به نوعروس خوش آمدید


نوعروس اولین و بزرگترین انجمن مخصوص عروس خانم های جوان است که امکان تبادل نظر در مورد مسائل مختلف را فراهم می کند


در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست سایر را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • تصاویر آتلیه اخوان
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آتلیه سعید عرب
  • تشريفات کلاسيک
کافه نوعروس
انجمن های نوزاد
ارسال پاسخ 
مادر شوهر
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۰۶:۰۶ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۶:۰۸ عصر توسط پرنیان سفید.)
ارسال: #3671
RE: مادر شوهر
ما ک نمی خریم
بابا پولمون کجا بود اول زندگی
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ عصر)Najmeh Mahdi نوشته است:  مادر شوهر من خیلی به شوهرم زنگ میزنه با اینکه توی دوتا شهریم هر اتفاق بدیم اونجا میوفته باید به شوهرم می گه نمیدونم چطور این عادت زشتشو ترک بدم Sad

مادر شوهر منم همینه عزیزم
تو 5 ماه زندگیمون دو بار تاحالا شوهرم رفته واسه ختم و هفت اقوام دورش
هر کی هر جا می میره زنگ می زنن ب این میگن
منم خیلی بدم میاد از این کاراش

ای اجابت کننده ی دعای درماندگان Heart ...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۰۶:۳۵ عصر
ارسال: #3672
RE: مادر شوهر
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ عصر)Najmeh Mahdi نوشته است:  مادر شوهر من خیلی به شوهرم زنگ میزنه با اینکه توی دوتا شهریم هر اتفاق بدیم اونجا میوفته باید به شوهرم می گه نمیدونم چطور این عادت زشتشو ترک بدم Sad

از هر 2-3تا تلفن یکیشو جواب بدین .یواش یواش خسته میشه

فروش فوری
یک ویلای 3طبقه.طبقه اول 81 متر و طبقه دوم که دوبلکس هم هست 90 متر پایین و 90 متر بالا.با نقشه ای زیبا و حساب شده.دلباز و با پنجره هایی رو به طبیعت سرسبز مازندران.واقع در نوشهر
قیمت توافقی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط Najmeh Mahdi
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۰۶:۴۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۶:۵۵ عصر توسط parasto azada.)
ارسال: #3673
RE: مادر شوهر
حالا من از مادرشوهرم بگم :
اول اینکه امروز خیلی جلو زنداداشم بخاطر حرفاش خجالت کشیدم منم طوری وانمود می کردم که این فرد اصلا وجود خارجی نداره اما رو که نیس سنگ پای قزوینه
دخترش واسم یه لباس دوخته میگم چقد میشه حسابم .......... دخترشم داره تعارف می کنه(حالا همیشه هم پول دوختشو می گیره می دونه من خوش حسابم)...........اونوخ مادرشورم میگه: بگیر پول دوختتو تو هم با این وضعت همش داری زحمت می کشی بگیر پولتو
دخترش می گه: آخه ازم پول می خواستی منم یادمه واست چادر دوختم ولی بازم یه خورده ازم طلبکار شدی
باز مادرشوهرم می گه: به جز چادر چند تا ملافه هم دور دوزی کردی بگیر پولتو
منو می گی داشتم منفجر می شدم از دستش می خواستم پول پرت کنم تو صورت مادرشوهر م بگم بگیر نمیری یه وقت
بعضی مواقع خیلی بد می شه خدا به دادم برسه خدا بهم صبربده بتونم یه عمر تحملش کنم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا
حالا من از مادرشوهرم بگم :
اول اینکه امروز خیلی جلو زنداداشم بخاطر حرفاش خجالت کشیدم منم طوری وانمود می کردم که این فرد اصلا وجود خارجی نداره اما رو که نیس سنگ پای قزوینه
دخترش واسم یه لباس دوخته میگم چقد میشه حسابم .......... دخترشم داره تعارف می کنه(حالا همیشه هم پول دوختشو می گیره می دونه من خوش حسابم)...........اونوخ مادرشورم میگه: بگیر پول دوختتو تو هم با این وضعت همش داری زحمت می کشی بگیر پولتو
دخترش می گه: آخه ازم پول می خواستی منم یادمه واست چادر دوختم ولی بازم یه خورده ازم طلبکار شدی
باز مادرشوهرم می گه: به جز چادر چند تا ملافه هم دور دوزی کردی بگیر پولتو
منو می گی داشتم منفجر می شدم از دستش می خواستم پول پرت کنم تو صورت مادرشوهر م بگم بگیر نمیری یه وقت
بعضی مواقع خیلی بد می شه خدا به دادم برسه خدا بهم صبربده بتونم یه عمر تحملش کنم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا
حالا من از مادرشوهرم بگم :
اول اینکه امروز خیلی جلو زنداداشم بخاطر حرفاش خجالت کشیدم منم طوری وانمود می کردم که این فرد اصلا وجود خارجی نداره اما رو که نیس سنگ پای قزوینه
دخترش واسم یه لباس دوخته میگم چقد میشه حسابم .......... دخترشم داره تعارف می کنه(حالا همیشه هم پول دوختشو می گیره می دونه من خوش حسابم)...........اونوخ مادرشورم میگه: بگیر پول دوختتو تو هم با این وضعت همش داری زحمت می کشی بگیر پولتو
دخترش می گه: آخه ازم پول می خواستی منم یادمه واست چادر دوختم ولی بازم یه خورده ازم طلبکار شدی
باز مادرشوهرم می گه: به جز چادر چند تا ملافه هم دور دوزی کردی بگیر پولتو
منو می گی داشتم منفجر می شدم از دستش می خواستم پول پرت کنم تو صورت مادرشوهر م بگم بگیر نمیری یه وقت
بعضی مواقع خیلی بد می شه خدا به دادم برسه خدا بهم صبربده بتونم یه عمر تحملش کنم ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا

از “خوب” به “بد” رفتن
به فاصله لذت پریدن از یک “نهر باریک” است
اما برای برگشتن، باید از اقیانوس گذشت…
خدایا یه مراسم درپیش داریم خیلی استرس دارم خوب برگزار شه لطفاShy
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۰۷:۰۰ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۷:۰۳ عصر توسط HANIYA.)
ارسال: #3674
RE: مادر شوهر
مادر شوهر منم واقعا خیلی خیلی فضوله....
انشاالله هر کار با من میکنه سر دختراش بیاد....
استاد خراب کردن مناسبتاس واسم....
عید...چهار شنبه سوری....تولد.....تو هر کدوم اینا ی خاطره بد ب جا گذاشته واسم....
خسته شدم از دستش.....بچه ها دعا کنید یکی بدتر از خودش گیرش بیاد ک بفهمه فضولی و دخالت تو زندگی دو تا جوون چقدر سخته تجمل کردنش....
خدایا ب خودت واگذارش میکنمش....
دلم و سوزوند....
با دل سوخته من چهارشنبه سوری گرفت.....
پرستو تو رو خدا کمکم کن....
خیلی ناراحتم.....

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
امروز فهمیدم ی دختر آسمونی قراره بیاد بغلم...مرسی ک هوام و داری
واسم دعا کنیدHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۰۷:۲۵ عصر
ارسال: #3675
RE: مادر شوهر
عزیزم کی تو این دنیا هست که مار شوهرش فضولی و دخالت نمیکنه؟ مادر شوهره من که یه چیزی هم از شیطون طلبکاره بابته کاراشAngry
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۱۱:۵۳ عصر
ارسال: #3676
RE: مادر شوهر
سلام سلام به همه New1New1وای الان میگید لعیاچه بی خیاله..SmilingWink.ولی بیخیالم کردند کلا دایورت شدند تو زندگیم نمیدونید چه عشقی میکنم دیگه راحت شدم از دخالت هاشون قبلا گفته بودم قهر کردم به زور اشتی دادن منو با مادر شوهرم ولی هیچ فرقی با قهر نداره چون نه میرم نه دعوت میکنم نه میزنگم اصلابه من چه دارن چیکار میکنند انقدرکار دارم که وقت اضافی واسه اونا نموندهWinkWink

