• آتلیه ملکه زیبا
  • استودیو اخوان

مادر شوهر

۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۶:۵۱ صبح
ارسال: #791
RE: مادر شوهر
ملی جون با توجه به شرایطی که مادرشوهرت داره خوب خیلی نمیشه انتظار داشت برای این حرفایی که میگی
ولی خودت میتونی یه 5شنبه خودت کیکی چیزی درست کنی با همسرت برید اونجا خودت بمونی و شرایطش رو عوض کنی
ولی مورد خاصی نیستش

12مهر زيباترين روز در زندگي ماست
سال 91 پيوند يكي شدن من و همسرم
سال 93 دراغوش گرفتن زيباترين هديه خدا پسرم آرسين
 سپاس شده توسط meli-sa
۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۳:۰۷ عصر
ارسال: #792
RE: مادر شوهر
خخخخخخ
من مادرشوهرم یهو ساعت 12 شب زنگ میزنه میگه من در خونتونم..چند بار اوم بالا اما هی شوهرم بهش میگه بابا قبلش بگو , آخه چند سریم اومده پشت در مونده و ما خونه نبودیم..
دیشبم ساعت 11/45 زنگ زده موبایل شوهرم که ما دم دریم, شوهرم گفت بهم ریخته ایم,منم گفتم وا؟ بگو زودتر خبر بدن که من حال داشته باشم, بعد یه کاسه آش آورده بود و با نون قندی!!!!!!!!!!!!!! نیومد بالا!
آخه اینجا خونه منه و همسرم گاهی شبا پیشمه,خیلی زشته هی میاد یهویی.....
خدا به داد بعدا برسه..ولی چند بار ضد حال خورده که نبودیم و تلک و تلک رفته خونشون.
اینقد بهش گفتم و همسرمم گفته که انگار نه انگار...
دهنش سرویس..
دارم واسش بخاد بعدا اینجوری بیاد, دو بار مثل حالت عادیم که همیشه نیشم بازه برخورد نکنم دستش میاد..
چه وضعییییییییییییییه !؟چرا اینقد فهم ندارن

شروع رژیم : خرداد 92
وزن اولیه 70 , وزن کنونی 55 , هدف : 55
عاقاااااااااااااا به هدف رسییییییییییییدم..ولی فک کنم کمتر شممممممممم
۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۴:۱۳ عصر
ارسال: #793
RE: مادر شوهر
بچه ها من هم با مادر شوهرم وخواهر شوهرام مشکل دارم .دارن با کاراشون زندگیمو از هم می پاشند موندم چی کار کنم شوهرم منو مقصر میدونه می گه تو هوای مامانم رو نداری در صورتیکه هر کاری از دستم بر می یاد براشون انجام می دم خیلی پرتوقع هستند انگار عروس نوکرشونه.هر کاری می کنم باز یه ایراد درست می کنند.واقعا خسته شدم.Confused
۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۴:۴۳ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-تير-۱۳۹۲ ۰۴:۵۰ عصر توسط hania65.)
ارسال: #794
RE: مادر شوهر
نیلوفر مثلا چه کارهایی انجام میدن؟
(۲۵-تير-۱۳۹۲ ۱۲:۲۵ عصر)اسپارو . نوشته است:  استاتیرا جونم خیلی خوبیاااااا. همیشه بچه ها رو منطقی راهنمایی می کنی.
برای اینکه اسپم نشه ...
من 4 روز مریض بودم...2 روزشو خونه ی همسر بودم...مامانش نکرد ی سوپ برام بذاره... الانم ی زنگ نمی زنه حالمو بپرسه....
ولی من وقتی مریض بود...همش بودم...کاراشو انجام می دادم...رفتم بیمارستان شب پیشش موندم:
نتیجه اخلاقی: دیگه بهش محبت نمی کنم و نگرانش نمی شم

عزیزم خودتو سرزنش نکن بابت کارها و توجهاتت تا الان.تو شخصیت خودتو نشون دادی
الانم ناراحت نباش زود قضاوت نکن همونطور که تو دل ما 1000تا مشکل هست تو دل مادرا 1000000 تا مشکل هست
من از کارش دفاع نمیکنم ولی میخوام متوجه باشی گاهی ممکنه مامان های خودمون هم خیلی از کارها رو برامون انجام ندن
بهتره شما هم زیاد از خودت مایه نذاری دلیل نداره مریضه بری کاراشو انجام بدی
اینا وظیفت نیستن سعی کن خیلی حدود و رعایت کنی و گرنه انتظارشون ازت خیلی بالا میره

