• استودیو اخوان
  • آتلیه ملکه زیبا

مادر شوهر

۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۴۸ عصر
ارسال: #1041
RE: مادر شوهر
من نظر نمی خوام خودش نظر می ده...Sad تو خرید های من کاملا خودشونو کنار کشیدن که شوهرم نداره خرجم نکنه و نکرد.. حالا واسه وظایف من برام نسخه می پیچهSad
 سپاس شده توسط HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۵۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۶-مرداد-۱۳۹۲ ۰۹:۵۶ عصر توسط rozrita.)
ارسال: #1042
RE: مادر شوهر
بزار نظر بدن کو گوش شنوا.عزیزم سعی کن فقط با شوشوت بری خرید اونا را نبر.
عزیزم چرا ٢ تا عروسی میگیرید؟
 سپاس شده توسط sabina ، HANIYA ، ثریا
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۴۵ عصر
ارسال: #1043
RE: مادر شوهر
اونا هم اینو میخوان که خوشیتو با پسرشون نبینن از بس حسودن . تو با شوهرت خوب باش تقصیر اون نیست که.
 سپاس شده توسط HANIYA
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۱۲:۵۵ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۷-مرداد-۱۳۹۲ ۰۱:۰۱ صبح توسط sabina.)
ارسال: #1044
RE: مادر شوهر
واسه اینکه مادر شوهرم همش گفت من واسه دخترم 3 تا جشن گرفتم اینقدر گفت بابام گفت ما هم یه جشن بگیریم که اگه نگیریم مادر شوهر تا اخر عمر سر دخترمون منت می زارهSad
حالا هم هیچ کمکی تو هزینه های عروسی نمی کنه فقط دستور می ده تالار خیلی شیک قرار داد ببندین واسه پسرم کت و شلوار مارکدار بخرین حالا به من می گفت اووووووووووووه 500 لباس عروس؟ چه خبره؟ یا می گفت ارایشگاه نرو خودت خودتو ارایش کن...Sad تا این حد. حتی یه اینه شمعدون یا انگشتر نشون نداشتم. اصلا احساس نمس کنم عروس شدم ...
من اینقدر سکوت می کنم که حالا از سلام و علیک کردن من ایراد می گیره ...
خیلی زندگیمو تلخ کرده تا شوهرم می یاد خونه ما زنگ می زنه می گه کجایی؟ بیا پیشم مریضم... خیلی واسه شوهرم مظلوم نمایی می کنه...Sad اگه یه گله از مادر شوهر پیش شوهر کنم کله منو می کنه که تو از مامانم بدت میاد و می خوای منو با مامانم بد کنیSad ولی مامانش خیلی راحت دروغ می گه در مورد مسایل بعد به شوهرم می گم می گه یعنی مامان دروغ می گه؟Sad

مادر شوهرم همش دنبال اینه از من پیش شوشو گله کنه و شوهرم خیلی تحت تاثیر حرف مادرشه. یعنی می گه فلان روز چرا سلام کرد خیلی گرم سلام نکرد؟ یا می گه چرا به من کم زنگ می زنه؟ الان چند هفته می شه که شوهرم دستور داد من هی زنگ می زنم و احوالپرسی می کنم ولی اون زنگ نمی زنه که البته چه بهتر. قبلا زنگ می زد یه دستور می داد و یه کار واسم درست می کرد ...
 سپاس شده توسط HANIYA
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۰۲ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۷-مرداد-۱۳۹۲ ۰۹:۵۸ صبح توسط sahar89.)
ارسال: #1045
RE: مادر شوهر
(۱۷-مرداد-۱۳۹۲ ۱۲:۵۵ صبح)sabina نوشته است:  واسه اینکه مادر شوهرم همش گفت من واسه دخترم 3 تا جشن گرفتم اینقدر گفت بابام گفت ما هم یه جشن بگیریم که اگه نگیریم مادر شوهر تا اخر عمر سر دخترمون منت می زارهSad
حالا هم هیچ کمکی تو هزینه های عروسی نمی کنه فقط دستور می ده تالار خیلی شیک قرار داد ببندین واسه پسرم کت و شلوار مارکدار بخرین حالا به من می گفت اووووووووووووه 500 لباس عروس؟ چه خبره؟ یا می گفت ارایشگاه نرو خودت خودتو ارایش کن...Sad تا این حد. حتی یه اینه شمعدون یا انگشتر نشون نداشتم. اصلا احساس نمس کنم عروس شدم ...
من اینقدر سکوت می کنم که حالا از سلام و علیک کردن من ایراد می گیره ...
خیلی زندگیمو تلخ کرده تا شوهرم می یاد خونه ما زنگ می زنه می گه کجایی؟ بیا پیشم مریضم... خیلی واسه شوهرم مظلوم نمایی می کنه...Sad اگه یه گله از مادر شوهر پیش شوهر کنم کله منو می کنه که تو از مامانم بدت میاد و می خوای منو با مامانم بد کنیSad ولی مامانش خیلی راحت دروغ می گه در مورد مسایل بعد به شوهرم می گم می گه یعنی مامان دروغ می گه؟Sad

