بله برون

۱۲-مهر-۱۳۹۰, ۰۹:۱۷ صبح
ارسال: #11
RE: بله برون
منم واسه بله برونم خیلی استرس داشتم همش میخواستم زودتر بگذره و تکلیف معلوم شه من قبلش با نامزدم توافق هامونو کرده بودیم روز بله برون هم خیلی خصوصی بود فقط من عموم بود اونهم با خواهر و مادرش اومد برام یه گردنبند نشون آوردن پارچه گیپور ویه عالمه لباس زیر من خودم خودمو آرایش کردم موهامو اتو کشیدم یه پیراهن خیلی ساده هم پوشیدم بعدشم چون ما شام دادیم خود مامانم درست کرده بود ولی قرار شد که بقیه فامیل توی نامزدی مفصلی که میگیریم بیان چون من اصلا دوست نداشتم واسه بله برون کلی مهمون بیاد بعدم هر کی بخواد یه نظری بده ..خدا رو شکر که به خیر گذشت

دستهايت را كه باز كني به هيچ جا بند نيستم ، سقوط ميكنم. . .
نقل قول
 سپاس شده توسط HiddenBride ، versteckt ، .pARIYA ، سالومه توپولی ، goli_sh66
۱۲-مهر-۱۳۹۰, ۰۱:۱۹ عصر
ارسال: #12
     
RE: بله برون
اتفاقا" اگه توی بله برون خیلی شلوغ باشه هرکی یه حرفی میزنه و ممکنه اختلاف پیش بیاد
نقل قول
 سپاس شده توسط aqua ، versteckt ، .pARIYA ، اِلی ، سالومه توپولی
۲۵-بهمن-۱۳۹۰, ۰۱:۳۷ صبح
ارسال: #13
RE: بله برون
(۹-مهر-۱۳۹۰ ۰۴:۴۶ عصر)tara_25 نوشته است:  نه عزیزم احتیاجی نیست چیزی بخرن خانواده عروس واسه داماد
شام نمیدن عزیزم
ما که شام ندادیم
از ساعت 4 تا 6 و 7 میگیرن و تموم میشه
فکر نمیکنم شام بدن


حواستون باشه یه وقت ممکنه مراسم طول بکشه، خیلی زشته مهمونا گرسنه برن.
من مامانم خیلی موافق شام دادن نبود ولی من با اصرار تدارک شام دیدم. ساعت 8 کارا تموم شد. خیلی زشت بود اگه اون وقت شب می گفتیم بفرمایید منزل. مامانمم آخرش کارمو تایید کرد.
یکی از آشنایان، خانواده عروس شام ندادن، مادر شوهر مهمونای خودشو شب برده بود رستوران.
نقل قول
 سپاس شده توسط par par ، پرنسس عشق ، .pARIYA
۲۵-بهمن-۱۳۹۰, ۰۷:۳۴ عصر
ارسال: #14
 
RE: بله برون
من اون موقع چقدر استرس داشتم
Embarrased
ولی خوب همه چیز بخیر گذشت، یه بار دو تا خانواده نشستند و صحبت کردن و به نتیجه رسیدن و یه قرار گذاشتن که فامیل بیان
هم اینکه فامیلای دو طرف با هم آشنا بشن و هم رسم و رسوماتش اجرا بشه. آخر مراسم بله برون که فامیلا بودن هم عقد کردیم.
خوب بود خدارو شکر ولی تا اومد تموم بشه من نصفه عمر شدم از بس نگران بودم.
اول اینکه صبح اول وقت اوضام به هم ریخت!
بعد ساعت 9 اینطورا بهمون خبر دادن که دایی پدرم که بزرگ فامیلمون بود فوت کرده!
خلاصه همه چیز به هم ریخت اول
من کلاً روحیمو از دست دادم ولی دیگه مادر و پدرم جمعش کردن قضیه رو.
مراسم به جای 5:30 شد 8:30!
عاقد قاطی کرده بود که دیر شده و اینا.
ولی آخر سر تموم شد دیگه به خیر و خوشی
عقد هم خیلی ساده بود به احترام اون مرحوم هیچ کس حتی دست هم نزد.
شام هم از قبل تدارک دیده بودیم و همین دیگه.
Big Grin

مهم نيست كه در زندگی چه داری، مهم اينست كه چه كسی را داری Heart
نقل قول
 سپاس شده توسط HiddenBride ، .pARIYA ، !mehrnaz
۲۷-بهمن-۱۳۹۰, ۱۲:۱۶ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۳-خرداد-۱۳۹۱ ۱۱:۰۲ عصر توسط paeizi.)
ارسال: #15
RE: بله برون
استرس که وحشتناک داشتم.تا جایی که دیگه شوهرم دعوام کرد به قولی قهر بودیم تا شب که بیاد.گفته بود نه با هم تماس میگیریم نه حتی اس ام اس میدیم3 (12)
برای بله برون من ی لباس ساده دوختم که پاینش تور خورده بود و کمی پف داشت.آرایشگاهم رفتم.خانواده شوهرم نزدیک 30-35 نفری بودن.ماشاا.. خاله دایی عمه عمو زیاد داره .ز سمت خودمونم نزدیک 15 نفر دعوت بودن.که درست روز مراسم ما یکی از اقوام فوت کرده بود و کلاً از سمت ما بزرگترا دو نفر بودن و خواهرام و شوهراشون.
مراسم ما 9 شب به بعد بود.ما برای فامیل خودمون تدارک شام دیده بودیم.
ما چون قبلشم به توافق رسیده بودیم برای همین فقط روز بله برون میزان مهریه تو دفتر بله برون نوشته شد.
هدیه هایی که آوردن:قرآن،انگشتر نشون،سکه،پارچه لباسی،چادر عروس.ی سبد گل خوشمل.که کلی جریان داخلش نهفته بود. کیک،دفتر بله برون،کله قند و قندشکن
جریان این قندشکنم این بود که خانواده شوهرم رسم شکوندن همون کله قندی که آورده بودن داشتن.از اونجایی که من دلم نمیومد کله قند اصلی رو بشکونن خوب حیف بودTounge از کله قندای کوچیکی که برای تزئیین بود استفاده کردیم.میگفتن هر کس از این قند بخوره بختش زودی باز میشه.خدایی هم برای چند نفر از اطرافیان خوب اثر کرد3 (12)
ما تازه ساعت 11:59 شب بهم محرم شدیمNew2 دیگه بعدش کلی بزن و بکوب Big Grin قسمت خوب ماجرا جمع کردن کلی شادباش.دیگه مراسم تا ساعت 2 صبح طول کشید.

پـــــــايــــــيــــــــز هــــــمــــان بــــــهـــــاريــــــســـــت کــــــه عــــــاشـــــق شـــــده اســـــت
نقل قول
 سپاس شده توسط عسل بانو. ، HiddenBride ، .pARIYA ، خانوم دکتری ، heven
۲۷-بهمن-۱۳۹۰, ۰۳:۰۱ صبح
ارسال: #16
 
RE: بله برون
جالبه
ما هم رسم شکوندن کله قند نداشتیم ولی خانواده شوشو داشتن
عموش قند رو شکست و ما هم بهش هدیه دادیم

مهم نيست كه در زندگی چه داری، مهم اينست كه چه كسی را داری Heart
نقل قول
۹-فروردين-۱۳۹۱, ۰۴:۳۷ عصر
ارسال: #17
RE: بله برون
سلام دوستان، مراسم بله برونم نزدیکه .میخواستم بدونم دفترچه بله برون رو خانواده داماد باید بگیرن یا عروس و از کجا میشه تهیه کرد؟
نقل قول
 سپاس شده توسط golchinshodeh
۹-فروردين-۱۳۹۱, ۰۵:۱۲ عصر
ارسال: #18
RE: بله برون
ما برای خواهرم خودمون خریدیم.بعد که دیدیم اونا آوردن دیگه ما نیاوردیم.تو فامیلای ما اکثرا خانواده عروس میارن ولی بازم دقیق نمیدونم!!!
نقل قول
 سپاس شده توسط .pARIYA
۹-فروردين-۱۳۹۱, ۰۵:۵۸ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۹-فروردين-۱۳۹۱ ۰۶:۰۰ عصر توسط golchinshodeh.)
ارسال: #19
RE: بله برون
(۹-فروردين-۱۳۹۱ ۰۴:۳۷ عصر)melody نوشته است:  سلام دوستان، مراسم بله برونم نزدیکه .میخواستم بدونم دفترچه بله برون رو خانواده داماد باید بگیرن یا عروس و از کجا میشه تهیه کرد؟


سلام
والا که واسه من زن داداشم دفترچه و یه سری چیزای دیگرو گرفت
انگار باید خونواده دوماد بگیرن این چیزارو
مبارکهNew1
نقل قول
 سپاس شده توسط .pARIYA
۱۰-فروردين-۱۳۹۱, ۰۵:۲۹ عصر
ارسال: #20
RE: بله برون
(۹-فروردين-۱۳۹۱ ۰۴:۳۷ عصر)melody نوشته است:  سلام دوستان، مراسم بله برونم نزدیکه .میخواستم بدونم دفترچه بله برون رو خانواده داماد باید بگیرن یا عروس و از کجا میشه تهیه کرد؟


خانواده ی داماد باید بگیرن(ولی بهشون یاداوری کنید که حتما باید باشه دفتر نامزدی)...از همون مغازه های کارت عروسی
نقل قول
 سپاس شده توسط HiddenBride ، .pARIYA ، خانوم دکتری
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام