• تشریفات آدم و حوا
  • تشریفات ژمیس

حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...

۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۳:۲۷ عصر
ارسال: #481
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
وقتی شوشوت نیست خونه مادر شوهرت نرو با خودش برو با خودشم برگرد.
نقل قول
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۶:۲۷ عصر
ارسال: #482
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
از این به بعدم باید همین کارو کنم با خودش برم با خودش برگردم

“حوا” که باشی بعضی ها “هوا ” برشان می دارد که “آدمند ” !!!
نقل قول
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۷:۱۹ عصر
ارسال: #483
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
آره منم خواهر شوهرم جلوی شوهرم عاشقه منه ولی وقتی نیس هرچی دلش می خواد میگه
ماهم تصمیم گرفتیم با شوهرم برم بیام وباهاش تنها نشم
واقعا اینا چه جونورایی هستن ؟کاش یخورده به خودشون بیان

چون باران باش...

رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
نقل قول
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۱۰:۴۴ صبح
ارسال: #484
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
منم با شوشو میرم و برمیگردم چیه خیلی پرو میشن جلوی شوهرامون میشن موش ولی وقتی نیستن میشن دیوو

Heart
نقل قول
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۱:۴۷ عصر
ارسال: #485
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
(۱۶-تير-۱۳۹۲ ۱۲:۰۰ عصر)نانا جون نوشته است:  مطمئن باش خدا جواب دل سوزوندنشون رو بهشون میده پروانه جون.برای منم توی خیلی چیزا کم گذاشتن.بعضی وقتا که شوهرم پر رو میشه و میگه تو تک دختری باید خانواده ت برات بیشتر از اینا خرج کنن دلم میخواد بهش بگم تک دختری که خانواده ی شوهرش یه آینه شمعدون ساده رو ازش دریغ کردن همینایی هم که تا حالا خرج کردن از سرشم زیاده.خانواده م تا حالا از چیزی کم نذاشتن.خانواده ی اونا توی همه چیز کم گذاشتن.چون به روی شوهرم نیوردم زبونش دراز میشه.باید به روشون بیاریم و بهشون سرکوفت بزنیم تا ساکت بشینن سر جاهاشون.

عید امسال خونشون که بودیم پاشدم ظرف بشورم.اومده تو آشپرخونه منتظر یه حرکت اشتباه من بود انگار.منم یه سینی بزرگ دستم بود همه آبش ریخت روی موکت تمیزم بود.موکتو جمع کرده برده تو حموم بشوره کلی حرف بارم کرد.میگه فکر نکن خوشگلی همه باید دوست داشته باشن اینجا عروسا رو نسبت به تمیزیشون دوست دارن با کلی حرف دیگه
مادر شوهرم گفت

نانا به نظر من وقتی طرف اینقدر پررو هست و انتظاراتش یک طرفس لازمه که یکبار به روش بیاری!! من اعصاب آدم پررو رو ندارم، خرج نمی کنن به جهنم لااقل روشونو زیاد نکنننننننMad

" آن قدر دانم که چیزی هست و من گم کرده ام "
نقل قول
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۵:۰۲ عصر
ارسال: #486
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
دوستان کمک منم بکنین منم دوست ندارم مادر شوهرم بگه فلان کارو بکن چیکار کنم مثلا جمعه ای مکیگفت شیما بیا اینو بکش بادمجون غذای ظهر یا اینو ببر چیکار کنم؟ممنون.
نقل قول
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۱۱:۵۳ صبح
ارسال: #487
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
موندم ما چزا به زن داداشمون گیر ندادیم سر هیچی3 (12)3 (12)Wink

بابا خواهر شوهر من تازه یک ماهه حامله شده همه جمه بودیم گفت آره داداش حالا ما تازه عقدیم گفت باید بچه بیارید من میخوام عمه بشم بایدم پسر بیاری وگرنه نسل ما منقرض میشه همه رو هم با خنده میگفت بعد گفت من نمیدونم بچه پسر باید باشه نسل ما به یک تار مو بنده گفتم بچه که دست آدم نیست من دختر بیشتر دوست دارم گفت نه اگه پسر بدنیا نیاورد اینقدر زن بگیر مثل قهوه تلخ بود هی زن میگرفت تا پسر بدنیا بیارن اونم میگفت اینقدر زن بگیر تا یکیشون پسر بدنیا بیاره

Dodgy منم هیچی نگفتم همش هم میگم بچه تو دختره خدا کنه دختر باشه پسر باشه دیگه هیچی واویلا داریم
شوهرم هیچی نگفت وقتی بهش گفتم گفت من نشنیدم اگه گفته حتی به شوخی غلط کرده اما من نشنیدم که جواب بدم خودشم میدونه و شنیده نمیخواد بین ما خراب بشه یا من روم به روی خانوادش باز بشه همین که بفهمه کافی اولا اصرار میکردم باید جوابشونو بده یا حمایتم کنه
اما الان میگم من تحصیل کردم امروزی هستم قوی هستم سرکار میرم پس میتونم از پس مشکلات خودم بر بیام باید نشون بدم زن کوچیک و دست و پا چلفتی که همش نق میزنه و محتاج نیستم Smiling

از چشم خیلی ها افتادم چون جدیدا دارم جوری زندگی میکنم که خودم حال میکنم
نقل قول
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۱۲:۲۷ عصر
ارسال: #488
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
عزیزم ما اینجور مواقع یه ضرب المثل داریم که هر کی گندم بکاره گندم درو میکنه هر کی هم جو بکاره جو. ایندفعه که گفت شما هم بگو جنسیت بچه رو مرد تعیین میکنه پس باید برادر شما براتون پسر بکاره که من پسر به دنیا بیارم.
نقل قول
 سپاس شده توسط ziza ، morvaryd ، eliiiiiiinaz ، lili91
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۱۲:۵۶ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۸-تير-۱۳۹۲ ۰۱:۰۱ عصر توسط ziza.)
ارسال: #489
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
واقعا چقدر بعضی آدما بی کارن که میان بجای دل جویی دل میشکنن ناراحت نشو دوست من برای منم جنسیت تعیین نکردن ولی خب خواهر شوهر کوچیکم خیلی دوس داره زود بچه داربشیم ولی خب کیه به حرفش گوش بده

خواهر شوهر منم یبار جلوی من و شوهرمو شوهر خودش به یک زنی که مجری تلوزیون بود گفت وایی چقدر تو خوشگلی زن داداش من میشی؟
هم شوهرش دعواش کرد هم شوهره من ولی من حرفی نزدم ولی الان بخواد تکرار کنه تو دهنی رو حتما خورده
ولی من خیلی دل گیرشدم آخه ما تازه دو ماه بود عقد کرده بودیم و ما مهمون خونش بودیم
چند روز بعدش خواهر شوهر کوچیکم گفت شوخی کرده منم گفتم شوخیش بی جا بود خواهر شوهر توام این حرف رو بزنه شوخی برداشت می کنی؟این رو که شنید تا آخر عمرش ساکت شد

از همون جا بود که فهمیدم آدم نرمالی نیس و باید ازش دوری کنم ولی خب خریت میشه گفت یا محبت یا هر چیز دیگه خیلی بهش مهربونی کردم که نمی گم پشیمونم ولی دیگه برای اون مهربونی و ارزش قائل شدن تموم شد و رابطه رو تبدیل به یک رابطه سنگین رنگین کردم
درود برمن

چون باران باش...

رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
نقل قول
 سپاس شده توسط الی طلا ، sarayazdani ، ملكه ، Negin.B
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۰۱:۰۴ عصر
ارسال: #490
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
سلام بچه ها
من و شوهرم هر دو دانشجو ارشدیم
اون سرکار میره
کلا درس خون نیست و شب امتحانیه
ینی اگه سرکار نمیرفت هم پایان نامه رو تا الان فک نکنم کار خاصی کرده بود

اونوقت مادرشوهرم و گاهی خواهرشوهرم یه موقعایی به من میگن که برو سرکار البته غیرمستقیم
منم خیلی حرصم میگیره
آخه آدم اینقدر پررو!

اصلا شاید بعد از درس هم دلم نخواست کار کنم.
ششششش

میگه پسرش گناه داره هم درس بخونه هم کار کنه
در حالی که درس نمیخونه
پروژه هاش و گاهی من انجام می دادم
پایان نامه هم موضوش مثل منه درواقع کار اونم تا یه جاهایی جلو رفته

چطوری برخورد کنم بچه ها؟
اصلا خوشم نمیاد که بخوام توضیح بدم که به فلان دلیل نمیخوام برم سرکار
چون که قرار نیشت من به اونا توضیح بدم که!
اصلا اونا نباید به همچین چیزی فکر کنن با همچین حرفی به من بزنن

چندوقت مادرشوشو به دخترش میگه تو ادارتون نیرو نمیگیرن که امیدوار بیاد اونجا کار کنه؟!!!!؟؟؟؟
درحالی که من اصلا نگفته بودم دنبال کاری چیزی هستم!!
آدم شاخ در میاره.

واسه هم دعا کنیم.. Angel
ایشالله هرکی هرچی از خدا میخواد و به صلاحشه، زودی بهش برسه.
نقل قول
 سپاس شده توسط sarayazdani
ارسال پاسخ



ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد