شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
مزون پریا
۲۶-اسفند-۱۳۹۱, ۰۲:۱۱ عصر
ارسال: #661
RE: مزون پریا
بچه ها اینکه میگین دامن لباس دانتل پایینش حاشیه داره یعنی کل دامن دانتل یا نه روی تور دانتل هارو میچسبونن؟

و چقــــــدر دیر می فهمیم
که زندگــــــی
همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم. Blush
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۶-اسفند-۱۳۹۱, ۰۲:۵۳ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-اسفند-۱۳۹۱ ۰۲:۵۸ عصر توسط سوگلی جون.)
ارسال: #662
RE: مزون پریا
بچه ها منم 3 شنبه رفتم برای پرو اولم بد نبود یکی از بچه ها هم اومده بود که لباسشو تحویل بگیره تو تن اونم دیدم خوب بود لباسش خودش که خیلی راضی بود منم چندتا طرح میخواستم که خانم زمانی گفت نه اینجوری کنی بهتره نمیدونم ایشا... که لباسم خوب میشه ولی احساس میکنم همه رو یکجور در میارن به قول خودشون پشت دامن لباسو به همه میگن مدل هیوا و وحید . ولی من فکر میکنم در کل اون جیزی که براشون راحتتر باشه رو انجام میدن نمیدونم من یکجوری شدم .حالا امیدوارم در نهایت از لباسم راضی باشم.Huh
فکر کنم اگر میرفتم حاضری میگیرفتم بهتر بود با 1 تومن شاید خیلی چیزهای بهتری میشد گرفت البته نباید هنوز زود قضاوت کنم فعلا که فقط امیدوارم.

و چقــــــدر دیر می فهمیم
که زندگــــــی
همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم. Blush
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط zi zi ، neda.j
۲۶-اسفند-۱۳۹۱, ۱۱:۱۸ عصر
ارسال: #663
RE: مزون پریا
(۲۶-اسفند-۱۳۹۱ ۰۲:۵۳ عصر)سوگلی جون نوشته است:  بچه ها منم 3 شنبه رفتم برای پرو اولم بد نبود یکی از بچه ها هم اومده بود که لباسشو تحویل بگیره تو تن اونم دیدم خوب بود لباسش خودش که خیلی راضی بود منم چندتا طرح میخواستم که خانم زمانی گفت نه اینجوری کنی بهتره نمیدونم ایشا... که لباسم خوب میشه ولی احساس میکنم همه رو یکجور در میارن به قول خودشون پشت دامن لباسو به همه میگن مدل هیوا و وحید .Huh
.

سوگلي جونم اگه پرو اولت بد نبود مطمئن باش لباست خوب ميشهTounge. من تو پرو اول هيچي به چشم نيومد.فقط دقت كردم كه سايزش خوب باشه و گشاد يا تنگ نباشه و اينكه ايراد خاصي نداشته باشه.

به منم چند بار گفتن مدل هيوا وحيد اما من مدل خودم رو بيشتر دوست داشتم و گفتم همون رو ميخوام. همون رو برام درآوردن.يه پاپيون بزرگ داره پشتش.Smile

کاش یه مراقب بالا سرمون بود گاهی داد میزد; آهای سرت تو زندگی خودت باشه
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط سوگلی جون
۳۰-اسفند-۱۳۹۱, ۱۲:۴۸ عصر
ارسال: #664
RE: مزون پریا
(۲۹-اسفند-۱۳۹۱ ۰۷:۲۷ عصر)sahar365 نوشته است:  خانوما من بعد چند ماه عضویت این اولین پستمه..یک سوال داشتم مزون پریا همون هلیا پریاس؟من قراره ششم فروردین برم مدل بدم.با این نظرا شک کردم...

نه عزیزم با هم فرق دارن هلیا پریا مال خواهر خانم زمانیه

.
آرایشگاه : نسیم عقیلی - که عالی بود خداییییش
مزون: هستی (امیراکرم) - همونی که میخواستم و در اوورده بود
آتلیه آریا نگار -واقعا عکس و فیلمش (چه اسپرت چه عروسی) خوب شد من که راضی بودمHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۸-فروردين-۱۳۹۲, ۰۱:۴۳ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۸-فروردين-۱۳۹۲ ۰۲:۰۶ عصر توسط Lavender.)
ارسال: #665
Lightbulb RE: مزون پریا
من خواهر هایدی هستم.ما لباس هایدی و خودم و مامانم و مادرشوهر هایدی رو به مزون پریا سفارش دادیم. من فقط اینا رو اینجا می‌نویسم که دیگه هیچ عروسی فریب ظاهر مهربون خانوم زمانی رو نخوره و خودش رو قبل از عروسی بدبخت نکنه تا بهش خوش بگذره و لباسش همونی بشه که همیشه رویاش رو داشته.
عکس یکی از فاکتورهامون رو هم میذارم که دیگه کسی نگه ما دشمن و رقیب مزون پریا هستیم و قصد تخریب داریم:
[تصویر: Factor.jpg]
خانوم زمانی (که اصلا لایقش نیست بهش بگیم خانوم!!!) اولش با همه با روی خوش برخورد میکنه و میگه تو مثه دخترم ندا میمونی برام و لباس تو رو مثل همون میدوزم. کلا شگردش اینه که به همه میگه تو هم مثه دخترم. لباسه ندا برات خوبه.همونطور که به mhdshs گفته و لباس اون رو هم مثل لباس ندا دختر بزرگش دوخته. لباس خیلی ساده ای هست و نه جمع شو داره نه هیچی. دامنش تور ساده‌ست. درآوردن اون که کاری نداره. هر خیاطی میتونه. مهم اینه که خیاط بتونه اون چیزی که تو میخوای رو درست بدوزه نه هرچی خودش دلش میخواد.
کلا هر لباسی که بهش بدی یه جاش رو میگه اینجاش بهت نمیاد و ... خلاصه یه ایرادی روش میذاره میگه بسپر دست من لباست رو. آدمی که ادعاش میشه تو مزون ترکیه داره به نظر من باید بتونه هر لباسی رو بدوزه. در صورتی که من اولش یه لباس خیلی ساده بهش نشون دادم
اینو: [تصویر: 3.jpg]
که هی میگفت این بهت نمیاد و اینجاش اینجوری؛ اونجاش اونجوری و ... کلی ایراد گذاشت روش ولی آخرش که دید من هی اصرار میکنم و بی‌خیال نمیشم گفت نمیتونم این لباسو بدوزم!! ما میریم مزون سفارش میدیم که لباسی که خاص و جدید و فیت تنمون باشه رو برامون بدوزه. اگه میخواستم یه لباس از مدلهایی که تو شانزه‌ لیزه ریخته انتخاب کنم که نمیومدم مزون این همه پول بدم!! حاضری میخریدم.(کاری که آخرش هم مجبور شدم انجام بدم)
به من هم گفت لباسم رو مثل رومینا (دختر وسطیش) میدوزه. در صورتی که من و رومینا هیچ شباهتی به هم نداریم. رومینا چاق و سفید و قد کوتاهه، من سبزه و لاغر با قد 170. لباسشم پوست پیازی بود من گفتم این رنگی دوست ندارم اصن. خلاصه خودم باز یه مدل پیدا کردم دادم بهشون.
اینو: [تصویر: 15.png]
پارچه هم رفتیم از پارچه فروشی خودشون (توی پاساژ پارچه فروشها آخری سمت چپ) تیکه پارچه آبی کمرنگ گرفتیم منگنه کردیم به فاکتورم روی فاکتور هم نوشت برامون که بالای لباس تمام سنگ باشه. اولین بار که برای پرو رفتم لباسی که برای من دوخته بود آبی صدفی با پارچه تافته بود تازه اونم دو تیکه! که من گفته بودم یه تیکه میخوام. گفتم این اون لباسی نیست که من سفارش دادم. اونم چون هنوز اولش بود و نمیخواست 4 تا لباس رو از دست بده گفتش اوکی من یکی دیگه برات میدوزم روش رو با حریر روکش میکنم که رومینا گفت اگه روکش حریر بشه بد وایمیسته و کیست میشه و ... که مامانش یه چشم غره بهش رفت اونم ساکت شد. بعد حریر رو که به من نشون دادن شکه شدم. سبزآبیه کله غازی بود. گفتم این پارچه اون رنگی نیست که من میخواستم. تیکه پارچه ای که به فاکتورم منگنه کردین کجاست؟ گفتن اون گم شده و این همونه و ... اگه اینو نمیخوای باید پول پارچه رو بدی که من دیگه بیخیال شدم چون دوهفته بیشتر به عروسی خواهرم نمونده بود و گفتم اگه لباس مدلش همونی که میخوام بشه دیگه رنگش مهم نیست به درک.
آخرش این لباسو برای من دوخت:
[تصویر: t2.jpg]
من اون موقع وقت نداشتم که از نزدیک ازش عکس بگیرم. اگه از نزدیک میدیدین دوختاش نه تنها تمیز نبود بلکه افتضاح کج و معوج بود. انگار دادین یه شاگرد خیاط تازه کار دوخته. همونطور که تو عکس میبینین اون خط لباس که دو تیکه هست هم هرکاریش میکردیم صاف نمیشد و افتضاح وایمیستاد. لباس نه کاپ دوزی داشت نه فنر دوزی در صورتی که ما پول همه این ها رو داده بودیم و دوختش هم ترک نبود. خود آقا محمد خیاطشون اومد گفت من نمیتونم یه روزه دوخت ترک یه تیکه بزنم که خانوم زمانی رفت تو کارگاه سرش داد زد گفت تو بیخود کردی میای جلو مشتری این حرف رو میزنی!
همه ی اینها به کنار. من با همه ی اینها تونستم کنار بیام و گفتم بیخیال به درک دیگه وقت ندارم که برم جای دیگه و این همه هزینه کردم اینجا ولی آخرش که لباس رو به من داد تمام بالا تنه لباس مونجوق و ملیله بود. دریغ از یه دونه سنگ!!! در صورتی که من تاکید کرده بودم لباسم تمام سنگ باشه و رو فاکتورمم نوشته بودن. بعد که به خانوم زمانی گفتم، گفت نه تو نگفتی تمام سنگ و گفتی ملیله!!! من حاضرم دست رو قرآن بذارم!!! که منم گفتم منم حاضرم دست رو قرآن بذارم مگه قرآن شوخیه؟! بعد چون اونجا نبودم فقط هایدی بود تلفنی بهش گفتم بره فاکتورم رو اونجا پیدا کنه. پیدا کردن فاکتورم رو دیدن که روش نوشته تمام سنگ. خلاصه دیگه خانوم زمانی خفه شد و نمیدونست چیکار کنه هی میگفت حالا تو فاکتورو ول کن اون دستخط من نیست دستخط رومیناست نمیدونسته. منم گفتم بی خود میکنه پس اونجا میشینه کار میکنه به من چه که نمیدونسته! میخواستین یکی رو بذارین که بدونه. گفت اون لباس با سنگ 800 هزار تومن میشه و من اون لباسو با این قیمت نمیدوزم بیا بیعانه ت رو پس بگیر. که neda.j هم شاهده این حرف رو پشت تل به من زد. در صورتی که چند روز بعدش مامانم واسه لباس خودش رفته بود بیعانه مون رو پس نداد و گفت تازه باید 140 هزار تومن پول خسارت هم بدین. منم گفتم شما یه هفته مونده به عروسی دست ما رو گذاشتین تو حنا من الان بدون لباس موندم تازه خسارتم بدیم؟؟ که دیگه هرچی از دهنش دراومد گفت بعدم گوشی رو روی من قطع کرد. وقتی من بازم زنگ زدم ریحانه رو مجبور کرد گوشی رو برداره و قسم بخوره بگه که خانوم زمانی تو پروه و اینجا نیست در صورتی که کنار ریحانه نشسته بود و مادر و خواهر من اونجا بودن و خوهرم از موبایلش بهم گفت که همینجا نشسته!!. این نهایت وقاحته!


