شهر خود را انتخاب کنید

در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست شهر تهران را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آرايشگاه شايلي-فاطيما
  • کلينيک زيبايي آنيسا
  • تشريفات کلاسيک
ارسال پاسخ 
حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۱:۰۲ عصر
ارسال: #481
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
مهلا جان تو خوبی به اون چکار داری
اگه اعصابت خرد میشه نرو ولی اگه بیتفاوتی برو
اون شخصیت نداشته تو که داری

از طعنه انسانها غمگین نباش...انها سالهاست که به اسمان ابری می گویند: " خراب "

*** بچه ها خوشحال میشم ب صفحه اینستاگرام منو فالوو کنین و نظر بدین.sahelhajiali***
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط mahla
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۳:۰۷ عصر
ارسال: #482
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
مادر شوشوی من یه دیوو 4 سره
ما تازه عقد کردیم
از دوران نامزدی تو کارای ما دخالت میکرد
حالا هم که عقد کردیم بدتر شده
وقتی میرم خونشون اینقد از من بیچاره کار میکشه که وقتی میرم خونه مامانم میگه هستی مامان چرا دستات اینجوری شده
تا با شوشو هم درموردش صحبت میکنم از مامانش دفاع میکنه
میخواستیم خونه جدا بخریم اینقد گریه و زاری و اشک تمساح ریخت که من بدون پسرم میمیرم
اینقد تو گوش شوشوی خوند که شوشو مجبور شد خونه 2 طبقه بخره که اونا پایین باشن ما طبقه بالا
نمیدونم چیکار کنم
مادر شوهرم مادر شوهرای قدیییم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۳:۲۷ عصر
ارسال: #483
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
وقتی شوشوت نیست خونه مادر شوهرت نرو با خودش برو با خودشم برگرد.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۶:۲۷ عصر
ارسال: #484
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
از این به بعدم باید همین کارو کنم با خودش برم با خودش برگردم

“حوا” که باشی بعضی ها “هوا ” برشان می دارد که “آدمند ” !!!
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۶-تير-۱۳۹۲, ۰۷:۱۹ عصر
ارسال: #485
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
آره منم خواهر شوهرم جلوی شوهرم عاشقه منه ولی وقتی نیس هرچی دلش می خواد میگه
ماهم تصمیم گرفتیم با شوهرم برم بیام وباهاش تنها نشم
واقعا اینا چه جونورایی هستن ؟کاش یخورده به خودشون بیان

چون باران باش...

رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
مشاهده سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۱۰:۴۴ صبح
ارسال: #486
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
منم با شوشو میرم و برمیگردم چیه خیلی پرو میشن جلوی شوهرامون میشن موش ولی وقتی نیستن میشن دیوو

شاخ نیستم ولی شاخ دراوردم از شاخ شدن خیــــــــــــــــــــــــــــلی ها....Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۱:۴۷ عصر
ارسال: #487
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
(۱۶-تير-۱۳۹۲ ۱۲:۰۰ عصر)نانا جون نوشته است:  مطمئن باش خدا جواب دل سوزوندنشون رو بهشون میده پروانه جون.برای منم توی خیلی چیزا کم گذاشتن.بعضی وقتا که شوهرم پر رو میشه و میگه تو تک دختری باید خانواده ت برات بیشتر از اینا خرج کنن دلم میخواد بهش بگم تک دختری که خانواده ی شوهرش یه آینه شمعدون ساده رو ازش دریغ کردن همینایی هم که تا حالا خرج کردن از سرشم زیاده.خانواده م تا حالا از چیزی کم نذاشتن.خانواده ی اونا توی همه چیز کم گذاشتن.چون به روی شوهرم نیوردم زبونش دراز میشه.باید به روشون بیاریم و بهشون سرکوفت بزنیم تا ساکت بشینن سر جاهاشون.

عید امسال خونشون که بودیم پاشدم ظرف بشورم.اومده تو آشپرخونه منتظر یه حرکت اشتباه من بود انگار.منم یه سینی بزرگ دستم بود همه آبش ریخت روی موکت تمیزم بود.موکتو جمع کرده برده تو حموم بشوره کلی حرف بارم کرد.میگه فکر نکن خوشگلی همه باید دوست داشته باشن اینجا عروسا رو نسبت به تمیزیشون دوست دارن با کلی حرف دیگه
مادر شوهرم گفت

نانا به نظر من وقتی طرف اینقدر پررو هست و انتظاراتش یک طرفس لازمه که یکبار به روش بیاری!! من اعصاب آدم پررو رو ندارم، خرج نمی کنن به جهنم لااقل روشونو زیاد نکنننننننMad

" آن قدر دانم که چیزی هست و من گم کرده ام "
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۵:۰۲ عصر
ارسال: #488
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
دوستان کمک منم بکنین منم دوست ندارم مادر شوهرم بگه فلان کارو بکن چیکار کنم مثلا جمعه ای مکیگفت شیما بیا اینو بکش بادمجون غذای ظهر یا اینو ببر چیکار کنم؟ممنون.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۱۱:۵۳ صبح
ارسال: #489
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
موندم ما چزا به زن داداشمون گیر ندادیم سر هیچی3 (12)3 (12)Wink

بابا خواهر شوهر من تازه یک ماهه حامله شده همه جمه بودیم گفت آره داداش حالا ما تازه عقدیم گفت باید بچه بیارید من میخوام عمه بشم بایدم پسر بیاری وگرنه نسل ما منقرض میشه همه رو هم با خنده میگفت بعد گفت من نمیدونم بچه پسر باید باشه نسل ما به یک تار مو بنده گفتم بچه که دست آدم نیست من دختر بیشتر دوست دارم گفت نه اگه پسر بدنیا نیاورد اینقدر زن بگیر مثل قهوه تلخ بود هی زن میگرفت تا پسر بدنیا بیارن اونم میگفت اینقدر زن بگیر تا یکیشون پسر بدنیا بیاره

Dodgy منم هیچی نگفتم همش هم میگم بچه تو دختره خدا کنه دختر باشه پسر باشه دیگه هیچی واویلا داریم
شوهرم هیچی نگفت وقتی بهش گفتم گفت من نشنیدم اگه گفته حتی به شوخی غلط کرده اما من نشنیدم که جواب بدم خودشم میدونه و شنیده نمیخواد بین ما خراب بشه یا من روم به روی خانوادش باز بشه همین که بفهمه کافی اولا اصرار میکردم باید جوابشونو بده یا حمایتم کنه
اما الان میگم من تحصیل کردم امروزی هستم قوی هستم سرکار میرم پس میتونم از پس مشکلات خودم بر بیام باید نشون بدم زن کوچیک و دست و پا چلفتی که همش نق میزنه و محتاج نیستم Smiling

از چشم خیلی ها افتادم چون جدیدا دارم جوری زندگی میکنم که خودم حال میکنم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sarayazdani
۱۸-تير-۱۳۹۲, ۱۲:۲۷ عصر
ارسال: #490
RE: حرفهای مادرشوهر ٬خواهرشوهرو...
عزیزم ما اینجور مواقع یه ضرب المثل داریم که هر کی گندم بکاره گندم درو میکنه هر کی هم جو بکاره جو. ایندفعه که گفت شما هم بگو جنسیت بچه رو مرد تعیین میکنه پس باید برادر شما براتون پسر بکاره که من پسر به دنیا بیارم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط ziza ، morvaryd ، eliiiiiiinaz ، lightnight
ارسال پاسخ