شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید

---

    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • تصاویر آتلیه اخوان
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آتلیه سعید عرب
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
مادر شوهر
۲۵-اسفند-۱۳۹۲, ۰۶:۵۹ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-اسفند-۱۳۹۲ ۰۷:۰۰ عصر توسط sabaabdoli.)
ارسال: #3671
RE: مادر شوهر
sahra70
عزیزم شما برو شهر مادر شوهرت اینا و حسابی خوش بگذرون هرچی هم گفتن نرید مسافرت و پول جمع کنید و اینا اصن جواب نده فقط گوش کن آخر سرم با شوهرت کار خودتونو بکنین و برین سفر.بخوای به حرفاشون اهمیت بدی خودت اذیت میشی عزیزم..اصن کاری نداشته باش چی میگن و چیکار دارن.

خداجون میشه بهار 95 عروسیمون باشه؟...میشه قارچ عشقمون ساخته بشه؟...میدونم مثل همیشه همه چیزو اوکی میکنی..مرسی که هستی..عاشقتم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط helsa joon
۲۵-اسفند-۱۳۹۲, ۰۷:۰۱ عصر
ارسال: #3672
RE: مادر شوهر
اخه من به جهنم هربارپسرشون بهشون میگه یکم کمکمون کنید واسه خونه میگن کمترمسافرت برید.اینقدر بی شعورن بابای من خونه داده مانشستیم بی منت و کرایه.عوض اینکه بگن برای زنت کم کاری ها رو جبران کنزر زر میکنن

اللهم عجل لولیک الفرجHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط zazacool
۲۵-اسفند-۱۳۹۲, ۱۱:۵۱ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-اسفند-۱۳۹۲ ۱۱:۵۴ عصر توسط veronika 2.)
ارسال: #3673
RE: مادر شوهر
(۲۵-اسفند-۱۳۹۲ ۰۱:۰۵ عصر)sahra70 نوشته است:  ورونیکای عزیزم بعضی از آدما هستن که اهل این نیستن زنگ بزنن به کسی تا دعوتشون کنن اما وقتی بری خونشون و وقت شام باشه تعارفت میکنن ونگهت میدارن.شده تاحالا وقت ناهریاشام بری اونجا و اصلا نگهت ندارن تعارفم نکنن؟
هلسا جونم حرفت رو قبول دارم بیشتر بخاطر سوء تفاهمه ماهم توقعی نداریم اونا مثل دخترشون باما رفتار کنن اما تو رو خدا بگو آدم به دخترش تهمت ناروا میزنه؟به دخترش حسودی میکنه؟دخترش چیزی میخره کوفتش میکنه؟دخترش سفر میره دعواش میکنه؟ مگه مامانای ما از روی دوست داشتن زیاد ما با شوهرامون بد رفتاری میکنن که اونام حق اینو داشته باشن؟
بازم خداردشکرمادر شوهر شما خوبه.بداشو خدا نصیب ماکرده خواهر!
اما در کل همه ی حرفاتو قبول دارم ومنطقی هستن اما برو شکر کن که گیر عجوزه هاش نیفتادیSmile


Na sara jan ina bekhan davat konan az ghabl hamahang mikonan
hamun rooz beri bemuni khabari nist
Madar shoharam kolan az kar kardan farariye
Sale aval davat kard
dige nemikhad davat kone bahone miyare
Nemidonam chera az man tavagho daran I
(۲۵-اسفند-۱۳۹۲ ۰۷:۰۱ عصر)sahra70 نوشته است:  اخه من به جهنم هربارپسرشون بهشون میگه یکم کمکمون کنید واسه خونه میگن کمترمسافرت برید.اینقدر بی شعورن بابای من خونه داده مانشستیم بی منت و کرایه.عوض اینکه بگن برای زنت کم کاری ها رو جبران کنزر زر میکنن

Afarin be babat dastesh dard nakone bekhatere asayeshet in karo kard
Khejalat bekeshan injor aroos khone ham dashti k keraye nadin

شعرى كه تو را جان ميبخشد
شاعرش را يكبار كشته است
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۰۸:۰۵ صبح
ارسال: #3674
RE: مادر شوهر
سحر 70 جان. ما هم یه مسافرت رفتیم که مادرشوهرم ناراضی بود نمیدونی وقتی از مسافرت برگشتیم چه قشقرقی به پا کرد و چه قدر من رو حرص داد ولی به خودم میگم می ارزید. به هر حال بعضی کارها عواقبی داره که به نظر من میرزید به خوش گذشتن در مسافرت. هر کاری کنی قوم شوهر حرف میزنند. دختر خودشون بره اروپا هیچی نمیگن ولی پسرشون سفر داخلی بره حرف میزنن.

یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۴۶ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-اسفند-۱۳۹۲ ۰۹:۵۷ صبح توسط sahra70.)
ارسال: #3675
RE: مادر شوهر
ورونیکا چفدر دارم حرص میخورم از دستت.بابا چرا اخه دعوتشون میکنی.از کار کردن فراریه ببخشیدا بی خود کرده بیاد مفت خوری کنه.اگر وضع مالیتون معمولیه که باید واقعا خجالت بکشه از هیکلش عوض کمک کردنشه.اگر عالیه بازم هر دیدی بازدیدی داره.باید بار مهمونی بده یکباربیاد شکم چرونی.
جای تو بودم نمیذاشتم یه بارم خونم پابذارن.فکرکنم پولات زیادی کرده عزیزم.اگه مثل ما واسه مهمون ولخرج باشی که ادم بیچاره میشه.پولاتو نگه دار بذارتوبانک طلابخر.باشوهرت برید گردش.نگه دارواسه خودت زمین بخرسرمایه بشه برات.بیکاری محبت به ادمای بی لیاقت ممیکنی؟ گله هم کردن بگوببخشید ما خیلی وقت مهمون بازی نداریم برنامه زندگیمون منظمه.
سرتو به درسو کلاس و....گرم کن بدونن سرت شلوغه
مریم جان به نظرمن که کمک کردن و لطف کردن و وظیفشون بوده یخورده.اما تو هم حرف بدی نزدی هیچکس نباید تو کار کسی دخالت کنه.اماحالااحترام بزرگیشونو نگه دار الانم نزدیک عیده رفتید خونشون قشنگ با دوتا دستت یه دستش رو تو دستت بگیر گرم و صمیمی ببوسش بگو سال حدیده بیاید همدیگه رو حلال کنیم.میدونم شاید یه وقتایی حرفی زدم باعث دلخوریتون شدم اما بدونیدمن هیچوقت قصد ناراحت کردن ندارم و سوء تفاهم بوده.دیگه هم ادامش نده اصلا.
خیلی هم به پرو پاش نپیچ همین که کمکت میکنن خداردشکرکن.ماکه کمک که نمیکنن هیچ تازه فضولم هستن بکن نکن هم میکنن احمقا.قدرشونو بدون
معلومه که مادرشوهرت رک هست ومهربونه چون خرفشو به خودت زده نرفته پشت سرت غیبت کنه.توهم ازش بخاطر کمکاشون تشکرکن.حتما ابرازکن که قدرشونو میدونی و دعاشون میکنی که کمکتون کردن خونه داشته باشید.
همینکه شعور داره مثل مادر شوهرمن نرفته کیلوکیلو به خودش طلا اویزون کنه زمین بخره بندازه اونور هرچی داره و نداره خرج دختراش کنه برو شکرکن.مادرشوهرمن از لجش نزدیک14یا15تا قوری به دخترش واسه جهاز داده بود اما به ما دریغ از یه کمک.یه چیزایی تعزیف کنم براتون میگید خداروشکررررررگیر شماهانیفتادن

اللهم عجل لولیک الفرجHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط مریم2011 ، الی طلا ، veronika 2
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۱۰:۴۸ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-اسفند-۱۳۹۲ ۱۱:۰۳ صبح توسط helsa joon.)
ارسال: #3676
RE: مادر شوهر
صحرا جون ببخشيد دير جواب دادم منظورم از جنبه خوب اينه كه مثلا مثل همين دوستمون وقتي بهم ميگه نرين مسافرت اول زندگيتونه پول پس انداز كنين اينجوري برداشت ميكنم كه واقعا دلسوزمه وبخاطر آينده ي خودمون اين حرفو ميزنه البته خودمم يه وقتايي ناراحت ميشم ولي كنار اومدم مخصوصا كه مادر شوهرم طبقه پايينه هميشه يه نصيحت آماده داره ولي خب من هيچ وقت چيزي نميگم هميشه همه چي رو ميسپرم به شوهرم خدا رو شكراونم هميشه طرف منو ميگيره
حالا من يه دختر دارم كه صبحها كه سر كارم پيش اونه ظهرم كه ميرم خونه يه عالمه نصيحت داره كه اين كارو كن اون كارو نكن منم تشكر ميكنم و ميگم مرسي كه ميگين من تجربه ندارم خوب بچه اولمه ولي خب يه وقتايي هم ناراحت ميشم ديگه طبيعيه
من يه عادت بدي كه دارم اينه كه هميشه از ديد دو طرف به قضيه نگاه ميكنم شوهرمم حسابي حرص ميخوره از دستم ميگه تو هميشه طرف همه هستي الا من خب چيكار كنم ديگه اين از مهربونيه زيادمهEmbarrased
يه چيزه ديگه صحراجون من هيچ وقت تو زندگيه شما نيستم كه كامل دركتون كنم اميدوارم تمام مشكلاتت تو سال جديد حل بشه
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sahra70
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۱۱:۰۷ صبح
ارسال: #3677
RE: مادر شوهر
ممنونم بخاطر دلداری و کمکت عزیزم.مطمینم از دلسوزی نیست چون به هیچ وجه دلش نمیخوادما پیشرفت کنیم و میخواد کم بیاریم که فقط تو سر شوهرم بزنه بگه خودت خواستی حقته.همون طورکه تاحالا صدبارگفته.اما مجبورم به قول شما مثبت فکرکنم

اللهم عجل لولیک الفرجHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط الی طلا
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۱۲:۲۰ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۳۱ عصر توسط veronika 2.)
ارسال: #3678
RE: مادر شوهر
(۲۶-اسفند-۱۳۹۲ ۰۸:۰۵ صبح)sahar89 نوشته است:  سحر 70 جان. ما هم یه مسافرت رفتیم که مادرشوهرم ناراضی بود نمیدونی وقتی از مسافرت برگشتیم چه قشقرقی به پا کرد و چه قدر من رو حرص داد ولی به خودم میگم می ارزید. به هر حال بعضی کارها عواقبی داره که به نظر من میرزید به خوش گذشتن در مسافرت. هر کاری کنی قوم شوهر حرف میزنند. دختر خودشون بره اروپا هیچی نمیگن ولی پسرشون سفر داخلی بره حرف میزنن.

Sahra joon madarshohar vase dokhtarwsh madare vase aroos madar shohar
motmaen bash hasodish mishe mirin migardin
To ham badtar kon
khobe sarfe jooye mikoni ba fekri
Alan bayad pesaresh koli poole ejare midad
inaro nemibinan

Are khodamam asabam khord shud mikhastam mehmoni bedam paziraye konam
Kheili bi liyaghatan
Manam mikham bemunam har kas mano davat kard manam davatesh mikonam
Age harfam bezanan hamino migam

Be nazare man hame bad nistan
Bazi madar shohara badan bazi aroosa badan
in chizi nist k zood beshe ghezavat kard
vali ye jahaye dige adam motmaen mishe k ba adam badan ya
Ghasdeshon delsozi nist bad jensiye
ye bar mibini ye harf mizanan narahat mishim vali manzoori nadashtan
Ama vaghti tekrar mikonan ya hamash harfaye matalaki migan dige mozo fargh mikone
hami tafavoti k beine dookhtar va aroos mizaran malom mikone

شعرى كه تو را جان ميبخشد
شاعرش را يكبار كشته است
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sahra70
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۱۲:۴۴ عصر
ارسال: #3679
RE: مادر شوهر
واقعا به شوهرت اين حرفو ميزنه پس خدا بهت صبر ايوب بده عزيزم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sahra70
۲۶-اسفند-۱۳۹۲, ۱۲:۴۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۴۵ عصر توسط ساناز جون.همدان.)
ارسال: #3680
RE: مادر شوهر
به شوهرم گفتم که من را بیشتر دوست داری یا مادرت را ؟ او بلافاصله گفت : مادرم را دوست دارم . از آن روزی که این جمله را گفت دارم آتش می گیرم و می سوزم . آیا این حرف او درست بود؟
پاسخ – پاسخ ایشان پاسخ خوبی نبوده است . اگر همسر ایشان زن شناس بودند این حرف را نمی زدند . می گفتند که خانم این چه حرفی است که شما می زنید من هم شما را و هم مادرم را دوست دارم . هرگلی بویی دارد و این یک برخورد منطقی است . البته سوال خانم هم خوب نبوده است . شما وقتی ازدواج کردید نباید سوالهای بیخودی و اشتباه بکنید. مثلا نپرسید که خانم شما قبل از ازدواج ارتباط داشته اید ؟ این سوال شما هم سوال بیجایی بوده است . قرآن می فرماید : از چیزی که شما را ناراحت می کند سوال نکنید . شوهر شما مادرش را دوست دارد و این یک چیز طبیعی است . ولی او شما را هم دوست دارد . اگر شوهر شما به شما این طوری جواب داده است بخاطر پیام های منفی بوده که سوال شما به همسرتان داده است . اگر شما خانم مردشناسی بودید تا ایشان می گفت که من مادرم را بیشتر دوست دارم ، شما می گفتید که باید هم این جوری باشد ، شما مادر من را دوست داری یعنی مادرشما مادر من هم هست . بعد می دید که این برخورد معجزه می کند . و آقا بخاطر گفتن این جمله احساس گناه می کند و پیام های مثبت بعدی را به دنبال دارد . و عاشقانه شما را خواهد پسندید و دوست تان خواهد داشت . حالا اشتباه کرده اید و باید از این اشتباه درس بگیرید . با این احساسی که دارید می سوزید مقابله کنید . زیرا دیگران که شما را می بینند متوجه می شوند که شما دارید می سوزید حتی اگر چیزی نگویید . این افکار در رفتار شما اثر خواهد گذاشت . ممکن است که شما حقوق همسرتان را رعایت نکنید و این عامل تنش بشود . این قضیه را کاملا فراموش کنید و این خاطره را از ذهن خودتان دور کنید . نگذارید این عامل تنش و اختلافی در زندگی شما بشود. خدا حس رقابت را برای رشد قرار داده است ولی اگر این حس رقابت تبدیل به حسادت بشود که پیامدهای منفی دارد و بنیان خانواده را بهم می ریزد ، هیچ عقل سلیمی این کار را نمی پسندد . باید احساسات و غرایز را مدیریت بکنند . اگر مدیریت کنند دیگر چنین مشکلاتی پیش نمی آید .
با شوهرم هیچ مشکلی ندارم ولی دخالت های مادرشوهرم دارد زندگی ام را از هم می پاشد . باید با دخالت های مادرشوهرم چکار کنم ؟
پاسخ – دخالت باید تعریف بشود و این خیلی مهم است . خیلی افراد هر حرکتی که مادرشوهر یا مادر زن می کنند به آن دخالت می گویند . بعضی مواقع خیر خواهی و نصیحت است . بالاخره مادرشوهر است و سن بالاتری دارد و سالهای بیشتری در این دنیا زندگی کرده است ، تجاربی دراد ، سرد و گرم دنیا را چشیده است ، چند تا بچه بزرگ کرده است و گاهی کاری می کند که یک پزشک نمی تواند آنرا انجام بدهد . او می بیند که عروس خانم دارد به بیراهه می رود و با بچه اش برخوردی می کند که بعدا ممکن است او را دچار مشکل بکند و از روی دلسوزی و خیرخواهی تذکری به عروس خانم می دهد . چرا در این مواقع عروس باید مقاومت کند ؟ من معتقد هستم که باید دست مادرشوهر را هم ببوسد . این یک خیرخواهی است . اگر شما در جاده رانندگی می کنید و راننده ای بگوید که در ماشین باز است یا آب رادیاتور دارد می ریزد ، از او تشکر می کنید و نمی گویید که شما تو کار من دخالت کردید . اصلا ما فرض می کنیم که این دخالت بیجا است ، شما باید زمینه ی دخالت را از بین ببرید . این دست شما است . مسائل خصوصی زندگی تان و درگیری هایی که با همسرتان دارید به گوش مادرشوهر نرسانید . چون مادر است و احساساتی است و ممکن است که عقلانی رفتار نکند . البته مادرشوهر باید یک دید شفاف از زندگی شما داشته باشد زیرا اگر یک دید مبهم داشته باشد این هم یک حساسیت ایجاد می کند که او را وادار می کند که دخالت بکند . لذا شما یک اطلاعات متعارفی را به او بدهید تا یک دید منطقی به زندگی شما داشته باشد که اگر یک جا دید که شما تصمیمی گرفته اید بداند که با توجه به زندگی تان این تصمیم را گرفته اید و اعمال نظر نکند . اگر این راه کار جواب نداد ، شما سعی کنید دخالت ها را از این گوش بگیرید و از آن گوش در کنید . نصیحت ها و پنده ها را با جان دل بپذیرید ولی اگر دخالت بود آنرا از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید و این تنها راه است . اگر شما به این دخالتها گوش کنید بازخورد خواهید داشت زیرا این دخالت ها از گوش شما به قلب شما آمده و شما را دل چرکین می کند بعد ممکن است که شما با مادرشوهر مقابله به مثل بکنید . بعد به شوهرتان شِکوه و گله می کنید . او روی مادرش تعصب دارد واز مادرش حمایت می کند و همین عامل اختلاف می شود . پس دخالت ها را از یک گوش بشنوید و از یک گوش بیرون کنید و نگذارید وارد قلب تان بشود . اگر زن و شوهر زندگی شان استحکام داشته باشد و بین آنها محبت باشد ،خود خانم وآقا با هم مشکل نداشته باشند ، دخالت های دیگران نمی تواند روی زندگی آنها اثر بگذارد . اگر محبت و مهربانی شما بیشتر بشود قطعا دیگران نمی توانند دخالت بکنند و اگر هم دخالت بکنند اثری روی زندگی شما نخواهد گذاشت .

خدایا زندگیم پر از کشمکش بود کمک کردی زندگیم اروم شد خواهش میکنم این نعمتی رو که دادی برای ارامشم ازم پس نگیرAngel
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