ترس از ازدواج

۲۲-فروردين-۱۳۹۰, ۰۸:۳۴ صبح
ارسال: #21
RE: ترس از ازدواج
من قبلا" خیلی کارو دوست داشتم ولی الان دیگه نه شایدم برا اینه که کارم رو دوست ندارم و اینقدر محیطهای کارم بد بودن و ازشون ضربه خوردم که دیگه زده شدم ولی تو خونه نشستن هم خستم میکنه ولی اینقدر الان کمبود استراحت دارم که دلم میخواد 2ماه بیکار باشم بخوابم بعدم من کارم خیلی زیاده کار خونه خانواده دانشگاه و .... دیگه از سر کار میام تا به بخشی از کارام برسم شده 1شب برا همین خیلی خستم

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۲۹ عصر
ارسال: #22
   
RE: ترس از ازدواج
من از اینکه باید یه کار روتین داشته باشی سر یه ساعت از خواب بیدار بشی متنفرم
نقل قول
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۳۲ عصر
ارسال: #23
RE: ترس از ازدواج
وای وای نگووووووووووو

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۳۵ عصر
ارسال: #24
   
RE: ترس از ازدواج
من که فعلا شاغل نیستم قبلا خیلی دوست داشتم شاغل بشم اما یه مدتی که سر کار رفتم دیدم خیلی خسته کنندس آخرسرم هیشکی قدرت نمیدونه تازه توقع کار خونه رو هم دارن!!
نقل قول
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۰۱:۲۲ عصر
ارسال: #25
RE: ترس از ازدواج
واقعا" کسی قدر نمیدونه که هیچی اصلا" خستگیتو هم درک نمیکنن

زندگی لحظه لحظه نو شدن است ساقه و ریشه و درو شدن است
نقل قول
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۰۱:۳۹ عصر
ارسال: #26
   
RE: ترس از ازدواج
آقایون فقط بیرون کار میکنن و وقتی میان خونه باید همه چی آماده باشه اما خانمی که بیرون کار میکنه باید خونه رو هم مرتب بکنه و غذا آماده کنه اگرم کوتاهی بکنه و بی دقتی بکنه همه از چشم خانم خونه میبینن ،من که ترجیح میدم با این اوصاف بیرون کار نکنم ،تازه تو ایران آقایون انتظار دارن خانمها حقوقشون به آقایون بدن !!
نقل قول
 سپاس شده توسط sombol ، mina khanom
۲۴-فروردين-۱۳۹۰, ۱۱:۱۸ عصر
ارسال: #27
   
RE: ترس از ازدواج
من یه مدت بیرون کار می کردم دیدم اصلا نمی رسم به کارای خونه. خیلی خسته می شدم از شوهرم هم دیرتر خونه می رسیدم!!!
دیدم پروژه ای خونه کار کنم بهتره!

✿ ✿ ✿ دوستای گلم اگر نبودم, می تونید منو تو سایت زیورآلات پرتره یا قانون جذب پیدا کنید ✿ ✿ ✿
نقل قول
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۱۷ صبح
ارسال: #28
RE: ترس از ازدواج
من تو خونه زیاد نمیتونم کار کنم. بازیگوشی میکنم!
نقل قول
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۱۱:۲۲ صبح
ارسال: #29
   
RE: ترس از ازدواج
بازیگوشی خوبه دیگه Tounge

✿ ✿ ✿ دوستای گلم اگر نبودم, می تونید منو تو سایت زیورآلات پرتره یا قانون جذب پیدا کنید ✿ ✿ ✿
نقل قول
۱۵-تير-۱۳۹۰, ۰۸:۵۹ صبح
ارسال: #30
RE: ترس از ازدواج
راستش من هم از ازدواج خیلی می ترسم و دلیلشم نمی دانم هر چه به مراسمون نزدیکتر می شم ترسم بیشتر می شه اینها بانامزدم هم مطرح کردم ولی اومی گه ترست معنی نداره-شاید هم به خاطر این است که نامزدم ایران نیست و پیش روانشناس هم رفتم ولی می گند ترسم بی معنی است حتی به نامزدم پیشنهاددادم که مراسم عقب بندازیم- من خودم دارم همه کارها می کنم هر چند نامزدم سعی می کند خیلی کمکم کند و از استرهام کم کند به نظر شما ها این طبیعی است؟
نقل قول
ارسال پاسخ



ارسال پاسخ صفحه قبل صفحه بعد