شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
مادر شوهر
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۸:۳۱ عصر
ارسال: #1041
RE: مادر شوهر
بچه ها ممنون از همتون!!
با همسری صحبت کردم
گفتم اگر یه بار دیگه این طوری کرد ، باهاش حرف بزن بگو دلیل نداره هر چی می خوام ببرم حساب کتابشو به تو پس بدم!!
بهش گفتم من شخصیت دارم!!غرور دارم!!نمی تونم یه چیزی رو با منت، این طوری بیارم توی خونم!!
تو هم بودی این طوری استفاده نمیکردی
حقو داد بهم!!
قرار شد بهش بگه!!
پارسال یه بار این طوری سرم اورد!!خیلی بد تر!!خیلی بهم برخورد !!خیلیاااااااااا!!خیلی!!
بعد اون موقع عقد بودم!
لج کردم اون چیزو نیووردم!(اب غوره)
هر چی گف نبری ناراحت می شم سرمو انداختم پایین گفتم لازم نداریم!!!
گف سهم خودته گفتم مثل زیره به کرمون بردنه!شیراز پر هست از اب غوره و اب لیمو!!!ما شهر های دیگه هم می فرستیم(برای خودش فرستادیم اب لیمو!!به طعنه بهش گفتم)
اخرش هم لج کردم نیوردم!!ولی بهش فهموندم که کارش زشته!!که منم شخصیت دارم
ولی باز عین ........... شروع کرده!!
حالا ببینم جواب می ده یا نه..
بازم ممنون از همگی....

آینده ایی خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند.....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط zi zi ، pegah91 ، پروازه ، HANIYA ، darvag
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۱۰:۳۶ عصر
ارسال: #1042
RE: مادر شوهر
بچه ها به نظر من در مورد خانواده همسر باید خیلی با احتیاط رفتار کرد همون اندازه که محبت می بینید محبت کنید چون متاسفانه وقتی بی محبتی ازشون می بینی اگه محبت کنی سو استفاده می کنند. در حد این که بزرگترن و باید احترامشون رو داشته باشید رفتار کنید. مادر شوهر اینای من خدای بد نیستن خیلی هم هوای ما رو دارن و اهل دخالت اینا نیستن یعنی در حین این که هفته ای 1 بار خونشون میریم و یه جورهای باهم راحتیم ولی یه جورهایی هم رودرواسی با هم داریم.به من احترام می ذارن منم متقابلا بهشون احترام میذارم و میریم مرتب بهشون سر میزنیم و جای بریم حتما میریم دنبالشون ولی هیچ وقت عادت ندارن زنگ بزنند حال منو بپرسن همیشه بخواهند احوال پرسی بکنند زنگ می زنند به شوهرم یعنی اگه 1 ماه هم ندیده باشمشون ازشون بی خبر باشم اصلا یه زنگ نمیزنند به من فقط هر روز زنگ می زنند به موبایل شوهرم واسه احوال پرسی راستش خیلی از این رفتارشون بدم میاد.منم اوایل بهشون زنگ می زدم هفته ای 1.2 بار ولی دیدم اونا نمیزنند منم الان اصلااااااااااا زنگ نمی زنم.اگه 10سال هم ازشون بی خبر باشم اصلا زنگ نمی زنم. به نظر من در مورد خانواده شوهر دقیقا باید مثلا خودشون رفتار بشه.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جان یا جان ز تن درآید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA ، darvag ، bahar khanom
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۸:۰۹ صبح
ارسال: #1043
RE: مادر شوهر
هانیا جان اکثر مادر شوهرا حرف از قناعت میزنن خیلیا هم ازین اخلاق زشتشون مینالن.اما تا زمانی که مستقیم در مورد این موضوع بهت هشدار نداده نمیتونی بهش چیزی بگی.در کل نگیم بهتره.
اما در مورد جهیزیه.اگر خودت میری تعریف میکنی که میخوای چه کارایی درمورد جهیزیت انجام بدی داری اشتباه میکنی چون باعث میشی به خودش اجازه ی نظر دادن بده پس دیگه اینکارو نکن تا اونم نظری نده
ولی اگر خودش خودسر میاد حرف از جهازت میزنه یکبار با ارامش و مودبانه بگو من تصمیم نمیگیرم پدر و مادرم که میخوان هزینه کنن تصمیم گیرنده ی اول و اخرن.اینجوری اونم خودشو جمع و جور میکنه

چیزی برای گفتن ندارم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط darvag ، hedyeh ، HANIYA ، باران 2
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۹:۵۹ صبح
ارسال: #1044
RE: مادر شوهر
هانیا جان منم تقریبا تو این مورد مشکل داشتم. در ضمن اینکه خونوادش به خودشون اجازه میدن در مورد کوچکترین روابط ما دخالت کنن. منم تا مدتی خیلی باهاشون گرم بودم ولی وقتی دیدم محبت زیادی من داره میشه انجام وظیفه از نظر اونا رفتارمو عوض کردم. وقتی میخوان نظری بدن یا دخالتی بکنن میگم ببخشید ما تصمیم خودمونو گرفتیم یا مثلا این نظر همسریه. مثلا چند وقت پیش سر خرید یه سری بدلیجات بهم گفتن گوشتو یه سوراخ دیگه بکن گفتم شوشو دوست نداره ( واقعا این یکیو دوست نداره) بعد یهو مادرش گفت تو برو سوراخ کن گوشتو بعد بیا بهش بگو در حالی که به جاریم همچین پیشنهادی داده بودن اون بیچاره هم این کارو کرد بعد که شوهرش پیش مادرش گفت همچین کاری کرده اونم یهو توپید به این بیچاره که زن باید حرف شوهرشو گوش کنه و ازین حرفا. منم که این کارش یادم بود همون جلو جمع بی رودروایستی گفتم این همون نسخه ای نیست که به جاریم پیشنهاد دادین. اگه خوبه مامان چرا این نسخه ها رو برعکسشو به خواهر همسری میگین ولی به ما؟؟؟!!!!!در ضمن ببخشید مامان ولی اونی که باید بپسنده شوشو هستش نه بقیه. با این جواب از اون روز تا حالا دیگه در مورد چیزایی که میخرم یا کارایی که میکنم حداقل جلو خودم حرفی نمی زنه اگه به شوشو هم بگه اونم میگه باشه ولی به دل من میاد جلو.

همه دنیامی
دوست دارم تا پای جون
عشقت
نمیره از دلم
با من بمون تنهام
وقتی نیستی بی تو سرد و لمس دستام
بیا کنار من بی تو اسیر شبهامAngel
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پروازه ، HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۱۹ عصر
ارسال: #1045
RE: مادر شوهر
واییییییییییی بهار عباس آ فرین چطوری تونستی اینطوری بهش بگی.من بودم اصلا نمی تونستم این حرفا رو بزنم.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جان یا جان ز تن درآید
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۲۷ عصر
ارسال: #1046
RE: مادر شوهر
هانیه جان شماهم مثل منی
منم از تیپ و قیافه خانواده همسرس بدم میاد ولی خودش خیلی خوبه ولی خانوادش مخصوصا مامانش یه تیپایی میزنه مثلا جوراب با مانتو میپوشه چادرم سر میکنه و روسری سفید سرش میکنه زیرش کلیپس میزنه خلاصه یه چیز افتضاحی ..
دوس ندارم اصلا توی مهمونی هامون باشن یا دعوتشش کنم داداشم یه بار بهم گفت چه قدر خانوادش چرب و چیلین...............خیلی ناراحت شدم ولی نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوس ندارم لباسم براشون بخرم چون فقط ایراد میگیرن ..................و توقع ایجاد میشه.
الانم هی بهم میگن چیکار کن برای جهیزیت بابات هرچی خواست بخره نه نگو........ببین چه قدر پروئه.......
منم هیچی نگفتم .....فقط گفتم این چیزا خصوصیه البته با خنده.الانم خیلی وقت میشه که همش مثل کر و لالا هستم باهاشون

ادم اینجا شاخ درمیاره......Confused
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۶:۵۲ عصر
ارسال: #1047
RE: مادر شوهر
(۱۵-مرداد-۱۳۹۲ ۱۰:۳۶ عصر)پروازه نوشته است:  بچه ها به نظر من در مورد خانواده همسر باید خیلی با احتیاط رفتار کرد همون اندازه که محبت می بینید محبت کنید چون متاسفانه وقتی بی محبتی ازشون می بینی اگه محبت کنی سو استفاده می کنند. در حد این که بزرگترن و باید احترامشون رو داشته باشید رفتار کنید. مادر شوهر اینای من خدای بد نیستن خیلی هم هوای ما رو دارن و اهل دخالت اینا نیستن یعنی در حین این که هفته ای 1 بار خونشون میریم و یه جورهای باهم راحتیم ولی یه جورهایی هم رودرواسی با هم داریم.به من احترام می ذارن منم متقابلا بهشون احترام میذارم و میریم مرتب بهشون سر میزنیم و جای بریم حتما میریم دنبالشون ولی هیچ وقت عادت ندارن زنگ بزنند حال منو بپرسن همیشه بخواهند احوال پرسی بکنند زنگ می زنند به شوهرم یعنی اگه 1 ماه هم ندیده باشمشون ازشون بی خبر باشم اصلا یه زنگ نمیزنند به من فقط هر روز زنگ می زنند به موبایل شوهرم واسه احوال پرسی راستش خیلی از این رفتارشون بدم میاد.منم اوایل بهشون زنگ می زدم هفته ای 1.2 بار ولی دیدم اونا نمیزنند منم الان اصلااااااااااا زنگ نمی زنم.اگه 10سال هم ازشون بی خبر باشم اصلا زنگ نمی زنم. به نظر من در مورد خانواده شوهر دقیقا باید مثلا خودشون رفتار بشه.

شما که خوبی من سر خیابونشون تو بیمارستان رفته بودم زیر سرم نه اومدن نه زنگ زدن فقط حالمو از شوهرم پرسیدن پول بیمارستانم از بابام گرفتن
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پروازه
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۲۲ عصر
ارسال: #1048
RE: مادر شوهر
مادر شوهره من از وقتی نامزد کردیم هیچ عیدی برای من عیدی نیاورده!!! Sad
فقط نامزده بیچاره من خودش با این که دستش خالی بود یه چیزی میگرفت میومد خونمون...
من با این مادر شوهر باید چیکار کنم؟ Huh
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط bahar khanom ، HANIYA
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۴۷ عصر
ارسال: #1049
RE: مادر شوهر
(۱۶-مرداد-۱۳۹۲ ۰۷:۲۲ عصر)marzie نوشته است:  مادر شوهره من از وقتی نامزد کردیم هیچ عیدی برای من عیدی نیاورده!!! Sad
فقط نامزده بیچاره من خودش با این که دستش خالی بود یه چیزی میگرفت میومد خونمون...
من با این مادر شوهر باید چیکار کنم؟ Huh

برو شکر کن مال من خودشم نمیخره
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط marzie ، sabina
۱۶-مرداد-۱۳۹۲, ۰۷:۵۴ عصر
ارسال: #1050
RE: مادر شوهر
آخه اینا چرا اینجورین؟؟؟؟؟ HuhHuhHuh
منم چند وقت پیش عمل داشتم،1 روز بیمارستان بودم،اصلا انگااااار نه انگااااااار Sad
نه اومد،نه حتی یه زنگ خشک و خالی زد!
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط پروازه ، HANIYA
ارسال پاسخ