حتی ریحانه بعد از اینکه مامانم و خواهرم اومده بودن بیرون که یه دور بزنن تا لباسشون آماده بشه به خانوم زمانی گفته که من هم شاهدم که اون روز اون دختره اومده گفته تمام سنگ و شما هم بهش گفتین باشه. چرا میزنین زیر حرفتون و بیچاره رو اذیت میکنین که خانوم زمانی و دخترش گفتن به تو چه و تو چیکاره ی اینایی؟ اینا باباشون دکتره پول دارن بدن تو نگران نباش. و کلی حرف دیگه به طفلکی زدن که گریه ش گرفته و هایدی که برگشته بود دیده داره گریه میکنه گفتن بره تو کارگاه و بیرون نیاد!
خیلی آدم های بی چشم و رویی هستن. این پول ها خوردن نداره. ما که راضی نبودیم 200 تومن بیعانه مادر شوهرش هم پس ندادن. لباس مامانم هم 450 تومن گرفتن که اصلا اون قیمت نمی‌ارزه. روش فقط مونجوق و پولک داشت نه سنگ. تازه تمام دراپه هم جای چسبش مونده بود رو لباس. ولی مامانم چون مشکل قلبی داره گفت من حوصله کل کل کردن با این خانوم رو ندارم و به درک که هر چی شده لباس. همینو میپوشم. خودش رفت با هایدی سنگ خرید از بازار دوتایی یه هفته مونده قبل عروسی داشتن دست دوزی میکردن!!
هایدی طفلکی هفته قبل عروسیش همش با من تو خیابون بود تا من یه لباس بخرم که آخرش هم خدا رو شکر یه لباس خوب و خوشگل عروسکی پیدا کردیم که همه تو عروسی انگشت به دهن مونده بودن میگفتن مثه باربی شدی همه ازم آدرس گرفتن. این بود:
[تصویر: 5.jpg]
تمام بالا تنه ش کار دست و مروارید و دانتله که خیلییی نازه.نه تور کشی و گیپور که خانوم زمانی به جای دانتل رو لباساش میدوزه. یه عالمه هم پاپیون های خوشمل خوشمل داره.
لباس عروس هایدی هم براش تنگ بود. در صورتی که هایدی گیاه خواره و خیلی لاغره 48 کیلو با 170 متر قد!!!
من که میخواستم لباس هایدی رو تنش کنم کلی با مامانم به زور بنداش رو کشیدیم تا به هم رسید ولی از پشت خیلی بد بود. درسته که تو عروسی تور میافته و دیده نمیشه ولی خب این همه پول دوخت واسه لباسی که حتی اندازه صاحبش نیست؟؟؟
[تصویر: Aroos.jpg]
ینی من نمیدونم این خانوم زمانی کجا رو اندازه گرفته بود که هایدی با اینکه خیلیییییییی لاغره لباس تنگ بود براش!
اینم عکس پشت لباسش. تازه جای بند ها هم رو به روی هم نبود که باعث میشه یه تیکه قلمبه وایسه که وقتی هایدی بهش گفته، خانوم زمانی گفته باید لباست رو کلا بشکافم از اول بدوزم که هایدی هم وحشت کرده گفته نمیخوام اصن همینجوری خوبه.

همه چی سر جاشه ...
خدارو شکر! New1
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط mahsaa ، کیت میدلتون ، سوگلی جون ، honey* ، aruse_tanha ، دریا73 ، asal khano0m ، ترنج ، mahdiyeh.s ، bbc_sh ، samira mz ، بهار امدادی ، mhdshs ، Nanas ، مـــهریـمـــاه ، Bernadet
۹-فروردين-۱۳۹۲, ۰۷:۰۶ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۸-آبان-۱۳۹۲ ۱۰:۴۹ عصر توسط Black Velvet.)
ارسال: #666
RE: مزون پریا
دوستای گلم واقعا ناراحتم. هم واسه خودم که اون بلاها سرم اومد هم واسه شماهایی که الان لباستون نصفه کاره دستشونه.
منم قبل عروسی توی جو بودم و اینکه لباس من از همه بهتره و بقیه دارن دروغ میگن و حسودن و اینا. خودتون شاهدین که با چندتا از بچه هایی که اینجا رفته بودن و میگفتن لباساشون بد شده دعوا کردم. الان واقعا شرمنده شون شدم و ازشون عذر میخوام. تا جایی که تونستم و چشمم دیده هرچی پست نوشته بودم که تعریفهای الکی بوده از این مزون پاک کردم. باز اگه کسی دید واسم خصوصی کنه که پاک کنم. فقط این واسم مهمه که واقعیت رو بدونین و خراب شدن لباس عروس کسی تقصیر من و حرفهام نباشه.
این عکس لباسی هست که من دوست داشتم و روز اول برده بودم:
[u

تحت تاثیر حرفهای صاحب این مزون مبنی بر اینکه اصلا خوب نمیشه و این مدلی توی تنت بد وایمیسه، اون مدلی رو انتخاب کردم که خودشون گفتند خوب میشه. فکر نمیکنم سخت هم بود چون چندین مزون قبل از اینجا رفته بودم که همه شون گفتن مدلت خیلی قشنگه و همین رو بدوزیم برات. اما من باز سادگی کردم و فکر کردم ایشون حتما خیرخواه و دلسوز هستند که میگن مدل خودت به درد نمیخوره و اونی که من میگم خوبه. باز شانس آوردم که روی مدلم اصرار نکردم وگرنه آخرش که هیچ شبیه نمیشد و گند زده میشد به لباس بهم میگفت خودت خواستی. مدلی که واسه من دوختند از همون لباسای تن مانکن بود. Nikta چقدر بهم گفت خوب نمیشه ولی من قبول نکردم. حالا مدل هیچی، من فقط توقع داشتم خوب توی تنم وایسه و با توجه به اینکه لاغرم (۴۸ کیلو) اصلا فکر نمیکردم لباسی به تن من بد باشه. عکس پشت لباسم رو که دیدین. همیشه فکر میکردم عروسایی که چاق هستن بندهای پشت کاملا کشیده میشه و از هم جدا وایمیسه. ولی در کمال ناباوری هرچی بند لباس من رو میکشیدیم به هم نمیرسید. انگار یک آدم ۹۰ کیلویی لباس چند سایز کوچکتر از خودش رو پوشیده. حالا لباسی مونده رو دستم که حتی شب عروسی هم به زور تنم رفت و فنرهای لباس بدنم رو زخمی کردند. واقعا متاسفم Sad

Je t'aime comme un homme que je ne suis pas

15/March/2013
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط آیلار ، niiloofaar ، کاملیا ، F0oRo0uGh ، mahdiyeh.s ، honey* ، asal khano0m ، سارا 722 ، jennnifer ، فرین آفرین ، سوگلی جون ، بهار امدادی ، مـــهریـمـــاه
۱۲-فروردين-۱۳۹۲, ۱۱:۳۴ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۲-فروردين-۱۳۹۲ ۱۱:۵۱ صبح توسط هایدی.)
ارسال: #667
RE: مزون پریا
(۱۱-فروردين-۱۳۹۲ ۱۰:۵۱ عصر)goli khanoom نوشته است:  اوه اوه هایدییییییییییییییییییییییییییییییییییی منو که یادته من روز تحویل روز سفارش تو بوددددددددددددددددد

چراااااااااااااااااااااا لباستو خراب کردههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

عجب شانسی اوردم منننننننننننننننننننننننننننن با اینکه فنر ژِیپونم در رفت وخیلی اذیتم کرد ولی دوخت و مدل لباسم دقیقا شد اونی که میخاستم هم عروسی هم پاتختیییییییییییی اخ اخ شاید خانوم زمانی موقع دنیا اومدن نوه اش بوده دیگه حوصله اینکارا رو نداشته نظارتش کم شده رو دوختا وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییی​ییییییییی


گلی خانوم تو رو یادمه. اصلا به خاطر اینکه لباس پاتختی تو که مدل ماهی بود و خودت و خواهرت خیلی راضی بودین مادرشوهرم فکر کرد لباس مجلسی هم خوب میدوزه و گفت لباسشو اینجا سفارش بدیم. Sad

البته یادمه تو از من هم لاغرتر بودی. نمیدونم یهو سرشون شلوغ شد، هم قیمتا رو بردند بالا هم کیفیت رو آوردند پایین. New3

تو رو خدا دوستای گلم فقط خیلی خیلی حواستون رو جمع کنید. من وقتی هنوز لباسم رو نگرفته بودم هی به خودم تلقین میکردم. حتی وقتی بچه ها میومدن میگفتن لباسشون خراب شده، میرفتم میپرسیدم و چه جوابهایی که نمیشنیدم! من خانم بهار امدادی رو در این حد که یک عضو سایت نوعروس هستند میشناسم، نه بیشتر. وقتی اومد گفت لباسش اونجوری شده، از صاحب مزون پرسیدم و در جواب گفتند تو که ندیدیش، دختره خیلی سنش کمه و بچه ست و اصلا خیلی چاقه! یعنی این طوری واسه من توجیه کردند که چون از تو سنش کمتره متوجه نمیشه و الکی شلوغ کرده و خودش چاق بوده که خراب شده لباسش. New3
درباره همین گلی خانوم هم وقتی اومد نوشت فنر ژپونش در رفته چه حرفهایی شنیدم ازشون.
در مورد بقیه مشتری های قبلی که ناراضی بودند هم چیزهای بدی میگن و در مقابل از مشتری جدید تعریف میکنن که مثلا تو عاقلی تو خوشگلی تو لاغری تو میفهمی اونا نمیفهمن. مطمئنم وقتی برین مزون و در مورد لباس من بپرسید هم اینا رو به شما میگن.

Je t'aime comme un homme que je ne suis pas

15/March/2013
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط goli khanoom
۱۲-فروردين-۱۳۹۲, ۰۱:۰۴ عصر
ارسال: #668
RE: مزون پریا
هایدی جان خیلی متاسفم عزیزم
شاید چون سرشون شلوغ شده و یا خیلی ازش تعریف کردن اینجوری شده
منم لباسم رو اینجا دوخت عکسش رو هم گذاشتم هم تمییز بود هم چیزی که میخواستم شده بود
ولی یه چیزی بجه ها اونایی که لباس رو ندادن و جز انتخاباشون بوده میتونن الان بهتر تصمیم بگیرن با شرایط به وجود اومده ولی دوستایی که لباساشون رو دادن و در مرحله دوخت و پرو و ایناست استرس نداشته باشید انشاله همه چی خوب میشه فقط موقع پرو و تحویل دقت بیشتری داشته باشید و و تا لباس همون چیزی نشده که میخواستید از سالن بیرون نیایید و تسویه نکنید
ولی استرس نداشته باشید دیگه قبل عروسی به اندازه کافی استرس هست
امیدارم همتون خوشگلترین لباس رو تو بهترین شب زندگیتون داشته باشید

12 مهر 1391 تو یه شب زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 2نفره
12 مهر 1393 تو یه صبح زیبای پاییزی شدیم یه خانواده 3نفره

خدایا سپاسگذاریم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط هایدی
۱۲-فروردين-۱۳۹۲, ۰۱:۱۱ عصر
ارسال: #669
 
RE: مزون پریا
(۱۲-فروردين-۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ صبح)هایدی نوشته است:  
(۱۱-فروردين-۱۳۹۲ ۱۰:۵۱ عصر)goli khanoom نوشته است:  اوه اوه هایدییییییییییییییییییییییییییییییییییی منو که یادته من روز تحویل روز سفارش تو بوددددددددددددددددد

چراااااااااااااااااااااا لباستو خراب کردههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

