شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
۱۳-دي-۱۳۹۲, ۱۲:۲۴ صبح
ارسال: #821
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
اگه دهن مامان شوهرت قرصه بهش بگو/اگه بدونه پسرش نمیخواد دخترشو ببینه اصلا درموردش حرف نمیزنه.خب پسرشه دیگه

بارزترین تفاوت انسان با حیوان قدرت تفکر است
و چه بسیارند کسانی که هنوز حیوان هم نشده اند
چه برسد به انسان...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط نازیلا مهربان ، asena ، سراب ، سراب
۱۳-دي-۱۳۹۲, ۱۲:۳۰ صبح
ارسال: #822
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
این 2روزه پستی ازت ندیدم فکرکردم اومدی تهران
مادرشوهرم همیشه دوست داره رابطه بچه هاش باهمدیگه روخیلی خوب وانمودکنه میدونم خیلی حرص میخوره شوهرم اینجوریه نست به خواهرش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط سراب
۱۳-دي-۱۳۹۲, ۱۲:۳۳ صبح
ارسال: #823
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
رفته بودم خونمون.استارا
از اینکه فکر کنه تقصیره تویه که بهتره
از دست بچه هاش حرص بخوره بهتره تا از دست تو ناراحت بشه

بارزترین تفاوت انسان با حیوان قدرت تفکر است
و چه بسیارند کسانی که هنوز حیوان هم نشده اند
چه برسد به انسان...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط نازیلا مهربان ، asena ، سراب ، سراب
۱۳-دي-۱۳۹۲, ۱۲:۳۹ صبح
ارسال: #824
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
نازیلا به نظر من چیزی نگو اگه شوهرت دوست نداره بگه پس نگو و رازدارش باش این از همه مهمتره و به نظر من هر حرفی و به جون بخر فقط به خاطر آرامش شوهرت نذار شرمنده بشه

چشام و که می بندم خدا میاد تو ذهنم با یه لبخند مثل اون پرستار که دستشو گذاشته روبروبینیش میگه هییییییییس بنده من به من اعتماد کن
سبحان الله یا فارج الهم و یا کاشف الغم فرج همی و یسر امری وارحم ضعفی و قله حیلتی و ارزقنی من حیث لا احتسب یارب العالمین
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط نازیلا مهربان ، asena ، سراب
۱۳-دي-۱۳۹۲, ۰۱:۲۳ عصر
ارسال: #825
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
سلام بچه ها ...خدا به همتون صبر بده..
من هفت ماهه عقد کردم همسرم فعلا شغل نداره پدرم کاراشو براش داره ردیف میکنه بره سر شغل مناسب..مامانش اصلا کمکش نمیکنه هیچی پول بهش نمیده مثلا نوعروس گرفته.کلا بیخیاله به فکرش نیست.اصلا
اونوقت هردفعه شوشوی منو میبینه میگه بیرون بودی شام یا کسی باشه میگه اینا بیرون بودن....
خواهر همسرم که الان بعد از هفت ماه یک بار هم منو داداششو خونش دعوت نکرده..خیلی بی شعور تشریف دارن همشون.هیچ کاری نمیکنن از همه چی هم حرف در میارن...اگه بگم فکتون به زمین میچسبه...در صورتی که من فوق العاده باهاشون با ادب و صمیمیت برخورد میکنم.....تو نظرات بعد میگم بهتون
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط taze ar00s ، asena ، سراب ، سراب
۱۴-دي-۱۳۹۲, ۰۳:۵۵ عصر
ارسال: #826
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
آر ه عزیزم یه جورایی هم دردیم ، منتها خانواده شوهر من برای ما نداشتن ولی برای جاری هام دارن
فکر کن ما آیته شمعدون رو با پول شوهرم خریدیم تا پول کرایه لباس New3، حالا دنبال عروس ها راه افتادن که بیاین بریم خرید . . .
یه همچین آدمای ب ی ش ع و ر ی تشریف دارن
بترکن ، آمین
[/quote]
--------------------------------------------
اره واقعااااااا سمانه جون
تازه جاری بنده انقد چاخان میکنه مثلا یه وقت غیر مستقیم ازش میپرسم برای تو چکار کردن به دروغ میگه هیچی در صورتی که قبلا شوهرم گفته بهم چکارا کردن
مثلا مادر شوهرم ۵ روز بعد از عقد ۱۱ روز رفت مسافرت برای من یه لباس از تو حراجی اورد واسه جاریم لباسو مانتو.....عبضیییی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط سراب
۱۴-دي-۱۳۹۲, ۰۶:۳۳ عصر
ارسال: #827
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
اخی حیوونی مادرشوهرت
بهش بگو دیگه من دوست دارم رفت و امدم زیاد باشه.بهش بگو من از خواهرشوهرم بدی ندیدم که نخوام ببینمش.
با شوهرت هم حرف بزن بگو یه روز تحمل کنه

بارزترین تفاوت انسان با حیوان قدرت تفکر است
و چه بسیارند کسانی که هنوز حیوان هم نشده اند
چه برسد به انسان...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط سراب
۱۴-دي-۱۳۹۲, ۰۶:۴۳ عصر
ارسال: #828
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
یه خواهر شوهر منم طلاق گرفته و یه بار دیگه عروسی کرده.دقیقا مثل مال تو.تو این مورد داداشای شوهرم و دامادشون از این داماده نفرت دارن.به هیچ عنوان رفت و امد ندارن.فقط شوهر منه که یکم خوبن.حتی شوهرش نذاشت عروسی ما بیاد.اونم بچه اولش پیش باباشه.من همیشه تو خونه سعی میکنم از این دامادشون خوب بگم.همش میگم خواهرت با این خوشبخته و مهم اینه.سعی میکنم دید شوهرمو نسبت به دامادشون عوض کنم

بارزترین تفاوت انسان با حیوان قدرت تفکر است
و چه بسیارند کسانی که هنوز حیوان هم نشده اند
چه برسد به انسان...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط samanehjoon ، نازیلا مهربان ، asena ، سراب ، سراب
۱۵-دي-۱۳۹۲, ۱۰:۵۲ صبح
ارسال: #829
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
این جریان یکی از دوستام الان برام گفت:حالا یچی بگم کپ کنید دوستم حامله رفته خونه مادر شوهرش بعد داشتن قطاب درست میکردن نه خواهر شوهر نه مادر شوهر یکیشون نگفته یدونه بذار دهنت حامله ای شاید دلت بخاد اینم هی منتظر الان میارن یه دیقه دگه میارن خلاصه همچی تموم شده از اشپزخونه اومدن بیرون گفتن خسته شدیم بالاخره تموم شد حالا این قطابا برا عید قربانه الان نمیشه ازشون خورد گفتم شعورتون تو حلقم یعنی نمیشد یدونه بدین این دختره حامله بخوره ؟چی میشد؟CryingCryingCryingCryingگناه داره بخداااااااااااااااااااااااااSad
بعد شوهرش دیده مامانش اینا بهش اون روز شیرینی ندادن گفته اگر عیدم رفتیم نخور خودم برات میخرم ولی نخور چون اون روز بهت ندادن من خیلی ناراحت شدم منم گفتم خوب حق دارهههههههههههههه شوشوتRolleyes
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط mhdshs ، erica ، love-me1 ، taze ar00s ، ماهی قرمز ، asena ، سراب
۲۰-دي-۱۳۹۲, ۰۲:۳۳ عصر
ارسال: #830
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
سلام بچه ها منم 2تا خواهر شوهر حسود پر رو دارم .اولی که سنش بالا و ازدواج نکرده دومی هم همسن خودمه مامان شوهره هم مهربونه ولی یواشکی باهام خوبه از ترس خواهر شوهرا...تابستون با خواهر شوهر هم سن خودم دعوام شد اس ام اسی یعنی من هیچی نگفتم فقط اون هر چی لایق خودش بود بهم گفت منم وقتی شوهرم اومد بهش نگفتم ولی وقتی دید ناراحتم اسرار کرد منم اس ام اسا رو نشون دادم جالب اینه شوهرم اصلا اس های منو نگاه نکرد ماله ونو فرستاد رو گوشی خودشو رفت خونشون شستشوشون داد.... از اون به بعد مامانه اصلا باهام در ارتباط نیس از ترس دختراش ولی برام پیغام میده که از ترس دختراست و دوست دارم و... پدر شوهره هم که گله... ولی می دونم این ماجرای منو خواهر شوهرا ادامه خواهد داشت تا ما رسمی بشیم...البته خواهر اولیه تهدید کرده بود شوهرمو که اگه بهم نزنی با ازا کلا باهات ارتباطمو قطع می کنم که شوهر پیش دستی کردو کلا 6ماهه محلش نمی ده ....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط asena ، taze ar00s ، سراب ، سراب
ارسال پاسخ