شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
پذیرایی روز خواستگاری
۱۳-ارديبهشت-۱۳۹۱, ۱۰:۳۲ صبح
ارسال: #51
RE: پذیرایی روز خواستگاری
(۱۳-ارديبهشت-۱۳۹۱ ۰۹:۲۳ صبح)sayan نوشته است:  
(۱۳-ارديبهشت-۱۳۹۱ ۰۹:۰۴ صبح)elma نوشته است:  تو شهر ما رسمه اول مادر و خواهر پسر میان میبین بعد که اونا بپسندن خانوادگی میان
حالا بقیه خواستگارا چون جواب من به اونا نه بود خدایی استرس نداشتم
اما این یکی چون دو ساله منتظر چنین روزی هستیم خیلی استرس دارم
قراره اول مامانش و عمه اش بیان
میشه بگین بنظرتون من چی بپوشم و چجوری پذیرایی کنم
مثلا بذارم اینا بیان بشینن بعد من بیام احوالپرسی یا از همون اول که در زدن منم دم در خوشامدشون بگم و بعد من تا وقتی اونا نشستن بشینم یا زودتر پاشم برم تو اتاق و .....
خیلی استرس دارم بچه ها
دعا کنید
اگه مامانش اوکی نگه کلاهمون پس معرکه است
!!!!

عزيزم اصفهاني هستي؟؟

نه عزیزم خراسانیم-نیشابور
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۷-ارديبهشت-۱۳۹۱, ۱۲:۰۵ عصر
ارسال: #52
RE: پذیرایی روز خواستگاری
روز خواستگاری من که داشتم سکته می کردم
از قبل با شوهرم آشنا بودم قراربود پذیراای رو هم برادرم و شوهرخواهرم انجام بدن شربت با کیک رو بردن نیم ساعت بعدهم قرار بود چای با شیرینی رو ببرن
که بلافاصله بعد از شربت خانواده داماد گفتن چایی و عروس بیاره خیلی لحظه بدی بود شوی بدجنس ماهم نگفته بود تو خانواده اشون رسمه که حتما عروس باید چای بیاره کلی غافلگیر شده بودم تا آخرمراسم هول بودم
خودتون رو از قبل آماده کنید چون ممکنه یهو بگن حتما عروس باید بیاد

12 مهر 1391 تو یه شب زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 2نفره
12 مهر 1393 تو یه صبح زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 3نفره

خدایا سپاسگذاریم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط آیتا
۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۱, ۰۲:۵۳ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۶-ارديبهشت-۱۳۹۲ ۰۱:۵۷ عصر توسط ساره.)
ارسال: #53
 
RE: پذیرایی روز خواستگاری
نوشیدنی اول با من بود. فقط همین پذیرایی را انجام دادم. یه کوچولوش را مادرم. بقیش را برادرم.
کلن به نظرم خیلی نباید شلوغش کرد. پذیرایی باید ساده و مختصر باشه. برا خوردن که نیومدن. خصوصن اگه جلسه اول باشه.
هرچند من یه خواستگار داشتم که جلسه اول 3ساعت خونمون بودن. کلن 3بار فقط چایی آوردم. انقدر که حرف می‎زدن دهنشون خشک میشد دیگه.
برا شلوغ شدن هم میشه یه بچه ول داد اون وسط که یه کم به مجلس روحیه بده. با اینکه میگن بچه نباید تو خواستگاری باشه، اتفاقن به نظر من جاش کاملن اونجاست.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط banoy sharghi ، zhaleh2011 ، nazanin zahra ، آیتا ، reyhanstn
۳۰-ارديبهشت-۱۳۹۱, ۰۳:۱۰ عصر
ارسال: #54
RE: پذیرایی روز خواستگاری
من که اصلا پذیرایی نکردم مامانمو خواهرم همه پذبرایی هارو انجام دادن....

وقت خود را بیهوده تلف توضیح دادن ها نکنید،
مردم فقط آنچه را که دوست دارند بشنوند،
میشنوند.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۹-تير-۱۳۹۱, ۰۹:۲۸ عصر
ارسال: #55
RE: پذیرایی روز خواستگاری
من خيلي ناراحتم اخه پسره با مامانو خواهرش اومد خواستگاري سر نيم ساعت پاشدن رفتن نميدونم يعني نظرشون منفي بود؟به نظرم به هم ميومديم اما اين مادر خواهراشون كه ميان انگار موش ميدوونن و تصميم گيري ميكنن انگار بايد مطابق ميل اونا پسره انتخاب كنه نميدونم چي ميشه.

زندگی زیباستHeart
یه مدت کم میام بدلیل گرفتاری و مشکلات بعد ازدواج
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۹-تير-۱۳۹۱, ۰۹:۴۵ عصر
ارسال: #56
RE: پذیرایی روز خواستگاری
حرف معمولي زديم ولي فكر ميكنم نيم ساعت زود بود كه پاشدن و نگفتن بريم داخل اتاق حرف بزنيم نميدونم اينا نشوندهنده اينه كه نپسنديدن؟

زندگی زیباستHeart
یه مدت کم میام بدلیل گرفتاری و مشکلات بعد ازدواج
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۳۰-تير-۱۳۹۱, ۰۶:۳۵ عصر
ارسال: #57
RE: پذیرایی روز خواستگاری
نه بابا جلسه اول که نمیگن با هم حرف بزنید
خدایی جلسه خواستگاری من که این قدر سکوت بود که صدای پای مورچه رو هم میشنیدی 3 (12)
مثلا دایی اش رو اورده بود که مجلس گرم کنه هیچ کس هیچی نمی گفت 45 دقیقه نشستن و رفتن
جلسه اول میان فقط همدیگه رو ببینن

12 مهر 1391 تو یه شب زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 2نفره
12 مهر 1393 تو یه صبح زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 3نفره

خدایا سپاسگذاریم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط آیتا
۳۰-تير-۱۳۹۱, ۰۷:۱۳ عصر
ارسال: #58
RE: پذیرایی روز خواستگاری
(۳۰-تير-۱۳۹۱ ۰۶:۳۵ عصر)استاتیرا نوشته است:  نه بابا جلسه اول که نمیگن با هم حرف بزنید
خدایی جلسه خواستگاری من که این قدر سکوت بود که صدای پای مورچه رو هم میشنیدی 3 (12)
مثلا دایی اش رو اورده بود که مجلس گرم کنه هیچ کس هیچی نمی گفت 45 دقیقه نشستن و رفتن
جلسه اول میان فقط همدیگه رو ببینن

اما تو تجربه هاي قبليم اگه خوششون ميومد ميگفتن برن حرف بزنن.نميدونم خداكنه همين باشه كه تو ميگي آخه از پسره خوشم اومد اونم من كه اينقدر ايراديم

زندگی زیباستHeart
یه مدت کم میام بدلیل گرفتاری و مشکلات بعد ازدواج
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۳۱-تير-۱۳۹۱, ۰۴:۵۴ عصر
ارسال: #59
RE: پذیرایی روز خواستگاری
نازی جان ایشالا اگه خیر وصلاحی توشه جور میشه واست دعا کردم گلم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط نازي
۱-مرداد-۱۳۹۱, ۰۶:۲۸ عصر
ارسال: #60
RE: پذیرایی روز خواستگاری
بيخيال فك كنم جوابشون منفي بود تاحالا كه نزنگيدن ولي مهم نيست نظرشون محترمه منم خيلي وقتا نميپسندمEmbarrased

زندگی زیباستHeart
یه مدت کم میام بدلیل گرفتاری و مشکلات بعد ازدواج
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