شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
چکار کنیم که ارزشمون پیش شوهر وخانواده شوهربیشتر بشه؟
۱۵-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۷:۵۰ عصر
ارسال: #171
RE: رابطه با خانواده شوهر
من دلم از همشون پره شدیددددددددددددددد
انقدر دست دست میکنن و عروسی رو عقب میندازن که دیگه هر روز یکی میوفته میمیره باز میمونیم
آخه من چی بگم بهشون شما راهنماییم کنین انقدرم تعصبیو مرده پرستن که به خاطر هر کسی باید یه سال به عزا بشینن من دیگه نمیدونم چیکار کنم از همه چی بریدم

خدایا شکرت منم مامان شدمAngel
یه تیکه از بهشت تو دلمه
خدایا به حق امام رضا صحیح و سالم بیاد بغلم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط SaMaa
۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۱۲:۱۲ عصر
ارسال: #172
RE: رابطه با خانواده شوهر
من8ماهه عقدم.مادرشوهر من زن فوق ااعاده مهربون و اروم متین و البته سیاستمداره! عاشششششششق پسرشه! خودش میگه حاضرم بمیرم قلبمو بدم وحید! سوگلی 5تا بچشه!
بنده خداها هیچ بدی نمیکنن ولی من حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسود! چون مادر بسیار بداخلاق و نامهربونی دارم حسودیم میشه! و حاضر نیستم اون بنده خدارو یک لحظه ببینم و تحمل ندارم اصلا به شوشو محبت کنه! بیچاره هرچی بهم محبت میکنه که رفت و آمد کنم تو کتم نمیره! اصلا اهل رفت و آمد با خانواده شوهر نیستم ولی خب متاسفانه شوهرم اینو نمیفهمه که ماردت با سیاست میخواد تورو وابسته خودش نگه داره. اون با اینکه خیلی مستقله و نه به من نه به مامانش باج نمیده هیچگونه حرفیم هیچگاه به من یا اونا نمیزنه ولی در عمل شدیدا حامی اوناست!
من نمیخوام آخه برم خونشون یا زنگ بزنم. من فقط همسرمو میخوام!

همه وجودم...وحیدم...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۲:۵۶ عصر
ارسال: #173
RE: رابطه با خانواده شوهر
نقل قول:من8ماهه عقدم.مادرشوهر من زن فوق ااعاده مهربون و اروم متین و البته سیاستمداره! عاشششششششق پسرشه! خودش میگه حاضرم بمیرم قلبمو بدم وحید! سوگلی 5تا بچشه!
بنده خداها هیچ بدی نمیکنن ولی من حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسود! چون مادر بسیار بداخلاق و نامهربونی دارم حسودیم میشه! و حاضر نیستم اون بنده خدارو یک لحظه ببینم و تحمل ندارم اصلا به شوشو محبت کنه! بیچاره هرچی بهم محبت میکنه که رفت و آمد کنم تو کتم نمیره! اصلا اهل رفت و آمد با خانواده شوهر نیستم ولی خب متاسفانه شوهرم اینو نمیفهمه که ماردت با سیاست میخواد تورو وابسته خودش نگه داره. اون با اینکه خیلی مستقله و نه به من نه به مامانش باج نمیده هیچگونه حرفیم هیچگاه به من یا اونا نمیزنه ولی در عمل شدیدا حامی اوناست!
من نمیخوام آخه برم خونشون یا زنگ بزنم. من فقط همسرمو میخوام!
من در صورتی میگم قطع رابطه با خانواده شوهر که بخوان زندگیتو بهم بریزن
وگرنه به خوبی و درایت و شعور و آداب معاشرتشون و اینکه چقدر دوستون دارن.. رابطه میتونه کم یا زیاد باشه

مشاوره و سوال بیمه داشتین در خدمتم
ارسال رایگان هرنوع بیمه نامه با تخفیفNew1
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۶:۲۰ عصر
ارسال: #174
RE: رابطه با خانواده شوهر
Madمن اصلا نمیجوشم باهاشون چون سطح طبقاتی خیلی داریم درضمن زیادم لزوم نداره بجوشن بروووووووووووووووو بابا تا الانشم دارن میخورندم ولی خوشم میاد شوشو اصلا از فامیلش فراریه چون چشم دیدنشو ندارنBig Grin

ادم اینجا شاخ درمیاره......Confused
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط *FaRzAnEh*
۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۶:۴۳ عصر
ارسال: #175
RE: رابطه با خانواده شوهر
(۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۲ ۱۲:۱۲ عصر)مریاشمس نوشته است:  من8ماهه عقدم.مادرشوهر من زن فوق ااعاده مهربون و اروم متین و البته سیاستمداره! عاشششششششق پسرشه! خودش میگه حاضرم بمیرم قلبمو بدم وحید! سوگلی 5تا بچشه!
بنده خداها هیچ بدی نمیکنن ولی من حسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسود! چون مادر بسیار بداخلاق و نامهربونی دارم حسودیم میشه! و حاضر نیستم اون بنده خدارو یک لحظه ببینم و تحمل ندارم اصلا به شوشو محبت کنه! بیچاره هرچی بهم محبت میکنه که رفت و آمد کنم تو کتم نمیره! اصلا اهل رفت و آمد با خانواده شوهر نیستم ولی خب متاسفانه شوهرم اینو نمیفهمه که ماردت با سیاست میخواد تورو وابسته خودش نگه داره. اون با اینکه خیلی مستقله و نه به من نه به مامانش باج نمیده هیچگونه حرفیم هیچگاه به من یا اونا نمیزنه ولی در عمل شدیدا حامی اوناست!
من نمیخوام آخه برم خونشون یا زنگ بزنم. من فقط همسرمو میخوام!

عزیزم متاسفانه باید بگم کسی که الان داره کار بدی میکنه و اشتباه شمایی.. خودتم میگی پسرش عزیز براش پس کار درستی نمی کنی که دور می کنی همسرت رو مطمین باش بعدا هم یه نفر عزیز خودت رو همینجوری دور مینه ازت...خودت میگی حسادته همش پی یه حس منفیه که بیشتر از هر کسی خودت رو عذاب میده...خودت میگی زن خوبه پس با این بدیه خودت رابطه خودت رو با شوهرت خراب نکن... خودتم میگی شوهرت مستقل پس بحث وابسته شدن نیست با این رفتار خودتو پیش همسرت کوچیک می کنی شوهرت خوبیه مادرش رو میبینه و کینه بی دلیل تو و تو ناخوداگاه بازنده این جریان بچه گانه که خودت درست کردی میشی سعی کن با منطق باشی و با درایت تر باشی و جواب خوبی رو با خوبی بدی نه با کینه الکی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط neda khanom ، janan ، یاسی65 ، shrz ، banoooo ، busy ، amirfarnaz
۲۳-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۳:۳۱ عصر
ارسال: #176
RE: رابطه با خانواده شوهر
خانواده شوهر من خیلی به من وابستن با این که تازه 7 ماهه من عروسشون شدم ولی اگه من نباشم اونا هیچ کاری نمیتونن بکنن با اینکه مثلا خواهر شوهرام تحصیل کردن و یه عروس دیگه هم دارن که خواهرمه بازم همه کاراشون با وجود من حل میشه و اینجوری خیلی خوش میگذرهBig GrinNew2

1392/6/6
خدایا تو کمک کردی که:
جشنمون یه خاطره توی ذهن همه ایجاد کرد
توی بقیه لحظه های زندگیمون هم کمکمون کن
..........دوستت داریم.......
------------------------------------------------------------------------------------
دوستان من لباس عروسمو با قیمت مناسب اجاره میدم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۳-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۷:۴۱ عصر
ارسال: #177
 
RE: رابطه با خانواده شوهر
همسر من خودش به من گفته اگه محل نزاری به خانوادم میان سمتت حساااااااابی اما گه هی تحویلشون بگیری فک میکنن چه خبره دقیقاااااااااااااااا همینجوری بود حالا خیلی راضییییییم من براشون شدم دست نیافتنی همسرمم که هر روز بشتر از دیروز پشتمه خییییییییییییییییلی خوشبختم خداروووووووووو بارها شکر

خدای عزیزم شکر برای این زندگی این پدر و مادر و این همسر

Heart

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ
مشاهده سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط اورانوس
۲۳-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۱۰:۰۱ عصر
ارسال: #178
RE: رابطه با خانواده شوهر
سلام دوستان. من تازه عضو اینجا شدم برام خیلی جالب که یه همچین جایی هست واسه حرف زدن و راهنمایی خواستن. من یه مشکلی برام پیش اومده خواستم اینجا مطرح کنم و شما دوستان راهنمتییم کنین. اول از همه بگم من خواهر ندارم و نمیتونم حرفای دلمو به کسی بزنم خیلی تنهام. من تازه عقدکردم.شوهرمو خیلی دوست دارم ولی یه سری مشکلات برام پیش اومده اونم از جانب خواهر شوهر.نامزدم از بچگی پدرشو ازدست داده و تنها یه خواهر داره که متارکه کرده والان خونه مامانشه.وای بچه ها خیلی سیاست داره جلونامزدم خیلی باهام خوبه وهواموداره ولی از اون طرف بطور غیر مستقیم میخواد نامزدموازم دورکنه.نمونه اخرش نامزدم که ماشین خرید زیرپاش نشسته که بایدماشینتو به ااسم من کنی.نامزدمم نخواست دلشو بشکنه این کارو کرد.یا اینکهنامزدم مقداری طلا داشت با سیاست اونارو هم ازش گرفته. خیلی خوب کارشو بلده طلاق گرفتنشو یه بهانه کرده واسه رسیدن به خواسته هاش. یه اصلا واسه من مهم نیست من فقط میخوام که نامزدم کمتر تحت تاثیر حرفاش باشه بچه ها راهنماییم میکنین اینم بگم که من خیلی تو کارای نامزدم دخالت نمیکنم و خیلی سوال جواب ازش نمیکنم برعکس خواهر شوهرم ازهمه کارای نامزدم خبر میگیره و نظر میده به نظرتون من چیکار کنم[/size
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sarak
۲۴-ارديبهشت-۱۳۹۲, ۰۲:۲۸ صبح
ارسال: #179
RE: رابطه با خانواده شوهر
evindar عزیز نامزدتون شریک زندگی شماست و شما قراره یه زندگی مشترک و اینده مشترک داشته باشین پس خیلی چیزا به شما بیشتر مربوطه تا دیگران
مردا از تجسس و سوال جواب زیاد عموما خوششون نمیاد ولی در جریان مسایل اقتصادی زندگی بودن به طور کلی حق شماست
باید خیلی خیلی بیشتر به همسرت نزدیک بشی همه جوره
خیلیا اوایل نامزدی این حریم دو نفره رو نمیشناسن یکیشم خودم فکر میکردم ما هنوز دوستیم اینچیزا برام جدی نبود و انتظاری هم نداشتم ولی شما باید سعی کنی با نزدیک تر شدن به همسرت خانواده دو نفریتونو برای همه جدیتر کنید تا دیگران بدونن همسرتون زندگی مستقلی داره که باید برای اون تلاش کنه
البته تو شرایط خانواده نامزد شما قطعا خانواده به کمک مالی بیشتری از طرف پسرشون نیاز دارن و شما هم به علم به این موضوع قطعا ازدواج کردین ولی ماشین به نام زدن بی دلیل غیر منطقیه مگه اینکه چیزی باشه که شما ازش بیخبرین چون به هرحال ما وارد یه خانواده میشیم که در جریان همه گذشتش نیستیم شاید همسرتون دلیل موجهی داشته باشن.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط tender
۶-خرداد-۱۳۹۲, ۰۴:۰۷ عصر
ارسال: #180
دلبری برای خانواده ی شوهری
سلام Blush
من عضو جدیدم و تازه عروس هم می باشم.
میخواستم از تجربه های شخصیتون بدونم راجع به نحوه ی "عزیز" تر شدن برای خانواده ی همسری.
من خودم 23 سالمه.
چون از 19 سالگی هم تو یه شهر دور از خانواده م زندگی کردم (تقریبا 4 ساله ) خیلی مستقلم و برعکس خانواده ی همسری خیلی به هم وابسته ن. پدر همسری فوت کردن و برای همین همسری به عنوان پسر خانواده خیلی خیلی مورد قبول و علاقه و احترامه. واسه همین من دوس دارم منو واسه خودم دوس داشته باشن نه صرفا به خاطر همسری.
مادر شوهرم سنشون بالاست. یکم برقراری ارتباط و موضوع برای حرف زدن کمه برامون.
خواهر شوهرام هم با من اختلاف سنی دارن.

چطوری میتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم؟!
(چه الان که تو دوران نامزدی هستیم، چه بعدا که قراره بریم سر خونه زندگیمون)

این شما و این هم راهنمایی هاتون برای من که بشم عروس گل فامیل Smile New1New1

من که عاشق نوعروسم! شما چطور؟! Angel
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط m.vadi ، jine ، سراب ، زورو ، نیلوفرم
ارسال پاسخ