تالار عرشیا
تالار عرشیا
مادر شوهر
۲۷-اسفند-۱۳۹۲, ۱۱:۵۳ عصر
ارسال: #3671
RE: مادر شوهر
سلام سلام به همه New1New1وای الان میگید لعیاچه بی خیاله..SmilingWink.ولی بیخیالم کردند کلا دایورت شدند تو زندگیم نمیدونید چه عشقی میکنم دیگه راحت شدم از دخالت هاشون قبلا گفته بودم قهر کردم به زور اشتی دادن منو با مادر شوهرم ولی هیچ فرقی با قهر نداره چون نه میرم نه دعوت میکنم نه میزنگم اصلابه من چه دارن چیکار میکنند انقدرکار دارم که وقت اضافی واسه اونا نموندهWinkWink

آدم وقتی فقير میشود خوبی ها يش هم حقير مي شود اما کسی که زر دارد يا زور دارد

عيبهايش هم هنر ديده میشود و چرندياتش هم حرف حسابی بحساب می آيد.
 سپاس شده توسط پرنیان سفید ، beauty*angel ، farda ، HANIYA ، رویا کوشولو
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۸:۴۲ صبح
ارسال: #3672
RE: مادر شوهر
(۲۸-اسفند-۱۳۹۲ ۰۷:۵۷ صبح)nazi22 نوشته است:  
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۵:۵۸ عصر)خانوم گل نوشته است:  بچه هایی که سر خونه خودتون هستید!!!!
واسه مادرشوهرتون عیدی می خرید آیا؟
واسه مامانتون چی؟

من که شوهرم مطمئنم بهش عیدی پول میده... منم دخالت نمیکنم... مادرشه هرچقد میخواد بده

منم به مامان خودم میدم. ولی مادرشوهرم هیچی برای من خرج نکرده که بخوام براش جبران کنم... ما رسم داریم برای

عروس تو دوران عقد عیدی میبرن به مناسبت اعیاد.......مادرشوهرم اینا هم رسم دارن..... ولی درمورد من پیچوندن

هیچی بهم ندادن. همیشه تو دلم هست که هیچی برای من نخریدن

به منم چیزی ندادن. پارسال یه دونه شال !!!!! برام آورد . واسه عید . هنوز تو کشوئه .
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۰۳ صبح
ارسال: #3673
RE: مادر شوهر
بچه ها چند وقته یه چیزی تو مخمه . از دست مادر شوهرم ناراحتم . .شوهرم گفت خونه مادر شوهرمو بگیر ساعت 8:30 شب زنگ زدم خونه مادر شوهرم
داشتم با مادر شوهرم حرف میزدم وسطش گفت بفرمایید شام . یعنی دارم شام میخورم . از اون موقع از دستش ناراحتم . این چیزش رواعصابمه . از اون موقع خودم دیگه اصلا بهش شبا زنگ نمیزنم

عاشقم کن تا بیفتم عشق کشف اتفاقه . وحشت از دوری ندارم . فاصله یعنی علاقه
 سپاس شده توسط دخترصبور
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۱۵ صبح
ارسال: #3674
RE: مادر شوهر
آنشرلين چقده حساسي دختر;-)
از اين كارا همه مادرشوهرا دارن بخدا اگه بخواي از تك تك كاراشون ناراحت بشي كه ديگه اعصاب نميمونه واست
بهتره بزني ب بيخيالي تنها در صورتي ناراحت شو كه واقعا بهت بي احترامي كردو حرف ناجور زد اونوقت باهاش برخوردكن;-)

خدا جونم صدامو بشنو لطفا.....من آرزومه مامان بشم قول بده آرزومو تا 1ماه دیگه برآورده کنی..عاشقتمHeart
 سپاس شده توسط آنشرلین ، لعیا ، جیما ، Hodaa37
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۹:۴۱ صبح
ارسال: #3675
RE: مادر شوهر
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۰۶:۳۵ عصر)رویا کوشولو نوشته است:  
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ عصر)Najmeh Mahdi نوشته است:  مادر شوهر من خیلی به شوهرم زنگ میزنه با اینکه توی دوتا شهریم هر اتفاق بدیم اونجا میوفته باید به شوهرم می گه نمیدونم چطور این عادت زشتشو ترک بدم Sad

