به نوعروس خوش آمدید


نوعروس اولین و بزرگترین انجمن مخصوص عروس خانم های جوان است که امکان تبادل نظر در مورد مسائل مختلف را فراهم می کند


در صورتی که شهر شما جزو این دسته ها نیست سایر را انتخاب نمایید


    
    سفر و ماه عسلسفر و ماه عسل
  • مگا منو
  • جهيزيهجهيزيه
  • مگا منو
  • سفره عقدسفره عقد
  • مگا منو
  • زیبایی و سلامتیزیبایی و سلامتی
  • مگا منو
  • تشريفاتتشريفات
  • مگا منو
  • تالار عروسیتالار عروسی
  • مگا منو
  • گل فروشیگل فروشی
  • مگا منو
  • مزون عروسمزون عروس
  • مگا منو
  • آتليه عکسآتليه عکس
  • مگا منو
  • آرايشگاه عروسآرايشگاه عروس
  • مگا منو
  • تصاویر آتلیه اخوان
  • مرکز زیبایی مدیس
  • آتلیه سعید عرب
  • تشريفات کلاسيک
کافه نوعروس
انجمن های نوزاد
ارسال پاسخ 
با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
۴-مرداد-۱۳۹۲, ۰۳:۲۶ عصر
ارسال: #101
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
(۴-مرداد-۱۳۹۲ ۰۳:۰۰ عصر)sepas نوشته است:  کاملا درکت میکنم..
من خودم خونمون که خریدیم با خونه مادرشوهر اینامم 2 چهار راه فاصله داره اما همش میترسم..از بس فضوله و یهو میاد در خونه آدم..اینقد بهش گفتیم خبر بده بازم اسکول میزنه.
یکم حواست به شوهرت باشه که بعدا نزاری خیلی بره اونجا ..چون همه زندگیتو از زیر زبونش میکشن بیرون..سعی کن اعتدال داشته باشه رفت و آمدتتون

عزیزم باز تو دوتا چهارراه با هم فاصله دارین من تو دهنشونم یعنی هرچی برم بیام ،مهمون برام بخواد بیاد آمارشو دارن دیگه. مامانم همش بهم میگه عیب نداره الان بهترین روزای زندگیته به کسی اجازه نده خرابشون کنه .ولی دیگه کاری نمیتونم کنم فقط به قول تو باید مواظب زندگیم باشم مامانم میگه انقدر به شوهرت محبت کن که خونه خودتون رو به همه جاترجیح بده ولی من بعید میدونم مادرشوهرم فضولیشو نکنه

شروع رژیم :94/02/09
وزن اولیه :70
وزن فعلی :68
هدف اولیه :65
هدف بعدی:60
هدف نهایی: 55
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۱۱:۲۹ صبح
ارسال: #102
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
مادر شوهر من اخرشه اونروزی که اومده بود ن واسه دیدن جهیزیه اقا اخم کرده بود نشسته بود همه فامیلامون وقتی از بغل من رد میشدند میگفتند چرا مادر شوهرت اخم کرده منم حواسم نبود وقتی نگاهش کردم دیدم اره کسی نبود که اینو بهم نگه بعدم وقتی من رفتم برقصم همینجوری اخم دست به سینه هم نشسته بود اون جاری بدجنسم بلند شد برقصه خندیده بودو دستم میزده مردم خیلی دقت میکنند نمیتونیم بگیم نبینید که من وقتی میگفتم شوهرم میگفت تو خیلی حساسی مردمم حتما خودتون حساس کردین خیلی حرص خوردم تا اینکه چند وقت پیش خواهر شوهرم خودش به شوشوم گفته بود که اره مامان این کارو کرده بود که خودشم ناراحت شده بوده جالبه که انقدر ادم حسود میشه که پسرت خونش پرو پیمونه حسودی کنی واقعا که من اصلا نمیفهممشون بعدم چون اون جاریمم مثل خودشه با اون خوبه از حسودیش گفته بوده نه جهیزیه اون جاریم بیشتر بوده مسخره نیست در صورتی که کاملا برعکس بود بعدم مگه مسابقست که مال کی بیشتره ادم فقط میتونه سکوت کنه

:92.2.19 بهترین روز زندگیم
امير علي عشق منه Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط مهتاب69 ، leydi
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۱۱:۴۵ صبح
ارسال: #103
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
یا خداااا.بابا اینا چرااینجورین؟!!! اونکه بایدخوشحال باشه که خونه پسرش پر ازوسایل شده تو این گرونییییی!!!!
من نمیفهمم اگه جهیزیه کم باشه ایرادمیگیرن اگه زیاد هم باشه ایراد! پس ادم چیکارکنه؟!