مادر شوهرم همش دنبال اینه از من پیش شوشو گله کنه و شوهرم خیلی تحت تاثیر حرف مادرشه. یعنی می گه فلان روز چرا سلام کرد خیلی گرم سلام نکرد؟ یا می گه چرا به من کم زنگ می زنه؟ الان چند هفته می شه که شوهرم دستور داد من هی زنگ می زنم و احوالپرسی می کنم ولی اون زنگ نمی زنه که البته چه بهتر. قبلا زنگ می زد یه دستور می داد و یه کار واسم درست می کرد ...

عزیزم. به نظر من اگه خیلی هم به حرفای مادرشوهرت گوش کنی پررو میشه و همیشه می خواد نظرات خودش رو بهت تحمیل کنه. همه مادرشوهر ها همینن . می خوان بهترین خرج رو واسشون بکنی بعد نمی خوان واست خرج بکنن. به نظر من هر وقت گفت فلان خرج رو بکن .تو هم بگو باشه . ولی انجام نده . اگه مقاومت کنی ممکنه اینقدر تیکه بندازه که نزدیک عروسی اعصابتو خورد کنه. با شوهرت میرین کت شلوار میخرین اون که نمی یاد . اگرم حرفی زد بگو سلیقه پسرته . بد سلیقست؟. حتما مادرشوهرت میگه خوبه. چون اگه بگه بده مخالف پسرش کار کرده. مطمئنا شوهرت به همون اندازه که واست خرج میکنه توقع داره واسش خرید کنی. قیمت خیلی از خریدهایی که میکنی به مادرشوهرت کمتر بگو .
رویه سکوت خوبه ولی نه اینطوری که شما انجام میدی. باید با سکوتت نشون بدی از حرفاش ناراحت میشی. وقتی ناراحتت میکنه اخم کن و باهاش حرف نزن و رفت و آمدت رو کم کن. کلا وقتی ناراحتت کرد باهاش سرسنگین باش و تو کارای خونه کمکش نکن. که بفهمه حرفاش نیش داره و تو رو ناراحت میکنه.
اگه مادرشوهرت کار خوبی کرد برو و جلوی شوهرت ازش تعریف کن. که شوهرت بدونه کارای خوب مامانش رو تو میدونی و مامانش رو دوست داری. وقتی هم می خوای گلایه کنی همش بگو "من ازین کار مامان ناراحت شدم و دوست هم ندارم روابطمون تیره و تار بشه من ایشون رو دوست دارم. ولی به نظرم این حرفشون خوب نبود. اگه مادر من این حرف رو به تو می زد تو ناراحت نمی شدی؟" یه جوری وانمود کن که وقتی خونه اونا هستین و مادرش دخالت میکنه اعصاب شوهرت به هم میریزه. اینا رو به شوهرت بگو. اگه مادرشوهر من ضایع ترین دروغ دنیا رو بگه شوهرم ازش حمایت میکنه و میگه شاید منظورش این بوده. شوهرم میدونه مامانش دروغ گفته ولی می خواد مامانش جلوی من کوچیک نشه. پس لازم نیست به شوهرت ثابت کنی مامانش دروغ میگه. اون یه عمری با مامانش زندگی کرده و اون رو بهتر از تو می شناسه.
(۱۶-مرداد-۱۳۹۲ ۱۰:۴۲ عصر)HANIYA نوشته است:  مرسی بچه ها ب خاطر همدردیا و نصیحتاتون.
میدونم الناز جون اومدم تو وبلاگت مطالبتو خوندم عزیزم خیلی زندگیامون از این نظر شبیه همه.
ملورین جان آخه میخوام بفهمن ک مامان بابای من چه جوری دارن واسه دخترشون و دامادشون خرج میکنن تا اونا هم یاد بگیرن اما دریغ از گوش شنوا. منم همه چیو سپردم ب خدا . ب خدا تو این ی سال اونقدر ناراحتی کشیدم اما دیدم فقط خودمو نابود میکنم.
از عیدی و کادو نگین ب خدا ک دلم خونه . ی چیزی بگم دور از جون همگی درجه نفهمیشونو بفهمین. سر نامزدی آبجیاش هر کدوم ی لنگ گوشواره دادن یعنی یکیو یکیشون داد اونو اون یکی دیگه.
حالا ی نامزدی مفصل تو باغ ما کلی کادو اونا...... خسته شدم از دستشون. ب خاطر رفتاراشون دارم نسبت ب همسری هم سرد میشم.

عزیزم. یعنی حرف دل من رو زدی. من هم یه نامزدی مفصل گرفتم و مامانم به شوهرم سکه داد ولی مادرشوهرم یه حلقه نشون خیلی نازک و یه پارچه چادری 10 هزار تومنی( که اصلا چادر عروس نبود و بعد این که واسه سفره نامزدی تزیین کردیم جای پونزهاش قشنگ پاره شد این قدر که جنس آشغال بود) و یه پارچه مجلسی خیلی ارزون ( یعنی این قدر مدلش قدیمی بود که من 10 سال پیش مثل این پارچه ولی ،رنگ دیگش رو خریده بودم و لباس دوخته بودم. اصلا پارچه عروس نبود تازه قوارشم کم بود و فقط یه تاپ میشه باهاش دوخت تازه مادرشوهرم پیش من کلاس می ذاشت که برو لباس بلند بدوز باهاش.فکر می کنم ته توپ بوده) . ادا بازی های سر مجلسش که دیگه من رو کشت. تا شوهرم شروع کرد به شباش کردن من . مادرشوهرم کشیدش کنار و گفت بسه رقصیدی . زشته.!!! اصلا هم نذاشت شوهرم بقیه رو شباش کنه و فقط دخترای خودش رو ساپورت میکرد. یعنی مادرشوهر و خواهرشوهرام مثل عقده ای ها حواسشون بود که کسی از شوهرم شباش نگیره حتی یه بار دست یکی از فامیل های من رو کشیدن که بسه رقصیدی ( آخه شوهرم می خواست شباشش کنه). یعنی تو فیلم نامزدی اخم هاشون هست که هی حرص می خوردن!!!!!! تازه بعدش مادرشوهرم بهم تیکه می انداخت که فامیل های تو پسرم رو کم شباش کردن!!!!! بعد مجلس به خودم لعنت فرستادم که چرا به شوهرم سکه دادیم . دیگه کاملا شناختمشون و مثل خودشون باهاشون رفتار میکنم. هدیه کم بدن منم هدیه کم به شوهرم میدم. اولاش صداشون دراومده بود. فکر میکردن من همش مثل مراسم نامزدی ساپورتشون میکنم. بعد که فهمیدن نخیر من خنگ نیستم. باورتون میشه عیدی یه ظرف 10 تومنی واسه من آورد!!! به این نتیجه رسیدم هدیه مادرشوهر به درد نمی خوره و نیاره بهتره. بچه ها وقتی اون ها هدیه کم بدن و ما زیاد بدیم بعد فکر میکنن که ما کم و کسری داریم که می خوایم اینجوری جبرانش کنیم بعدش هم هر دفعه توقعشون بیشتر میشه. اگه مثل خودشون کم بدیم حداقل حرص نمی خوریم که من سکه دادم اونا هیچی ندادن.
یه حرف خوبی از یکی شنیدم. اینکه وقتی مادرشوهرتون یه هدیه بد واستون میاره . واسه این که به شوهرتون ثابت کنین اون بد خرید میکنه.( در 99 درصد موارد وقتی به شوهرت میگی مامانت جنس بد خریده. واسه این که کوچیک نشه باور نمیکنه) یعنی پارچه یا چیزای دیگه رو گربه شورش کنین. این قدر ازش استفاده کنین و بشورینش که خراب بشه . بعد به شوهرتون بگین : این خراب شده. ولی چیزایی که خودتون انتخاب کردین خراب نشده. شوهرتون کم کم به انتخاب شما اطمینان حاصل میکنه. اشتباه من این بود که ازشون استفاده نکردم. باید تو عروسی های طرف شوهرم می پوشیدمشون تا مادرشوهرم بفهمه آشغال خریده.
 سپاس شده توسط hedyeh ، HANIYA ، sabina
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۴۲ صبح
ارسال: #1046
RE: مادر شوهر
بچه ها کمک !!! من با مادر شوهرم چه رفتاری کنم؟چشم دیدن من و شوهرمو نداره که خوش باشیم .خیلی ناراحتم الان عقدم ی کم ملاحضه میکنم شما فقط بگید شوهرمو چطوری طرف خودم بکشم
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۴۹ صبح
ارسال: #1047
RE: مادر شوهر
(۱۷-مرداد-۱۳۹۲ ۰۹:۴۲ صبح)Eli khanoom نوشته است:  بچه ها کمک !!! من با مادر شوهرم چه رفتاری کنم؟چشم دیدن من و شوهرمو نداره که خوش باشیم .خیلی ناراحتم الان عقدم ی کم ملاحضه میکنم شما فقط بگید شوهرمو چطوری طرف خودم بکشم

عزیزم. راهش فقط محبت بیش از اندازه به شوهرت هست . این که به طرف شما کشیده بشه یه دفعه ای نیست کم کم اتقاق می افته و بعد اینکه برین خونه خودتون بیشتر میشه. هوای شوهرتو داشته باش و بهش برس. کم کم که میبینه تو این قدر با اونی میاد طرفت.
 سپاس شده توسط Eli khanoom
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۰۳ صبح
ارسال: #1048
RE: مادر شوهر
بابا اخه نمیدونی که حرص منو درمیاره اونقد خسیسه که پاگشا ورداشته به من بلیز داده و....منم کلی به نامزدم غرغر کردم شوهرمم طرف منه چون باهم دوس بودیم مامانشم راضی نبود .ولی بازم بعضی وقتا ی حرفایی میزنه دقیقا میفهمم از زبون مامانشه الهی بمیرم واسه شوهرم همش میخواد رفتارای مامانشو قایم کنه فقط دلم میخواد اونقد که حرصم داده حرصش بدم .هیچ کاری نکرده ادعاشم میشه توقع داره برم خونش کزد بازی دربیارم .شوهرمم میگه تونمیخواد کار کنی ولی بازم رو درواسی میمونم .هی میخوام باهاشون سرسنگین بشم ولی تا میرم خونشون یادم میره اخه من ذاتا ادم خونگرمو خنده روییم ولی دوس دارم بهشون نشون بدم زیاد ازشون خوشم نمیاد
 سپاس شده توسط bahar khanom
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۴۷ صبح
ارسال: #1049
RE: مادر شوهر
پارسال عید فطر مادر شوهرم منو مهمون کرد خونش (عقد بودیم) گفت میخوام بهت عیدی بدم !!!
نیاریم دیگه خونتون مزاحم بشیم . روز عید که رفتم توی یه پلاستیک حتی بدون کاغذ کادو یه تیشرت و یه ساپورت گذاشته داده به من میگه بیا این هم عیدیت !!!!!! من !!!!
امروز از صبح تا حالا یادم اومده هی حرصم میگیره برام مهم نیست که حالا چی بهم دادن مهم ژست و قیافه گرفتنشه
خوبه من تعارف نزدم که نه تشریف بیارین خونه ی ما جلوی مامان و بابام ضایع بشم !!!!

تکرار مکررات
 سپاس شده توسط HANIYA ، sabina ، sahar89
۱۷-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۵۹ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۷-مرداد-۱۳۹۲ ۱۱:۰۳ صبح توسط margha_2005.)
ارسال: #1050
RE: مادر شوهر
من توقع ندارم که برام خیلی مفصل بگیرن من حتی شب حنا بندونم گفتن برات ساعت فقط میاریم
گفتم این همه آدم دعوت کردین که مسخره مون کنن فقط یه ساعت که اونم سر عقد باید بهم میدادید
منم یه دونه النگوهامو درآوردم دادم به شوهری گفتم زشته این همه آدم بیان بعد یه ساعت بهم بدین اونم فامیل من که حرف درآرن خلاصه این عمل موثر واقع شد و یک النگوی دیگه خریدن و با النگوی خودم و ساعت آوردن برام
هرچند بعدها فهمیدم خود شوهری النگو رو خریده نه خانوادش
اینا اصلا مهم نیست مهم اینه که من وشوهری خوشبختیم و همین داره اونا رو میکشه

تکرار مکررات
 سپاس شده توسط sabina ، bahar khanom ، HANIYA
موضوع بسته شده 

تمامی اظهار نظرهای کاربران صرفا نظرات شخصی آنان بوده و تمامی مسئولیت متوجه اظهار کننده نظر می باشد.




موضوع بسته شده  صفحه قبل صفحه بعد