عجب شانسی اوردم منننننننننننننننننننننننننننن با اینکه فنر ژِیپونم در رفت وخیلی اذیتم کرد ولی دوخت و مدل لباسم دقیقا شد اونی که میخاستم هم عروسی هم پاتختیییییییییییی اخ اخ شاید خانوم زمانی موقع دنیا اومدن نوه اش بوده دیگه حوصله اینکارا رو نداشته نظارتش کم شده رو دوختا وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییی​ییییییییی


گلی خانوم تو رو یادمه. اصلا به خاطر اینکه لباس پاتختی تو که مدل ماهی بود و خودت و خواهرت خیلی راضی بودین مادرشوهرم فکر کرد لباس مجلسی هم خوب میدوزه و گفت لباسشو اینجا سفارش بدیم. Sad

البته یادمه تو از من هم لاغرتر بودی. نمیدونم یهو سرشون شلوغ شد، هم قیمتا رو بردند بالا هم کیفیت رو آوردند پایین. New3

تو رو خدا دوستای گلم فقط خیلی خیلی حواستون رو جمع کنید. من وقتی هنوز لباسم رو نگرفته بودم هی به خودم تلقین میکردم. حتی وقتی بچه ها میومدن میگفتن لباسشون خراب شده، میرفتم میپرسیدم و چه جوابهایی که نمیشنیدم! من خانم بهار امدادی رو در این حد که یک عضو سایت نوعروس هستند میشناسم، نه بیشتر. وقتی اومد گفت لباسش اونجوری شده، از صاحب مزون پرسیدم و در جواب گفتند تو که ندیدیش، دختره خیلی سنش کمه و بچه ست و اصلا خیلی چاقه! یعنی این طوری واسه من توجیه کردند که چون از تو سنش کمتره متوجه نمیشه و الکی شلوغ کرده و خودش چاق بوده که خراب شده لباسش. New3
درباره همین گلی خانوم هم وقتی اومد نوشت فنر ژپونش در رفته چه حرفهایی شنیدم ازشون.
در مورد بقیه مشتری های قبلی که ناراضی بودند هم چیزهای بدی میگن و در مقابل از مشتری جدید تعریف میکنن که مثلا تو عاقلی تو خوشگلی تو لاغری تو میفهمی اونا نمیفهمن. مطمئنم وقتی برین مزون و در مورد لباس من بپرسید هم اینا رو به شما میگن.

SurprisedSurprisedSurprised من سنم کمه و چاقم؟!!!!! SurprisedSurprisedSurprised من 66 ام و سایزم 40 هستش!!! اکی حالا که اینطوری شد پس میگم . فکر نکردید چرا تا حالا عکس لباسمو نذاشتم؟ این همه ازم پرسیدن عکست کو رو نکردم؟؟؟؟ آشغالترین لباسی بود که تو عمرم پوشیدم!!!! زشترین لباس دنیا! من ازشون خواستم رو سینم کار کمتر بشه برداشتن مثل دهاتیا یه عالمه دانتل نامرغوب زشت و دهاتی کل بالا تنه رو با چسب چسبوندند جوری که نمیشد دیگه کاریش کرد . من گفتم یه کت آستین سه ربع ظریف میخوام روی لباسم دو تا آستین بد شکل چسبوندند روی لباس که حالمو به هم زد . نشستم یه شب تا صبح واسه لباسم گریه کردم چون قبل مراسمم مریض شدم به شدت وقت نداشتم حتی برم دنبال یه لباس دیگه! ولی اینقدر آدم بودم که نیام اینجا و تو دل بقیه رو خالی نکنم! وسط مراسمم دو تا آستینام از تو کامل پاره شد! نمیتونستم دستمو بیارم بالا واسه اینکه از یه توری استفاده کرده بودند که رسما پوسیده بود! New3New3New3 پشت لباسم یهو پاره شد! چون خودشونم نمیدونستن پاییت بند پشت لباسمو چی کار کنن! زیپ لباس کامل معلوم بود که صدای مامانم در اومد روش یه تیکه دانتل زشت مجبوری چسبوندند! مامان من یه سره غر زد گفت اینجارو خودت پیدا کردی گند زدند تو لباست! 100 بار رفتمو اومدم بیشتر از هر کسی واسه پرو رفتم خیلی جالب بود هی خانم زمانی میپرسید اینجاشو چه جوری کنم اونجاشو چه ججوری کنم؟! خیاط اگه خیاط باشه همه چیو اول مینویسه که یادش نره! خلاصه که مدلی که من بردم اون چیزی نبود که بهم تحویل دادم! لباسمم هست ! هنوز رغبت نکردم حتی بدمش خشکشویی یا آستیناشو درست کنم از بس ازش متنفرم! ذاتم درست بود که تا الان چیزی نگفتم بعدم مگه همه عروسا سایزشون 36 هستش! یعنی سایز 40 و 42 نداریم اصلا!؟؟؟ خیاطی که کارشو بلد نباشه این حرفو میزنه . آدمای به شدت پولکیم هستند بچه ها! مادر شوهرم یه پیرن شب خرید از شانزه لیزه آورد اونجا . یه 5 سانت پایینشو کوتاه کردن واسش خانم زمانی گفت بده دیگه 30 تومن بده SurprisedSurprisedSurprised واسه یه کوتاهی! منم نذاشتمو بیشتر از 15 تومن ندادم! مگه سر گردنه است؟!