آدم وقتی فقير میشود خوبی ها يش هم حقير مي شود اما کسی که زر دارد يا زور دارد

عيبهايش هم هنر ديده میشود و چرندياتش هم حرف حسابی بحساب می آيد.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پرنیان سفید ، beauty*angel ، farda ، HANIYA ، رویا کوشولو
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۸:۴۲ صبح
ارسال: #3677
RE: مادر شوهر
(۲۸-اسفند-۱۳۹۲ ۰۷:۵۷ صبح)nazi22 نوشته است:  
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۵:۵۸ عصر)خانوم گل نوشته است:  بچه هایی که سر خونه خودتون هستید!!!!
واسه مادرشوهرتون عیدی می خرید آیا؟
واسه مامانتون چی؟

من که شوهرم مطمئنم بهش عیدی پول میده... منم دخالت نمیکنم... مادرشه هرچقد میخواد بده

منم به مامان خودم میدم. ولی مادرشوهرم هیچی برای من خرج نکرده که بخوام براش جبران کنم... ما رسم داریم برای

عروس تو دوران عقد عیدی میبرن به مناسبت اعیاد.......مادرشوهرم اینا هم رسم دارن..... ولی درمورد من پیچوندن

هیچی بهم ندادن. همیشه تو دلم هست که هیچی برای من نخریدن

به منم چیزی ندادن. پارسال یه دونه شال !!!!! برام آورد . واسه عید . هنوز تو کشوئه .
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۰۳ صبح
ارسال: #3678
RE: مادر شوهر
بچه ها چند وقته یه چیزی تو مخمه . از دست مادر شوهرم ناراحتم . .شوهرم گفت خونه مادر شوهرمو بگیر ساعت 8:30 شب زنگ زدم خونه مادر شوهرم
داشتم با مادر شوهرم حرف میزدم وسطش گفت بفرمایید شام . یعنی دارم شام میخورم . از اون موقع از دستش ناراحتم . این چیزش رواعصابمه . از اون موقع خودم دیگه اصلا بهش شبا زنگ نمیزنم

عاشقم کن تا بیفتم عشق کشف اتفاقه . وحشت از دوری ندارم . فاصله یعنی علاقه
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط دخترصبور
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۱۵ صبح
ارسال: #3679
RE: مادر شوهر
آنشرلين چقده حساسي دختر;-)
از اين كارا همه مادرشوهرا دارن بخدا اگه بخواي از تك تك كاراشون ناراحت بشي كه ديگه اعصاب نميمونه واست
بهتره بزني ب بيخيالي تنها در صورتي ناراحت شو كه واقعا بهت بي احترامي كردو حرف ناجور زد اونوقت باهاش برخوردكن;-)

خدا جونم صدامو بشنو لطفا.....من آرزومه مامان بشم قول بده آرزومو تا 1ماه دیگه برآورده کنی..عاشقتمHeart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط آنشرلین ، لعیا ، جیما ، Hodaa37
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۴۱ صبح
ارسال: #3680
RE: مادر شوهر
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۶:۳۵ عصر)رویا کوشولو نوشته است:  
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ عصر)Najmeh Mahdi نوشته است:  مادر شوهر من خیلی به شوهرم زنگ میزنه با اینکه توی دوتا شهریم هر اتفاق بدیم اونجا میوفته باید به شوهرم می گه نمیدونم چطور این عادت زشتشو ترک بدم Sad

از هر 2-3تا تلفن یکیشو جواب بدین .یواش یواش خسته میشه

Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin عزیزم تو این دوره زمونه چیکار موبایلا کنیم
تازه بیشتر تماساشو من که نمی فهمم شوشو سرکاره Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