردم و همیشه ازین تاپیک میترسیدم و باورم نمیشه الان سر و کله م اینجا پیدا شده.امروز وسایلمو جمع کردم و اومدم خونه ی م

 


من جدا شدم. 10 سال قبل. بسیااااارررر هم خوشحالم از تصمیمم. اگه منطقی و درست تصمیم گرفته باشی میشه بهترین تصمیم زندگیت برای نجات خودت از عوارض بعدی یک ازدواج اشتباه

 

 




اخه دوستش دارم‌هنوز.نمیدونم که بهش فرصت دوباره بدم یا نه؟ امروز بهم گفت که چقدر پشیمونه.میگه به خدا قتل که نکردم دارین اینجوری رفتار میکنین.
همه میگن حمایت بیش از حد خانواده ها باعث میشه مرد تنبل بشه این درسته؟ اینم بگم که یکی از دلیلای بدهکاریای بیش از حدش اصرار مامانم اینا واسه انجام یه کاری بود که در نهایت باعث ضررمون و بدهکاریامون شد و دیگه نتونستیم خودمونو جمع کنیم بعدش

خدایا منو ببخش که چشم امیدمو به جز تو به همه دوختمHeart
نقل قول
۲۱-آذر-۱۳۹۷, ۰۹:۴۹ صبح
ارسال: #1027
RE: جدایی 4
(۲۱-آذر-۱۳۹۷ ۱۲:۳۵ صبح)'Ellieeeeee' نوشته است:  
(۱۹-آذر-۱۳۹۷ ۰۷:۵۱ صبح)'soodeh' نوشته است:  
(۱۸-آذر-۱۳۹۷ ۱۱:۵۵ عصر)'Ellieeeeee' نوشته است:  سلام من دو سال پیش عروسی کردم و همیشه ازین تاپیک میترسیدم و باورم نمیشه الان سر و کله م اینجا پیدا شده.امروز وسایلمو جمع کردم و اومدم خونه ی م


 


من جدا شدم. 10 سال قبل. بسیااااارررر هم خوشحالم از تصمیمم. اگه منطقی و درست تصمیم گرفته باشی میشه بهترین تصمیم زندگیت برای نجات خودت از عوارض بعدی یک ازدواج اشتباه

 


 




اخه دوستش دارم‌هنوز.نمیدونم که بهش فرصت دوباره بدم یا نه؟ امروز بهم گفت که چقدر پشیمونه.میگه به خدا قتل که نکردم دارین اینجوری رفتار میکنین.
همه میگن حمایت بیش از حد خانواده ها باعث میشه مرد تنبل بشه این درسته؟ اینم بگم که یکی از دلیلای بدهکاریای بیش از حدش اصرار مامانم اینا واسه انجام یه کاری بود که در نهایت باعث ضررمون و بدهکاریامون شد و دیگه نتونستیم خودمونو جمع کنیم بعدش

 


بنظرم بهتره بری مشاوره،اول خودت تنهابرووبعدباهمسرت،حتماپیش۱مشاورخوب وباتجربه برو،ان شالله که مشکلتون حل میشه.
 

اوست نشسته در نظر/من به کجا نظر کنم؟
نقل قول
 سپاس شده توسط tara 1987
۲۱-آذر-۱۳۹۷, ۰۹:۵۱ صبح
ارسال: #1028
       
RE: جدایی 4
عزیزم اگه میبینی هنوز دوستش داری بهش یه فرصت دوباره بده ولی خیلی جدی و قاطع باش که حتما بره دنبال یه کاری و خانواده ها به هیچ عنوان بهش کمک نکنن اصلا کوتاه نیا تا خودشو جمع و جور کنه حتما پیش یه مشاوره برو امیدوارم که مشکلت هر چه زودتر حل بشه ولی طوری رفتار کن که فکر نکنه الکیه هر دفعه بری باز میای اونم به این روش ادامه بده 

هراسم نیست از آدمها , خدا صبح ها , در خانه ام آواز میخواند تصویر: /images/smilies/new/lub.png
نقل قول
۲۱-آذر-۱۳۹۷, ۱۱:۴۷ صبح
ارسال: #1029
RE: جدایی 4
مرسی واسه نظراتون.دیشبم با یکی از دوستام که از شوهرش جدا شده حرف زدم.گفت اصلا حرف طلاق و نزن مردی که پول نداشته باشه دروغگو میشه اونم واسه این بوده که تو اذیت نشی.انقد فکر و خیال تو سرمه که دارم دیوونه میشم.حتما باید برم پیش مشاور اگه فایده داشته باشه

خدایا منو ببخش که چشم امیدمو به جز تو به همه دوختمHeart
نقل قول
 سپاس شده توسط زیبای بی همتا ، سراب
۲۱-آذر-۱۳۹۷, ۰۱:۴۱ عصر
ارسال: #1030
RE: جدایی 4
طلاق آخرین راه و برای مشکلات بزرگ و حل نشده هستش
طلاق نون و پنیر نیست ک چون همسرم بدهی بالا آورده و تازه به خاطر کارای خانواده خودم هست

خدایا خودت پشت و پناهم باش
منتظر اتفاقات خوبم تصویر: images/smilies/heart.gif
وزن اولیه 75.3
وزن 20 روزه:71.3
وزن 60روزه:69
نقل قول
 سپاس شده توسط سراب
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام