• باغ vp
  • آرایشگاه مدیس

بزرگترین مشکل من با همسرم(قوانین پست اول)

۲۱-شهريور-۱۳۹۴, ۰۶:۱۹ عصر
ارسال: #31
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
(۲۰-شهريور-۱۳۹۴ ۰۳:۰۲ عصر)دوست همیشگی نوشته است:  سلام دوستیا
1مشکلی هست چند وقتیه خیلی ذهن من و همسرمو درگیر کرده!
ما تو 1شهر نسبتا کوچیک زندگی میکنیم خداروشکر درآمد شوهرم اینجا خیلی خوبه
ولی یکی از شرطای ازدواج من این بود که بریم مرکز استان که واسه ما شیرازه زندگی کنیم
چون خودم واقعا لطمه خوردم از شهر کوچیک از فکرا و نظرا و قضاوت ها تا کمبود امکاناتی که وقتی رفتم دانشگاه تازه فهمیدم چقد تو همه چیز نسبت به هم سنام عقب تریم ماها!
خلاصه
شوهر من مغازه داره و شیرازم 1مغازه دارن شریکی که جاش زیاد خوب نیست تو پاساژ میلاد نور نزدیک شاهچراغه
شوهر من کارش مردونه فروشیه ولی این پاساژ زنونست و بچگونه!
از 1طرف میگیم بریم همون مردونه از 1طرف هم خوب معلومه زیاد خوب نمیشه اونجا
حالا 1پاساژ دیگه افتتاح شده به اسم بین الحرمین شیرازیا میدونن شوهرم میگه برم 1مغازشو بخرم که میریم زیر قرض وحشتناک
ولی میگن رونقش خوبه
از طرفی اگر هم امسال مهاجرت نکنیم دیگه نمیتونیم شوهرم میگه قدرت ریسکم هر سال داره ضعیف تر میشه!
فکرش مثل خوره افتاده تو جونم نمیدونم چیکار کنم
نکنه بریم و نتونیم و همه چی به باد بره
از طرفیم نمیخوام دخترم مثل خودم حروم شه اینجا

عزیز دلم...
من جات باشم زیر قرض وحشتناک نمیرم
دو سه تا از دوستام رو دیدم رفتن زیر قرض وجشتناک زندگیشون شد جهنم......موهای شوهرشون سفید شد و شوهرشون شد مثل پوست استخون و غذا نمیخورد نمیخوابید........حرف نمیزد.............موهاشون ریخت.....حتی ابروهاشون....
اشکال نداره ما زنیم........زنها با گذشتن.......اون میخواد اینکارو بکنه شما گذشت کن........اون برای به دست آوردن شما همچین قولی داده الانم خداروشکر روی حرفش وایساده.........بذار یه چند سال بگذره یکم قناعت کنید بعد.......بذار به دل راحت برید....
مطمئن باش با عصر اینترنت دیگه هیبچکس از هیچی عقب نمیمونه........
شهرای بزرگ خبری نیست......بخدا همه ما در آرزوی همون شهر شماییم.......

از صحبت اغیار گذشتیم علی الله/ما از همه جز یار گذشتیم علی الله/ از حرف ندیدیم بجز تیرگی دل/ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله
نقل قول
 سپاس شده توسط 2015 ، دوست همیشگی ، a.theater ، fahimeh.1369
۲۱-شهريور-۱۳۹۴, ۰۹:۴۱ عصر
ارسال: #32
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
مهتاب جون به نظر من که همچین کاری نکن!منم مثله شما بعضی وقتا فک میکنم شاید از این حرفا پشت سرم بزنن اما همین که به شوهرت چندبار میگی دیگه کافیه اصرارش نکن اینجوری حرمت خودت هم کم میشه چون خانواده شوهرت هررر چی هم باشه بازم طرفداری پسرشون رو میکنن الان شما برید خونه اونا نمیگن که زنش آورده اش میگن خود پسرمون اومده در نتیجه به نظر من توام تا زمانی که خود شوهرت نخواسته بهش اصرار نکن

هدیه کوچک خدا به زندگی ما خوش اومدی....!
من و پسرکم؛هفته33
نقل قول
 سپاس شده توسط زن باران (مهتاب65) ، 2015
۲۱-شهريور-۱۳۹۴, ۱۰:۲۹ عصر
ارسال: #33
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
عزیزم مهتاب به نظرم مادرت راست میگه...
ممکنه شوهرت دلش نخواد ولی مطمئن باش با اینکارت توی دلش جایی باز میکنی که فقط کافیه بعد ازین مامان باباش چیزی بگن در مورد تو، تیکه بزرگشون میشه گوششون.
به نظر منم تو به شوهرت اصرار کن ارتباط داشته باشید........راستش به نظر من نیومدن اونا نعمت خیلی بزرگیه.........
دوست داشتی کمک میومدن و کلی هم دخالت میکردن.............یا یه حرفیی میزدن یا کاری میکردن که ناراحت بشی.......؟
به نظر من که اسباب کشی چون اسبابا مال زنه همون بهتر فقط خانواده خودش بیان کمک............من که خیلی به این مسئله حساسم.......
حالا هم شما یه چیزی رو بهانه کن و دعوتشون کن خونتون.......این بهتره.......شوهرت رو راضی کن دعوتشون کنی........خوبم پذیرایی کن.......اینجوری قشنگ میفهمن تو مقصر نبودی و پیششون هم عزیز میشی...........خودتم زنگ بزن دعوتشون کن......بگو مادر جون دلم براتون تنگ شده چند وقته همدیگرو ندیدیم گفتیم فلان شب بیاید دور هم باشیم.......خونه رو هم ببینید چطور شده........خوشتون میاد.......
این نظر منه........
بعده ها نتایج خوبش تو زندگیتون معلوم میشه.......
به نظر من که زنگ نزدن تا مزاحم شما نشن........و نیومدن مزاحم شما نشن.........من اینجوری برداشت میکنم..........
خدا خیرشون بده نگفتن بیاید...آخه آدم بعد اسباب کشی هم کلی کار داره هم خیلی خستس! تو اینجوری فکر کن......چرا فکرای دیگه میکنی
؟

از صحبت اغیار گذشتیم علی الله/ما از همه جز یار گذشتیم علی الله/ از حرف ندیدیم بجز تیرگی دل/ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله
نقل قول
 سپاس شده توسط زن باران (مهتاب65)
  • گروه ژ
  • خرید اقساطی
۲۲-شهريور-۱۳۹۴, ۰۳:۳۲ صبح
ارسال: #34
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
(۲۲-شهريور-۱۳۹۴ ۱۲:۲۹ صبح)مهتاب65 نوشته است:  اخه دوست عزیزم
اصلا ادمهای اینجوری نیستن
یعنی کلا ادمهای دخالت کن و ... هستن
یعنی یه جوری خودشون رو گرفتن و ... که نیومدن وگرنه خیلی اهل این چیزا هستن
اصلا خودشون برا اسباب کشی خواهرا برادرا هیچ کدوم کارگر نمیگیرن که
همین 4 5 ماه قبلش برادرش اسباب کشی داشت شوهر من 2 شب اونجا خودشو کشت
و قبل تر ها هم همینجور
خواهرش که مستاجر بود همسر من و اون برادرش کلا مسوول اسباب کشی بودن
اصلا اهل اینکه درک کنن مزاحمت دارن و ... نیستن!
چون شده من از سر کار اومدم له له و میدونستن من در طول هفته خیلی درگیرم
حتی وقتی همسرم نبوده که حتی بگم اومدن دیدن همسرم ( یهو پا شدن اومدن خیلی زحمت کشیدن زنگ زدن گفتن ما 10 دقیقه دیگه اونجاییم!)
یعنی تو این فکرا نیستن که طرف حس و حالش چیه
ببین اگه طرز فکرشون اینجوری بود با همسر من که تعارف نداشتن نمیپیچوندنش
دیگه اونکه پسرشونه
نه اینکه همسر من هم حرص بخوره و دلخور بشه
اگه کلا اخلاقشون بود همسر من میگفت خانواده من کلا اینجورین
ولی حتما براش خیلی نامتعارف بوده که هی حرص میخوره

الان متوجه شدمHuh
بنده خدا شوهرت........چقدر این موضوع میتونه ناراحت کننده باشه.......Confusedیعنی اینکه خانواده آدم جواب محبتاش رو ندن یه درد.......اینکه خانواده همسر همه کاری بکنن.............هززززززززززززززززار درد!شما باید خیلی مراقب همسرت باشی........این اتفاقا میتونه منجر به قطع رابطه همیشگیشون بشه و قطع رابطه با پدر و مادر و خواهر و برادر خودش مشکلات شدیدی رو در پی داره مخصوصا اینجا که ایشون داره یک تفاوت فاحشی رو احساس میکنه و موجب حس حقارتش شده........
شما کاری که به نظر من میتونی انجام بدی اینه که به شوهرت حس خوبی ازین اتفاق بدی........یعنی نکات مثبتش رو یادآوری کنی......بگی بهتر.......در عوض هرجور خواستیم چیدیم......چرا ناراحت میشی.........اونا هم نیومدن اگر اومده بودن مثلا هزینه غذا و فلان هم گردن ما بود.......بعدم بهش بگی تو هم هرکاری کردی برای رضای خدا کردی.......دلیل نمیشه دم وقتی محبتی به کسی میکنه ازش توقع اون محبت رو داشته باشه؟Lub تو مردی تو آقایی تو بزرگواری.......تونستی کمک کردی.......بالاخره بین آدمای خوب و آدمای متوسط همیشه یه فرقایی هست دیگه.........همین چیزاس که جوونمردو از غیر جوونمرد مشخص میکنه.......اصلا ناراحت نباش.........محبت چیزی نیست که وقتی به کسی کردی تموم بشه یا چیزی از کیست رفته باشه......تو نیکی میکن و در د.....خدا هم یه روزی دست تورو میگیره.....تو به بندش خدمت کردی اونم هوای ترو داره.....اونا پدر مادرتن....احترامشون واجبه..........حتما مشکلی بوده........و خلاصه ازین حرفای خوب که خودت بهتر از من بلدی.........کاری کن بجای یک آدم شکست خورده و بازنده احساس یک قهرمان رو ازین قضیه پیدا کنهNew1
میدونم خیلی سخته.....ولی فکراش رو که بکنی میشه......و با اینکار تو عکس خودت رو به عنوان فرشته برای همیشه تو قلب شوهرت حک میکنیAngel

از صحبت اغیار گذشتیم علی الله/ما از همه جز یار گذشتیم علی الله/ از حرف ندیدیم بجز تیرگی دل/ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله
نقل قول
 سپاس شده توسط زن باران (مهتاب65) ، عروس یک شب...
۲۲-شهريور-۱۳۹۴, ۱۱:۴۱ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۲-شهريور-۱۳۹۴ ۱۱:۴۲ صبح توسط roshanaa.)
ارسال: #35
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
ممنون خانومها
من مشکلمو توی تاپیک عروسی بگیرم یا نه گفتم اما مثل اینکه اون تاپیک غیرفعاله .. نمیدونم اینجا بگم اسپم میشه یا نه

از دیشب که با نامزدم حرف زدم دارم دیوونه میشم Crying
ما خیلی خیلی خیلی سختی کشیدیم تا بهم برسیم .. خونواده من مخالف بودن الان که یه نور امیدی بوجود اومده که همه چی درست میشه اما نمیدونم نامزدم چش شده Angry دیشب داشتیم راجب عروسی حرف میزدیم گفت مراسم نگیریم بعد از عقد بریم ماه عسل SadCrying من گفتم مراسم آنچنانی و بزرگ نمیخوام یه جشن خصوصی و خانوادگی ... اما میگه نه ! انقدرم لجبازه اگه بگه نه هیچ انسانی نمیتونه رایشو عوض کنه Sad من آرزویلباس عروس دارم .. دوس دارم عکسام بمونه در آینده بچه م ببینه ... من دوس دارم مراسم داشته باشیم اما زیر بار نمیره قبلا اینطوری نبود .. خودش واسم مدللباس عروس میفرستاد من دیشب از حرفش شوکه شدم Surprised انقدر بحث کردیم که دعوامون شد ! از دیشبم گوشیمو جواب ندادم Angry

همیشه آخر همه چیز خوب میشه , اگه نشده , پس هنوز آخرش نرسیده (چارلی چاپلین) Angel
نقل قول
 سپاس شده توسط roro naz ، shabnamjon ، پارمیسم ، memol.goli
۲۲-شهريور-۱۳۹۴, ۰۱:۱۳ عصر
ارسال: #36
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
دوستای گلم .. ممنون از راهنمایی همه تون .. باهاش حرف میزنم و میام نتیجه رو میگم ... واقعا آرومم کردید ... یه دنیا دوستتون دارم New1

همیشه آخر همه چیز خوب میشه , اگه نشده , پس هنوز آخرش نرسیده (چارلی چاپلین) Angel
نقل قول
 سپاس شده توسط shabnamjon ، Zendegim ، samiiira_ziba ، پارمیسم
۲۲-شهريور-۱۳۹۴, ۱۱:۲۷ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۲-شهريور-۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ عصر توسط Zendegim.)
ارسال: #37
 
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
شنبه هم جلسه مشاوره با خود دکتر داشتیم هم کلاس روابط موثر..هرچیزی که فکر کنم مفیده و یادم بیاد رو براتون میگم
--
شاید تکراری باشه ولی دکتر بازهم به اون 4 نقشی که قبلا هم بهتون گفتم تاکید میکرد...واقعا منم بهش فکر میکنم میبینم چقدر تاثیرگذاره....من این مدت 2 سال یا در نقش زنش بودم یا در نقش خواهر!!! بیشتر هم خواهر...ینی کل وقتایی که باهاش دعوا میکردم در نقش خواهرش بودم( گفتم بهتون که عموما خواهر و برادر همش با هم دعوا دارن ولی استخونای همو دور نمیندازن) و فقط وقتایی که میخواستم بیاد سمتم در نقش زنش بودم... دکتر میگفت نقشاتونو بشناسید...زندگی دونفره ای موفقه که مرتب در حال چرخش توی اون 4 نقش باشه...گاهی مادرش بشید تا میتونید محبت کنید گاهی دخترش بشید بهش این حس رو بدید که تو تکیه گاه منی.. ته دنیا فقط امیدم به تو و پناه توئه...گاهی خواهرش بشید باهاش بگومگو کنید ولیییی همون لحظه در جهتی دلخوری کنید که حس کنه تهش عاشق همید...و گاهی زنش باشید ینی همه اون محبتارو داشته باشید و روابط زناشویی و.....
به محض اینکه توی یکی ازینا گیر کنید اوضاع خراب میشه...خونتون بیمار میشه... اگه قرار باشه همیشه مادر همسرتون باشید بعدش خسته میشید و میشه بچه ننه...
نمیدونم این قسمتش خیلی فکر منو مشغول میکنه... واسه همین دکتر که تاکید میکنه منم میام همش بهتون میگم
--
دکتر من مرتب در مورد اینکه زن باید باید باید همیشه به خودش برسه حرف میزنه...همیشه و همیشه حتی وقتی میخواید بهش ناراحتی رو بگید.
مورد دیگه این بود که طبیعت مرد اینه که بزاره بره از خونه... توی خونتون قانون بزارید که دیگه وقتی دارید میزنید به سیم اخر مرد از خونه بره دور بزنه و برگرده و زن هم خودشو اروم بکنه و وقتی اومد دوباره با هم بد حرف نزنید تا وقتش برسه و اروم باشید
اینکه تفاهم به معنی شبیه بودن نیست..به معنی اینه که تفاوت های همدیگه رو درک میکنید.قرار نیست مثل هم باشید
*یکی از مشکلاتی که من با همسرم دارم اینه که همیشه اعتراض میکنم که چرا توی جمع خانواده و فامیل من ساکتی یا همش قیافه ناراحت بخودت میگیری... دکتر بمن گفت ازین به بعد اصلا بهش نگو ناراحتی؟؟ چرا حرف نمیزنی؟؟ ولش کن بزار به خال خودش باشه.. اگر هم کسی اومد بهت گفت شوهرت چرا ساکته و حرف نمیزنه با لبخند بهشون بگو شما برید بخندونیدش یا شما برید به حرفش بیارید.
من واقعا هربار اینقدر اذیت میشدم همش به این فکر میکردم وال الان ناراحته الان حرف نمیزنه الان بقیه میگن شوهرش دمغه و ازین حرفا...این دفه میخوام به توصیه دکتر گوش کنم
--
میگفت برای هم اسم رمز بزارید..هر چیزی که میخواید... مثلا مواقعی که توی جمع خانواده همدیگه یا دوستانتون هستید یه کلمه یا جمله ای داشته باشید که وقتی دیگه از شوخی یا حرف همسرتون دارید جوش میارید و نمیتونید بهش بگید بسه دیگه ادامه نده یا اینی که داری میگی رو من دوست ندارم..اون کلمه رمز رو بگید...مثلا 125 رو یادته؟؟؟ یا کلیدارو اوردی؟؟؟ اینو هر دو قبول بکنید که درست یا غلط اون لحظه فلان شوخی یا حرف داره اذیتم میکنه پس وقتی همسرتون بهتون اشاره میکنه بدون اینکه دیگران بفهمن نباید به اون حرف ادامه بدید
---
و به همسرم میگفت زنت رو بزرگ کن... یعنی حتی اگر یه چیزی واسه خانوادت خریدی بدون اینکه به همسرت گفته باشی ، جلوی همسرت به مادر و پدرت بگو ببینید چه عروسی دارید همش میگفت فلان چیزو واسه مامانت اینا بخریم... همسرم میگفت واقعا تاثیر داره؟!! باشه ازین به بعد اینکارو میکنم!
--
اهان
احتمالا این موضوع رو همتون میدونید... مردا حوصله جزییات رو ندارن...پس وقتی میخواید درمورد موضوعی باهاش حرف بزنید اسمون ریسمون نبافید...ذهن مرد بیشتر از چند دقیقه اول تمرکز نمیکنه...پس اول ازش بهش بگید مثلا 10 دقیقه..15 دقیقه میخوام باهات حرف بزنم..کی وقت داری؟؟؟ همسرتون باید زمان تعیین کنه
و در زمان مقرر از ترستون یا هر چیز دیگه ای همش ایما اشاره نکنید.داستان نبافید... یه تعریف ازش بکنبد و بعد اصل مطلب رو عنوان کنید
--
میگفت اگر در بحثی طرفتون توهین کرد یا کلمه ای بد استفاده کرد جوابش رو ندید. سکوت کنید... چندبار سکوت کنید و بعدا بهش بگید بخاطر علاقتون و احترامتون سکوت کردید و متوجه ش کنید که از توهینش ناراحت میشید و همچین انتظاری ازش ندارید.
--
به اینکه با دوستانتون رفت و آمد داشته باشید تاکید داره... اینکه تحقیقات هم نشون میده که اقایون اگر قبل ازدواج 10 تا دوست دارن بعدش اونا رو میکنن 15 تا و همه رو میخوان نگه دارن و خانوما اگر 2 تا دارن همونا رو هم حذف میکنن و این اشتباهه که خانوم میخواد رابطه همسرش رو با دوستاش قطع کنه... قطع رابطه با دوست زمانی موجه هست که عرف هم فاسد بودن اون دوست رو تایید کنه.... میگفت خاانومااااااا دوستاتون رو حفظ کنید(( این مورد رو من به عینه دارم تجربه میکنم... الاان 2 هفته ای هست که همسر من بعضی دوستاش رو میبینه و واقعا روحیه ش بهتره)) گفت هفته ای یکبار دوهفته ای یکبار زمانتون رو با هم نتظیم کنید و هر دوتون دوستانتون رو ببینید...
مثلا مشکل من این بود که همسرم یهویی 9 شب میگفت فلان دوستم گفته همدیگرو ببینیم..دکتر حرف منو تایید کرد که باید زمان بندیتون زودتر باشه که خانوم هم برنامه جایگزین داشته باشه.
--

اینا مشاوره یکی از بچه هاست
گفتم به درد میخوره
به دوستان تازه وارد هم تاکید کنید ک پستاشونو پاک کنن برن

✿خدایا معجزتو به همین زودی توو زندگیم میبینم✿
❤خدایا
میشه نگام کنی
راحت شه زندگیم
چشم برندار ازم
میپاشه زندگیم❤
نقل قول
 سپاس شده توسط sahraei ، یار پنهان ، نیلوفرانه۹۳ ، اسپارو . ، پارمیسم ، roshanaa ، ...سهيلا... ، samiiira_ziba ، memol.goli ، 2015 ، محی123 ، عروس صبور ، ati joni ، goldokhtar2 ، عروس یک شب... ، 3lena ، googy_86 ، Elllle
۲۳-شهريور-۱۳۹۴, ۰۲:۲۸ عصر
ارسال: #38
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
سلی هم دیگه نمیادHuh

دخترم آيسا عشقه منهNew1
نقل قول
 سپاس شده توسط samiiira_ziba ، محی123
۲۴-شهريور-۱۳۹۴, ۱۲:۴۰ عصر
ارسال: #39
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
منم همینطور
خونه ام واقعا جمع و جور کردن میخواد Smile

فعلا بدرود دوستان بووووس

خدا همیشه بهترین ها رو برام میخواد مطمئنم
امسال بهترین سال منه

23 بهمنHeart

 
نقل قول
 سپاس شده توسط SaraRad ، محی123
۲۴-شهريور-۱۳۹۴, ۱۲:۴۴ عصر
ارسال: #40
RE: بزرگترین مشکل با همسرم(قوانین پست اول)
سلام دوستای عزیزم
منو راهنمایی کنین لطفاNew1
دوستان من خونواده شوهرم همگی تو یک شهر دیگه زندگی میکنن که 16 ساعت با شهر ما فاصله دارن .
شوهر من خیلی راحت منو میذاره میره حالا هر سری به یک بهونه ای البته منو خیلی دوست داره ها
یک بار بهونه کار میاره ایندفعه هم برادر شوهرم سکته کرده به همه خواهر برادراش گفته شما برین سر خونه زندگیتون من میام تو بیمارستان هستم .بهش که میگم میگه اونا نمیتونن کارای اونو انجام بدن .هر چی هم بهش میگم من هم تنهام فایده ای نداره میگه باید درک کنی .باور کنین حتی فامیلای خودش میگن چطوری تو رو تنها میگذاره .ما تازه ازدواج کردیم
مرسی دوستای خوشگلم. منتظر راهنمایی های قشنگتون هستم New1
نقل قول
 سپاس شده توسط maryva ، محی123
ارسال پاسخ

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد ثبت نام