"" تاج عروس "" کاملا نو"" 60تومن
.
کت عروس "" کلاهدار لبه دانتل ""45 تومن""" Cool

حراجی/فروش واجاره توروکت شنل عروس/ص 5
.
.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط eln@z ، snow-white ، leydi
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۱:۰۴ عصر
ارسال: #104
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
واقعا ادم نمیدونه چی بگه بعد از عروسی حتی یه سرم به ما نزدن من اگه میدونستم با جهیزیم انقدر مادرشو ناراحت میکنم هیچی نمیبردم اخه ادم میمونه از حرکات و رفتار بعضی ادما من که واگذار میکنم به خدا

:92.2.19 بهترین روز زندگیم
امير علي عشق منه Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط مهتاب69 ، leydi
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۲:۰۹ عصر
ارسال: #105
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
بچه ها خودمونیما. مادرشوهر میاد خونمون بعدش میگیم چرا میاد. نمی یاد خونمون بعدش میگیم چرا نمی یاد. اگه میشد جاهامونو با هم عوض کنیم خوب میشدا.Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط مهتاب69 ، amirfarnaz
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۲:۲۴ عصر
ارسال: #106
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
تا ادم خودش تو موقعیت قرار نگیره نمیتونه قضاوت کنه

:92.2.19 بهترین روز زندگیم
امير علي عشق منه Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط مهتاب69 ، snow-white
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۲:۳۳ عصر
ارسال: #107
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
عزیزم واقعا ببخشید اگه ناراحتت کردم. من اصلا نمی خواستم ناراحتت کنم. این حرفم اصلا در مورد شما نبود. فقط بابت مزاح و خنده بود.
به هر حال بازم اگه ناراحت شدی واقعا شرمنده ام. ببخشید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۵-مرداد-۱۳۹۲, ۰۲:۳۷ عصر
ارسال: #108
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
نه عزیزم ناراحت نشدم چون واقعا ناراحتم ازشون مگه ادم چند بار ازدواج میکنه همه دخترا از بچهگی با این ارزوها بزرگ میشن و همش تو رویاهاشون باهاش زندگی میکنن بعد فکر کن یک ادم به خودش اجازه میده همه چیزو اینجوری بی اجر کنه خدا کنه هیچکس تو این موقعیت قرار نگیره

:92.2.19 بهترین روز زندگیم
امير علي عشق منه Big Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط sahar89 ، مهتاب69 ، snow-white ، leydi
۱۵-مرداد-۱۳۹۲, ۱۲:۲۷ عصر
ارسال: #109
Sad RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
امیدوارم یه روزی بشه که هیچ کسی از همدیگه ناراحت نشه.یعنی میشه؟منم مشکل ماه پیشونی رو دارم که گفته مادر شوهرش بهش حسودی میکنه.Sad
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۴-مرداد-۱۳۹۲, ۰۱:۳۹ عصر
ارسال: #110
RE: با مادرشوهر "حسود" چه کنم؟؟؟؟
(۲۱-خرداد-۱۳۹۲ ۰۹:۴۲ صبح)Farnaziii نوشته است:  الهامBig Grin
مادرشوهر تو آلزايمر گرفته ماله منم كه خودشو داره ميزنه به موش مردگيBig Grinيني داره دقم ميده!!توشمال فهميده بود مامانم كه رودبار رفته بودن واسمون كلي زيتون پرورده اورده خانوم اونجا فقط نظر شوهرمو پرسيده كه كدومشو ميخواي واست بخرم!شوهرمم زيتون ساده برداشته!آخه الهام مشكل ننش نيست شوهرمه كه مو ب مو واو ب واو همه چي و كف دست ننش ميذاره!!بخدا از ترسم ديگه به شوهرم آمار خودمو خانوادمو نميدم!حالا موندم وقتي حامله شدم ب شوهره بگم يا نه3 (12)3 (12)آخه دلم ميخواد وقتي شكمم اومد بالا بفهمن حاملمBig Grinببين چيكارم كردن كه منه خوش قلب و مهربون انقدر كينه اي و انتقام جو شدمBig Grin

فرناز جون سلام
اه اه اه که اینا همشون مثل همن.مامان همسر من هم همین جوریه.حسوددددد.عقده ای و ع و ض یNew3New3
البته منم میگم تقصیر همسریه که اون اینجوریه چون همه آمارای منو می ده به اونا3 (12)3 (12)3 (12)
تازه ه ه ه خانم 4 ماهه نه خونم اومده نه زنگ زده وقتی هم می خواد بزنگه تو روز که همسری سر کاره می زنگه و باهاش حرف می زنه...BlushBlushBlush منم کاری نکردماااا از آخرین مهمونی که رفتیم خونه جاریم اینجوری کردن از هیچ کدومشون خبر ندارن البته بهتر کلی نفس می کشمTongueTongueTongueTongue
منم 1 ساله خونه خودم هستم وقتی که اومد خونمونو ببینه نشست گریه کرد گفت بیچاره دختر من مستاجره ولی تو راحتی که خونه داری3 (12)3 (12)3 (12)3 (12)3 (12) حسادت رو داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟AngryAngryAngryAngryAngry
تازه به 6 ماه نکشیککه دیدم پرده های خونشو عین من گرفته حتی مدل و جنس هم مثل من بودNew2New2
من که خیلی خسته ام از دستشون با این که 4 ماهه ندیدمشون ولی شوشو یه چیزایی میگه که اعصابمو میریزه به همNew3New3New3
هیییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااCryingCryingCryingCryingCrying

New1
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 سپاس شده توسط azadeh523 ، مداد رنگی ، مهتاب69 ، leydi
ارسال پاسخ