از هر 2-3تا تلفن یکیشو جواب بدین .یواش یواش خسته میشه

Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin عزیزم تو این دوره زمونه چیکار موبایلا کنیم
تازه بیشتر تماساشو من که نمی فهمم شوشو سرکاره Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۱۰:۲۴ صبح
ارسال: #3676
RE: مادر شوهر
نسيم جونم خب بنده خدا بي احترامي نكرده كه
من حرفم اينه بايد به كارا و تيكه هاي غيرمستقيمشون كاملا بيخيال باشيد چون اونا شايد همينو بخوان كه شما عكس العمل نشون بديد
اونوقت همه چي بيوفته گردن شما و شوهرتون از چشم شما ببينه
تا وقتي مادرشوهر به طور جدي و تابلو و واصح وارد آزار و اذيت نشده صلاحه كه عروس هم مث اون رفتاركنه غير اين باشه به ضرر عروس ميشه.
از من گفتن بودا.;-)

خدا جونم صدامو بشنو لطفا.....من آرزومه مامان بشم قول بده آرزومو تا 1ماه دیگه برآورده کنی..عاشقتمHeart
 سپاس شده توسط آنشرلین ، جیما ، دختر اسفند ، Hodaa37
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۱۰:۲۶ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۸-اسفند-۱۳۹۲ ۱۰:۵۸ صبح توسط par par.)
ارسال: #3677
RE: مادر شوهر
من چند وقت پيش هي ميديدم عمه خودم به خانواده شوهرم نزديك و نزديك تر ميشه،ولي هي گفتيم نه طفلك چون ما ايران نيستيم داره إز طرف ما دعوت و اينا ميكنه. حالا چند روز پيش مادر شوهرم تلفني به شوهرم گفت يه چيزي ميگم به پرپر نگو چون خيلي سپردن به من كه به هيچ كس نگم، عمه پرپر اومده خاستگاري.....(خواهر شوهرم).اقا منو ميگي داشتم گر مگرفتم. اينم فاميل من دارم.رفته پنهوني از ما و همه سراغ فاميل شوهر من و از خواهر شوهرم خاستگاري كرده.اصلا باورم نميشه. چرا اخه حتي يه كلمه با باباي من در ميون نذاشت.در صورتي كه من تو ايران تاكيد كردم تا من خودم ايران نباشم مايل به رفت و امد خانواده خودم و شوهرم ندارم(من با پدر و مادر و خواهر و همسر خارج از ايرنم).اونوقت اينا اينجوري كردن.
كم زندگي مادرمو زهر كردن با فضولي ها و دخالتاشون حالا اومدن سراغ من و فاميل شوهر من. بچه ها بگيد من چي كار كنم ؟
 سپاس شده توسط آنشرلین
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۱۰:۴۷ صبح
ارسال: #3678
RE: مادر شوهر
كلا خارج از ايران زندگي ميكنيم عزيزم ولي همه فاميلا ايرانن.
اين كارشون خيلي ناراحتم كرده Sad
 سپاس شده توسط sibe sorkh
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۱:۰۷ عصر
ارسال: #3679
RE: مادر شوهر
(۲۷-اسفند-۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ عصر)لعیا نوشته است:  سلام سلام به همه New1New1وای الان میگید لعیاچه بی خیاله..SmilingWink.ولی بیخیالم کردند کلا دایورت شدند تو زندگیم نمیدونید چه عشقی میکنم دیگه راحت شدم از دخالت هاشون قبلا گفته بودم قهر کردم به زور اشتی دادن منو با مادر شوهرم ولی هیچ فرقی با قهر نداره چون نه میرم نه دعوت میکنم نه میزنگم اصلابه من چه دارن چیکار میکنند انقدرکار دارم که وقت اضافی واسه اونا نموندهWinkWink

ای ول ای ول
راحت شدی.دست راستتو رو سر مام بکش خاااااااااانوووووووووومWink

فروش فوری
یک ویلای 3طبقه.طبقه اول 81 متر و طبقه دوم که دوبلکس هم هست 90 متر پایین و 90 متر بالا.با نقشه ای زیبا و حساب شده.دلباز و با پنجره هایی رو به طبیعت سرسبز مازندران.واقع در نوشهر
قیمت توافقی
 سپاس شده توسط لعیا
۲۸-اسفند-۱۳۹۲, ۰۱:۲۴ عصر
ارسال: #3680
RE: مادر شوهر
بچه ها منم خيلي ناراحتم البته از دست مادرشوهرم نيس كلي ه!! Sad((( فك ميكنم اشتباه كردم همش كه ازدواج كردم...
 سپاس شده توسط دخترصبور ، دختر اسفند
موضوع بسته شده