هر کیم شک داره به حرفام بیاد لباسمو ببینه پرتش کردم گوشه کمدم! متاسفام اگه خانم زمانی منو چاق میدونه یه سر به عکسای عروسی دختر خودش بزنید که با افتخار به همه نشون میده ! همون که ترکیه است 3 (12)3 (12)3 (12) ماشالله فکر کنم سایزش 44 بود 3 (12)3 (12) Wink
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط فرین آفرین ، zi zi ، lady-nazy ، jennnifer ، asal khano0m ، Lavender ، دختر ایرونی ، mhdshs ، عشقم حسن جون
۱۲-فروردين-۱۳۹۲, ۰۱:۴۴ عصر
ارسال: #670
 
RE: مزون پریا
ببینید بچه ها! من یه لباس ساده و ظریف میخواستم میخواستم بالا تنه اش چند تا کار کوچولو رو دراپه های نامنظم بخوره چند تا دانتل ظریفو ریز مثل این عکس از اینم کمتر

[تصویر: 13648108682.jpg]
یه کت ظریف از دانتلم رو لباسم میخواستم چون مراسمم مختلط بود ولی از اونورم میخواستم پوست بدنم معلوم باشه . بماند که کلی خانم زمانی مخ منو زد که کت اذیتت میکنه و آستین باشه بهتره و و من با این شرط قبول کردم که کنارش مثل کت بیاد رو للباسم دوخته شه که اصلا شبیهه کت باشه! تقریبا مثل این عکس

[تصویر: 13648108683.jpg]

و در آخر اینم لباس دهاتیو زشتم ! New3 روزی که دانتلای روشو دیدم چنان جا خوردم که ... ولی به خاطر غرغرای مامانم چیزی نگفتم. آنفولانزای وحشتناکیم گرفته بودم! مادر شوهرمم به خاطر قلبش بیمارستان بستری بود ! حال بد منو دیدن خانم زمانی اینا . دید تو چه تبی دست و پا میزنم . با این شرایط فکر میکنید میتونستم اعتراضی کنم ؟ یا برم دنبال لباس دیگه؟! فقط دو روز مونده بود به جشنم! اینم آستینای زشتش که از بدترین تور ممکن درست شده بود! پوسیده بود قشنگ! حالا بماند که از نظر ایشون من چاقم هستم! 3 (12) نمیگم لاغرو باربیم ولی چاقم نیستم! تو پرم! یعنی حالم از لباسم به هم میخوره! New3

[تصویر: 13648108681.jpg]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط Monayi ، رومی نا ، asal khano0m ، jennnifer ، lady-nazy ، کاملیا ، Lavender ، دختر ایرونی ، jine ، bahare71 ، mehrnazi ، ترنج ، دریا73 ، b@H@r ، mhdshs ، مـــهریـمـــاه ، farnoush
ارسال پاسخ