Heart
۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۴:۴۹ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-تير-۱۳۹۲ ۰۴:۵۵ عصر توسط استاتیرا.)
ارسال: #795
RE: مادر شوهر
نیلوفر دقیق بگی چه میکنند بهتره ها
سپاس جان دیگه والا برای بعضیا نبوره یکیش هم شما خوب شاید یکی خواب باشه
به نظرم وقتی بهش میگید و متوجه نیست سعی کنید یا بگید خونه نیستید یا مثلا خوابید دیگه ساعت 12 همه خوابن دیگه
خونش مگه نزدیکه شماست ؟
یه جوری باید نشون بدی تو رفتار علاوه براینکه بی احترامی نشه یواش یواش این کار از سرش بیفته
اسپارو جان یه مورد
خیلی سخت نگیر سعی کن تو هم خیلی محبت نکنی اینجوری بهتره با هرکس باید مثل خودش رفتار کرد نه اینکه بی احترامی کنی
محبت زیاد هم نداشته باش بیشتر از اون چیزی که باید باشه یه حد معمولی

12مهر زيباترين روز در زندگي ماست
سال 91 پيوند يكي شدن من و همسرم
سال 93 دراغوش گرفتن زيباترين هديه خدا پسرم آرسين
۲۵-تير-۱۳۹۲, ۰۹:۰۱ عصر
ارسال: #796
RE: مادر شوهر
بچه ها از عصبانیت دارم میمیرم ببینم حق با منه یا نه
ده ماهه عقدم در این مدت تمامی کارها و خرجهام از طرف خود نامزدم بوده و خانواده شوشو هییییییییییچ گاری برا من نکردن. منم دیگه زدم به سیم اخر .
این ماه رمضان خانوادم به خاطره نامزدم به 50نفر مهمونی دادن و نامزدم می خواد به حساب خودش به 50نفر ما مهمونی بده من هم گفتن تو این زمان که یک ماه به عروسیمون مونده نیازی نیست تو اینهمه مهمونی بدی ، و مادرت افتخار کنه.بعد من دردسرشو بکشم. چون تمامی خرجها عروسی با تو هستش. با اینکه من به خاطره نامزدم کلی از خواسته هام کوتاه اومدم
 سپاس شده توسط مانیا 20 ، amirfarnaz
۲۶-تير-۱۳۹۲, ۰۸:۱۶ صبح
ارسال: #797
RE: مادر شوهر
به نظرم سانازی جان نیازی نیست شما مهمونی بدید اگر مادر همسرت این کاررو میکرد که هیچ ولی اگر قراره همسرت اینکاررو بکنه نه
خانواده تو شخصیت خودشون رو نشون دادن
بعد هم نگران نباش بعدها تو زندگیت کلی برات خرج میکنه بذار بهترین شب زندگیت به بهترین وجه بگذره

12مهر زيباترين روز در زندگي ماست
سال 91 پيوند يكي شدن من و همسرم
سال 93 دراغوش گرفتن زيباترين هديه خدا پسرم آرسين
 سپاس شده توسط amirfarnaz
۲۶-تير-۱۳۹۲, ۱۱:۵۰ صبح
ارسال: #798
RE: مادر شوهر
هر کاری که منو جلوی چشم شوشو بندازندیه کاری کردن تو این 2 سال که عروسی کردیم شوهرم علاقه اش روز به روز داره کمتر وکمتر می شه.همش منو می خوان زیر سوال ببرند مثلا می گن رفت وآمد رو قطع کرده پسرمو نو می خواهد از ما بگیره اجازه نمی ده به مابرسه مسافرت تندتند ببره و..
۲۶-تير-۱۳۹۲, ۱۲:۱۲ عصر
ارسال: #799
RE: مادر شوهر
دوستان کمک کنین منم مادر شوهرم همیشه میشینه میگه دختر همدمه ولی پسر اینجور نیست اله و بله میخوام یه جواب خوب بهش بدم به نظرتون چی بگم؟ممنون.
۲۶-تير-۱۳۹۲, ۱۲:۱۵ عصر
ارسال: #800
RE: مادر شوهر
خب چرا عزیزم ناراحتی داره بهت میفهمونه انتظاری از پسراش نداره بجاش چشم امیدش به دختراشه
خوبه که

Heart
موضوع بسته شده 

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




موضوع بسته شده  صفحه قبل صفحه بعد