شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
مادر شوهر
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۱۷ عصر
ارسال: #1041
RE: مادر شوهر
خانم گل جون منم با بچه ها موافقم به نظر منم اصلا از اونجا هیچی نیار شوهرت رو قانع کن که حداقل برای یه مدتی که مادر شوهرت متوجه رفتار زشتش بشه هیچی نیاره.بگه لازم نداریم خودمون گرفتیم مطمن باش متوجه میشه شما نارحت شدید.اگرم از پرسید و اصرار کرد به شوهرت بگو یواشکی که مثلا تو نمیدونی بهش بگه که شما همش دارید میشمرید که ما چند تا برمیداریم ما اندازه مصرفمون برمیداریم نمی بریم که بفروشیم بذار شوهرت بگه از اون ناراحت نمیشه ولی تو کوچکترین حرفی بزنی یه دعوا درست میشه.

پریسا جون ایشاالله خدا یه بچه سالم و خوشگل و تپل مپل بهت میده.ناراحت نباش واقعا نمی دونم چرا بعضی از مادر شوهر ها اینقدر سنگ دل هستند.و بین بچه هاشون اینقدر فرق می ذارن.خدای شما هم بزرگه همه چیز درست میشه.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جان یا جان ز تن درآید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط p a r i s a ، khanoomGol
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۲۴ عصر
ارسال: #1042
RE: مادر شوهر
عزیزم پریسا جان مادر شوهر منم از شوشو پول میگیره میده به اون 2تای دیگه اشغال نمیفهمن ما خودمون خرجی داریم کلی چیز باید بخریم واسه عروسیمون خیلی ادمای بی فرهنگ پیدا میشه
یه وقت فک نکنی خودت تنها همین مشکل و داری منم دارم خیلیا دارن به غیر از من و تو.....................خدا ازشون نگذره

ادم اینجا شاخ درمیاره......Confused
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط p a r i s a
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۳۶ عصر
ارسال: #1043
RE: مادر شوهر
عزیزم دلیل نداره تو محبت کنی تو فقط احترامشونو نگه دار
منم وایل محبت زیاد میکردم دیدم دارن روی کول ادم بالا میرن و فقط احترام نگه میدارم......هیچ حرفی ام نمیزنم که حرمتامون شکسته بشه
فقط به خود شوشو گفتم خانوادت بین بچه هاشون فرق میزارن در همین حد گفتم که بفهمه من در جریان توطئه های خانوادش هستم و خر نیستم
توام اصلا لجبازی نکن
بیشتر خودتو اذیت میکنی
ب نظر من اگه ایشالا نی نی دار شدی نیازی نیس چپ و راس جلوی خانواده شوشو باشی سروسنگین باش و خیلی جدی رفتار کن بدون شوخی ...بعضی وقتام با شوشو تیپ بزن و نی نی و بردار ببر خونه مامانش بزار خودشون بگن دلشون برا نی نی تنگ شده بعد ببر بزار چند بار بگن بعد ببرش

ادم اینجا شاخ درمیاره......Confused
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط erica
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۸:۳۱ عصر
ارسال: #1044
RE: مادر شوهر
بچه ها ممنون از همتون!!
با همسری صحبت کردم
گفتم اگر یه بار دیگه این طوری کرد ، باهاش حرف بزن بگو دلیل نداره هر چی می خوام ببرم حساب کتابشو به تو پس بدم!!
بهش گفتم من شخصیت دارم!!غرور دارم!!نمی تونم یه چیزی رو با منت، این طوری بیارم توی خونم!!
تو هم بودی این طوری استفاده نمیکردی
حقو داد بهم!!
قرار شد بهش بگه!!
پارسال یه بار این طوری سرم اورد!!خیلی بد تر!!خیلی بهم برخورد !!خیلیاااااااااا!!خیلی!!
بعد اون موقع عقد بودم!
لج کردم اون چیزو نیووردم!(اب غوره)
هر چی گف نبری ناراحت می شم سرمو انداختم پایین گفتم لازم نداریم!!!
گف سهم خودته گفتم مثل زیره به کرمون بردنه!شیراز پر هست از اب غوره و اب لیمو!!!ما شهر های دیگه هم می فرستیم(برای خودش فرستادیم اب لیمو!!به طعنه بهش گفتم)
اخرش هم لج کردم نیوردم!!ولی بهش فهموندم که کارش زشته!!که منم شخصیت دارم
ولی باز عین ........... شروع کرده!!
حالا ببینم جواب می ده یا نه..
بازم ممنون از همگی....

آینده ایی خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند.....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط zi zi ، pegah91 ، پروازه ، HANIYA ، darvag
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۳۶ عصر
ارسال: #1045
RE: مادر شوهر
بچه ها به نظر من در مورد خانواده همسر باید خیلی با احتیاط رفتار کرد همون اندازه که محبت می بینید محبت کنید چون متاسفانه وقتی بی محبتی ازشون می بینی اگه محبت کنی سو استفاده می کنند. در حد این که بزرگترن و باید احترامشون رو داشته باشید رفتار کنید. مادر شوهر اینای من خدای بد نیستن خیلی هم هوای ما رو دارن و اهل دخالت اینا نیستن یعنی در حین این که هفته ای 1 بار خونشون میریم و یه جورهای باهم راحتیم ولی یه جورهایی هم رودرواسی با هم داریم.به من احترام می ذارن منم متقابلا بهشون احترام میذارم و میریم مرتب بهشون سر میزنیم و جای بریم حتما میریم دنبالشون ولی هیچ وقت عادت ندارن زنگ بزنند حال منو بپرسن همیشه بخواهند احوال پرسی بکنند زنگ می زنند به شوهرم یعنی اگه 1 ماه هم ندیده باشمشون ازشون بی خبر باشم اصلا یه زنگ نمیزنند به من فقط هر روز زنگ می زنند به موبایل شوهرم واسه احوال پرسی راستش خیلی از این رفتارشون بدم میاد.منم اوایل بهشون زنگ می زدم هفته ای 1.2 بار ولی دیدم اونا نمیزنند منم الان اصلااااااااااا زنگ نمی زنم.اگه 10سال هم ازشون بی خبر باشم اصلا زنگ نمی زنم. به نظر من در مورد خانواده شوهر دقیقا باید مثلا خودشون رفتار بشه.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جان یا جان ز تن درآید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA ، darvag ، bahar khanom
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۸:۰۹ صبح
ارسال: #1046
RE: مادر شوهر
هانیا جان اکثر مادر شوهرا حرف از قناعت میزنن خیلیا هم ازین اخلاق زشتشون مینالن.اما تا زمانی که مستقیم در مورد این موضوع بهت هشدار نداده نمیتونی بهش چیزی بگی.در کل نگیم بهتره.
اما در مورد جهیزیه.اگر خودت میری تعریف میکنی که میخوای چه کارایی درمورد جهیزیت انجام بدی داری اشتباه میکنی چون باعث میشی به خودش اجازه ی نظر دادن بده پس دیگه اینکارو نکن تا اونم نظری نده
ولی اگر خودش خودسر میاد حرف از جهازت میزنه یکبار با ارامش و مودبانه بگو من تصمیم نمیگیرم پدر و مادرم که میخوان هزینه کنن تصمیم گیرنده ی اول و اخرن.اینجوری اونم خودشو جمع و جور میکنه

چیزی برای گفتن ندارم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط darvag ، hedyeh ، HANIYA ، باران 2
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۵۹ صبح
ارسال: #1047
RE: مادر شوهر
هانیا جان منم تقریبا تو این مورد مشکل داشتم. در ضمن اینکه خونوادش به خودشون اجازه میدن در مورد کوچکترین روابط ما دخالت کنن. منم تا مدتی خیلی باهاشون گرم بودم ولی وقتی دیدم محبت زیادی من داره میشه انجام وظیفه از نظر اونا رفتارمو عوض کردم. وقتی میخوان نظری بدن یا دخالتی بکنن میگم ببخشید ما تصمیم خودمونو گرفتیم یا مثلا این نظر همسریه. مثلا چند وقت پیش سر خرید یه سری بدلیجات بهم گفتن گوشتو یه سوراخ دیگه بکن گفتم شوشو دوست نداره ( واقعا این یکیو دوست نداره) بعد یهو مادرش گفت تو برو سوراخ کن گوشتو بعد بیا بهش بگو در حالی که به جاریم همچین پیشنهادی داده بودن اون بیچاره هم این کارو کرد بعد که شوهرش پیش مادرش گفت همچین کاری کرده اونم یهو توپید به این بیچاره که زن باید حرف شوهرشو گوش کنه و ازین حرفا. منم که این کارش یادم بود همون جلو جمع بی رودروایستی گفتم این همون نسخه ای نیست که به جاریم پیشنهاد دادین. اگه خوبه مامان چرا این نسخه ها رو برعکسشو به خواهر همسری میگین ولی به ما؟؟؟!!!!!در ضمن ببخشید مامان ولی اونی که باید بپسنده شوشو هستش نه بقیه. با این جواب از اون روز تا حالا دیگه در مورد چیزایی که میخرم یا کارایی که میکنم حداقل جلو خودم حرفی نمی زنه اگه به شوشو هم بگه اونم میگه باشه ولی به دل من میاد جلو.

همه دنیامی
دوست دارم تا پای جون
عشقت
نمیره از دلم
با من بمون تنهام
وقتی نیستی بی تو سرد و لمس دستام
بیا کنار من بی تو اسیر شبهامAngel
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پروازه ، HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۱۹ عصر
ارسال: #1048
RE: مادر شوهر
واییییییییییی بهار عباس آ فرین چطوری تونستی اینطوری بهش بگی.من بودم اصلا نمی تونستم این حرفا رو بزنم.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جان یا جان ز تن درآید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۲۷ عصر
ارسال: #1049
RE: مادر شوهر
هانیه جان شماهم مثل منی
منم از تیپ و قیافه خانواده همسرس بدم میاد ولی خودش خیلی خوبه ولی خانوادش مخصوصا مامانش یه تیپایی میزنه مثلا جوراب با مانتو میپوشه چادرم سر میکنه و روسری سفید سرش میکنه زیرش کلیپس میزنه خلاصه یه چیز افتضاحی ..
دوس ندارم اصلا توی مهمونی هامون باشن یا دعوتشش کنم داداشم یه بار بهم گفت چه قدر خانوادش چرب و چیلین...............خیلی ناراحت شدم ولی نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوس ندارم لباسم براشون بخرم چون فقط ایراد میگیرن ..................و توقع ایجاد میشه.
الانم هی بهم میگن چیکار کن برای جهیزیت بابات هرچی خواست بخره نه نگو........ببین چه قدر پروئه.......
منم هیچی نگفتم .....فقط گفتم این چیزا خصوصیه البته با خنده.الانم خیلی وقت میشه که همش مثل کر و لالا هستم باهاشون

ادم اینجا شاخ درمیاره......Confused
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۵۲ عصر
ارسال: #1050
RE: مادر شوهر
(۱۵-مرداد-۱۳۹۲ ۱۰:۳۶ عصر)پروازه نوشته است:  بچه ها به نظر من در مورد خانواده همسر باید خیلی با احتیاط رفتار کرد همون اندازه که محبت می بینید محبت کنید چون متاسفانه وقتی بی محبتی ازشون می بینی اگه محبت کنی سو استفاده می کنند. در حد این که بزرگترن و باید احترامشون رو داشته باشید رفتار کنید. مادر شوهر اینای من خدای بد نیستن خیلی هم هوای ما رو دارن و اهل دخالت اینا نیستن یعنی در حین این که هفته ای 1 بار خونشون میریم و یه جورهای باهم راحتیم ولی یه جورهایی هم رودرواسی با هم داریم.به من احترام می ذارن منم متقابلا بهشون احترام میذارم و میریم مرتب بهشون سر میزنیم و جای بریم حتما میریم دنبالشون ولی هیچ وقت عادت ندارن زنگ بزنند حال منو بپرسن همیشه بخواهند احوال پرسی بکنند زنگ می زنند به شوهرم یعنی اگه 1 ماه هم ندیده باشمشون ازشون بی خبر باشم اصلا یه زنگ نمیزنند به من فقط هر روز زنگ می زنند به موبایل شوهرم واسه احوال پرسی راستش خیلی از این رفتارشون بدم میاد.منم اوایل بهشون زنگ می زدم هفته ای 1.2 بار ولی دیدم اونا نمیزنند منم الان اصلااااااااااا زنگ نمی زنم.اگه 10سال هم ازشون بی خبر باشم اصلا زنگ نمی زنم. به نظر من در مورد خانواده شوهر دقیقا باید مثلا خودشون رفتار بشه.

شما که خوبی من سر خیابونشون تو بیمارستان رفته بودم زیر سرم نه اومدن نه زنگ زدن فقط حالمو از شوهرم پرسیدن پول بیمارستانم از بابام گرفتن
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پروازه
ارسال پاسخ