جدایی 3

۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۲:۳۱ عصر
ارسال: #4691
RE: جدایی 3
با حرفای سیتی لیته موافقم.
اما اینجا ایران عرفم چیزه دیگه ای میگه
در واقع بحث نامزدی ک تو ایران هست مغایر با نامزدی واقعیه
در واقع همون دوستیه فقط خانواده ها در جریانن چ بسی ک محدودیتا هم بیشتر میشه برای رفت و آمد،پس چطور همو باید شناخت؟
دوران عقد تو ایران جا ی شناخت هس،حتی اینو مشاور ها و روانشانسام مد نظر دارن.
و روابط تو ی عقد نباید از ی حدودی بیشتر بره.

با این قضیه موافقم ک ادم باید در سختیا هم باهم باشن،اما متاسفانه طرز بیان همسر پونه قبلنم همین بوده ظاهرا آخه تو پستاشون گفتن خسته شدن ازین همیشه تو دعوا چمدون به دسته نامزدش.
نامزدش هرچیم خشمگین ازین موارد همون اول ک بحث صیغه رو نباید بگه.
اصلا این حرف زدنه درست نیس به هیچ عنوان،چون ایشون عقدن و تو عقد همه عرفا روابط محدود دارن،جدایی اون اقلیت.یاحداقل چیزی ک پایه گذاری شده اینه.

بعد ایشون تو این سن باید به ی کلیت اخلاقی رسیده باشه
ک همسرشو تهدید به طلاق کرد میگیم عصبانی بوده هیچی
اماباید با خانواده همسرش یکم با تفکر تر و معقول تر حرف میزد،اصلا خواستشو بیان میکرد و اشتباه اینارو منطقی تر گوشزد میکرد یان!؟
 سپاس شده توسط ستی‌لیته ، roshanak7367 ، elmira63 ، nasim.no ، poon3h ، مامان گل دخترا ، نیلوفرانه... ، رهگذر@ ، memol1367
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۲:۴۰ عصر
ارسال: #4692
RE: جدایی 3
سلام پونه جان من کلا تعجب میکنم از سن شوهرتون و کارهایی که انجام میده من یاد پسرهای 18 ساله می اندازه! بدون اجازه خانواده ات مخصوصا پدر و مادرت کوچکترین اقدامی نکن این آقا هیچ گونه فداکاری و صبور بودن شما روش تاثیری نداره. کلا اعتماد به نفس کاذب ایشون باعث پایین اومدن اعتماد به نفس شما شده .به جای این کارا بره دنبال شغل مناسب .یکم بزرگ شه.یکم عاقلانه رفتار کنه

از خودت شروع میکنم تا به خودت برسم
ساده میگویم
عاشقت شده ام
همین...
 سپاس شده توسط roshanak7367 ، nasim.no ، poon3h ، مامان گل دخترا ، مرضیه هستم
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۲:۴۵ عصر
ارسال: #4693
RE: جدایی 3
بچه ها جواب منم اگه میدونید بگید
  • گروه ژ
  • اساطیر
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۲:۵۰ عصر
ارسال: #4694
RE: جدایی 3
مانالیزاتادرخواستی به دادگاه داده نشه که شمانمیخوان حتماهمسرتون اقدام کردن

یه دختر دارم شاه نداره...
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۲:۵۵ عصر
ارسال: #4695
RE: جدایی 3
ممکن نیست مربوط به چیز دیگه ای باشه؟
مامانم میگه همون طلاقه. چیز دیگه ای نمیتونه باشه که دادگستری بخاطرش بخواد ارجاع بده به مشاوره
 سپاس شده توسط nasim.no
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۳:۱۰ عصر
ارسال: #4696
 
RE: جدایی 3
(۷-آذر-۱۳۹۵ ۱۲:۱۶ عصر)ستی‌لیته نوشته است:  روشنک جان، حرف شما درسته، من البته نمیدونم دقیقا چه مدت هست که همسرشون بیکارن، ولی خب عوض کردن رشته تو ۳۳ سالگی همچین هم ناجور نیست. ۳۳ سال که سنی نیست، آدم باید تو زندگیش تجربه کنه خیلی چیزها رو.. اگر همسرشون آدم عاقلی بود خب در کنار تغییر رشته یه کار کوچیک هم برای خودش جور میکرد مثل همون ویزیتوری که وقتش هم دست خودش باشه.. ولی در هر صورت مشکل کار ایشون هر چی که هست راه حلش این نیست که پونه و خانواده‌ش اتخاذ کردن! منم همونطور که خودت فهمیدی اصل حرفم اینه.
اصلا پونه جان، شما فکر کن شوهرت یهو دور از جون سکته‌ی مغزی کرده و زده به سرش و حالا داره تصمیمات اشتباهی میگیره.. راهش این نیست که خودت رو ازش دریغ کنی، راهش اینه که با محبت بیشتر بهش نزدیک بشی. منت‌کشی و ناز خریدن هم منظورم نیست، محبت واقعی. شما اگر محبت واقعی به شوهرت داشتی نمینشستی کنار.. اصلا حتی وقتی میدیدی دلش میخواد رشته‌ش رو عوض کنه کمکش میکردی. خودت واسه خودتون آستین بالا میزدی، خرج زندگی رو بر عهده میگرفتی تا شوهرت بره رشته‌ای که فکر میکنه براش بهتره رو بخونه. حتی اگر اشتباه فکر کنه هم، بازم به نظرم زندگی مشترک این نیست که خودت رو بکشی کنار.. باید شریکش باشی.
من تمام حرفم اینه که شما شریک واقعی زندگی ایشون باش و انقدر هم از اطرافیانت نظر نخواه. خودت زندگیت رو درست کن. به نظر من میتونی و به نظرم شوهر شما هر ایرادی هم که داره قابل برطرف شدنه و این همه تشویق بچه‌ها به طلاق واقعا باعث میشه شما یک زندگی‌ای که زمانی دوستش داشتی رو به راحتی ترک کنی بدون این که واقعا واسه درست کردنش زحمت کشیده باشی.
حالا هر جای حرفم که فکر میکنی ایراد داره رو هم نادیده بگیر و کلیت حرفم رو در نظر بگیر. من که جزئیات زندگی شما رو نمیدونم، فقط برداشت‌هام رو میگم.


عزیزم فک نمیکنی با توجه به حرفی که خودت زدی اگه بااین شرایط پونه تمام وظایف یه زن رو که تو خونشه ایفا کنه خبال شوهرشم راحت میشه و کار بود بود نبودم نبود .درسته وظیفه ی زن تمکین از مرده ولی خب مردم وظیفش اینه یه خونه تهیه کنه یه خرجی به زنش بده .نیس؟اداه تحصیلو تغییر رشته هیچم بدنیس تو سن بالا .ولی وقتی مسئولیت گردنته ادم با مسئولیت میگه اول کار که بتونم آرامش زنمو تامیین کنم کنارش درسم سد میخونم .آخه پونه بره سره کار یه مدت خرج زندی رو تقبل کنه راه حله خوبیه واقعا؟همراهیه این یا باج دادان .زنوگی مشترک یعنی هردوطرف به یه اندازه سود ببرن .
 سپاس شده توسط ستی‌لیته ، marjantt ، مامان گل دخترا ، elmira63 ، ابوالمشاغل! ، Alice13 ، مرضیه هستم ، من و خودم ، بانوی شهریوری ، spring_20 ، Samanehhhh67 ، memol1367 ، anna_karnina1993
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۳:۲۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۷-آذر-۱۳۹۵ ۰۳:۲۵ عصر توسط poon3h.)
ارسال: #4697
RE: جدایی 3
دوستان من هیچوقت نگفتم تا حالا هیچ مشکلی با همسرم نداشتم
من گفتم دیروز که زنگ زده و این حرفا رو زده قبلش چیز خاصی بین ما پیش نیومد و همه چی خوب بود یهو سر جواب ندادن گوشی همچین کار زشتی کرد
وگرنه خب منم تا حالا مشکلات زیادی با همسرم داشتم
اما از همه اونا هیییییچ کدوم سخت تر و غیر قابل تحمل تر از این نیس که شوهر من از همون اول عقد چمدون به دست پشت در وایستاده و به محض کوچکترین بحثی میگه میخوای تو رو طلاقت بدم؟... و این مدل حرف زدنش اصلا ربطی به بیکار بودنش نداره وگرنه موقعی که سر کار میرفت بازم سر هر دعوایی همین کارو میکرد
فقط فرقش اینه که اون موقع من هردفعه کلی معذرت خواهی میکردم تا تهدیدشو عملی نکنه الان دیگه صبرم سر اومده و دیروز بجای معذرت خواهی گفتم برو هر کاری دوست داری بکن.
الانم حرفم اینه که کاری کنم یا برای همیییشه این عادت زشتشو بذاره کنار یا اگه رفتنیه بره. فقط نمیدونم چیکار کنم. چون اینطوری کجدار و مریض حداقل در این مورد دیگه نمیتونم ادامه بدم.
 سپاس شده توسط سمی جووونی ، nasim.no ، دختر اسفند. ، بانوی شهریوری ، نسترن 2016
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۳:۲۸ عصر
ارسال: #4698
 
RE: جدایی 3
پونه جان از دیروز تا حالا خبری ازش نشده زنگی چیزی؟
 سپاس شده توسط poon3h
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۳:۳۰ عصر
ارسال: #4699
RE: جدایی 3
(۷-آذر-۱۳۹۵ ۰۳:۲۲ عصر)poon3h نوشته است:  دوستان من هیچوقت نگفتم تا حالا هیچ مشکلی با همسرم نداشتم
من گفتم دیروز که زنگ زده و این حرفا رو زده قبلش چیز خاصی بین ما پیش نیومد و همه چی خوب بود یهو سر جواب ندادن گوشی همچین کار زشتی کرد
وگرنه خب منم تا حالا مشکلات زیادی با همسرم داشتم
اما از همه اونا هیییییچ کدوم سخت تر و غیر قابل تحمل تر از این نیس که شوهر من از همون اول عقد چمدون به دست پشت در وایستاده و به محض کوچکترین بحثی میگه میخوای تو رو طلاقت بدم؟... و این مدل حرف زدنش اصلا ربطی به بیکار بودنش نداره وگرنه موقعی که سر کار میرفت بازم سر هر دعوایی همین کارو میکرد
فقط فرقش اینه که اون موقع من هردفعه کلی معذرت خواهی میکردم تا تهدیدشو عملی نکنه الان دیگه صبرم سر اومده و دیروز بجای معذرت خواهی گفتم برو هر کاری دوست داری بکن.
الانم حرفم اینه که کاری کنم یا برای همیییشه این عادت زشتشو بذاره کنار یا اگه رفتنیه بره. فقط نمیدونم چیکار کنم. چون اینطوری کجدار و مریض حداقل در این مورد دیگه نمیتونم بدم.

عزیزم به نظر من یک مشاور حتما برو شوهرتم حتما ببر .ایشون از این مطمئن هستن که شما ترکش نمیکنید و از این حربه برای اجبار شما به کارهایی که میخواد انجام بدی استفاده میکنه. در برابر تهدیداش ریلکس باش نه داغ کن نه لجبازی.که سر لج و لجبازی زندگیت برهم نپاشه . از مشاور بخواهید کمی هردوتون نصیحت کنه وظایف هرکسی براش بگه. بگزار همسرت درس بخونه ولی از توقعاتت کم نکن همیشه خیلی آروم و با محبت بهش حالی کن اون رئیس خانواده و کلیه مخارج تو به عهده اونه .باید هزینه های تو را تامین کنه اگه با محبت پیش نرفت و خودش لوس کرد این دفعه جدی برخورد کن
 سپاس شده توسط poon3h ، سمی جووونی ، نفسسس و مسعود ، دختر اسفند. ، مامان گل دخترا ، elmira63 ، مرضیه هستم
۷-آذر-۱۳۹۵, ۰۳:۴۵ عصر
ارسال: #4700
 
RE: جدایی 3
شوهرت خیلی زود واکنشای هیجانی میده .راستش یکمی شبیه دخترا اونم تو دوران دوستی ...من با شوهرم دوست بودم تا دعوامون میشد میگفتم تمامو بلاکش میکردم شمارشوهم پاک میکردم و بعد آشتی میکردیم .البته من فق 18 سالم بود اونموقه ولی همسر شما 33 سالشه پس باید ازین حالتای هیجانیش کم کنه .شاید مشاور بتونه کمک کنه
 سپاس شده توسط poon3h ، roshanak7367 ، elmira63 ، 2015 ، بانوی شهریوری ، spring_20
موضوع بسته شده 

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




موضوع بسته شده  صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام